English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
scapegoat کسی را قربانی دیگران کردن
Other Matches
scapegoats کسیکه قربانی دیگران شود
scapegoat کسی که قربانی دیگران شود
encroachment تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachments تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
victimization قربانی کردن
victimizes قربانی کردن
victimized قربانی کردن
victimize قربانی کردن
victimising قربانی کردن
victimises قربانی کردن
victimised قربانی کردن
victimizing قربانی کردن
sacrificing قربانی کردن
offer a sacrifice قربانی کردن
sacrifices قربانی کردن
sacrifice قربانی کردن
sacrificed قربانی کردن
sacrifices قربانی کردن جانبازی
sacrificed قربانی کردن جانبازی
self immolation قربانی کردن خود
sacrifice قربانی کردن جانبازی
sacrificing قربانی کردن جانبازی
sacrificed قربانی دادن فداکاری کردن
sacrificing قربانی دادن فداکاری کردن
sacrifice قربانی دادن فداکاری کردن
sacrifices قربانی دادن فداکاری کردن
individualises از دیگران جدا کردن
individualised از دیگران جدا کردن
individualizing از دیگران جدا کردن
individualizes از دیگران جدا کردن
individualize از دیگران جدا کردن
individualising از دیگران جدا کردن
individualized از دیگران جدا کردن
to trespass بحقوق دیگران تجاوز کردن
draw away جلوتر از دیگران حرکت کردن
to i. upo other's rights بحقوق دیگران تجاوز کردن
To put ones nose into other peoples affairs . درکار دیگران فضولی کردن
To pick other peoples brains. از افکار دیگران استفاده کردن
scapegoats کسی راقربانی دیگران کردن
rain on someone's parade <idiom> برنامه های دیگران را مختل کردن
plagiarised اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstaging توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarising اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstages توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarist اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstaged توجه دیگران را به خود جلب کردن
exclucivism بیمیلی بداخل کردن دیگران درحلقه خود
sported پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sport پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sports پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
Eavesdrop فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
misprision گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
to bring somebody into line زور کردن کسی که خودش را [به دیگران] وفق بدهد یا هم معیار بشود
to pound the filed غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
immolation قربانی
sacrifices قربانی
victim قربانی
sacrificing قربانی
vicarious saccifice قربانی
sacrificed قربانی
sacrifice قربانی
mactation قربانی
victims قربانی
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
sacriticer قربانی کننده
immolator قربانی کننده
hecatomb قربانی صدگاو
mascots نظر قربانی
hecatomb قربانی همگانی
two bishops sacrifice قربانی لاسکر
two bishops sacrifice قربانی دو فیل
immolate قربانی شدن
mascot نظر قربانی
talismans نظر قربانی
victimology قربانی شناسی
talisman نظر قربانی
prey طعمه قربانی
heave offering قربانی افراشتنی
sacrificial فداکارانه وابسته به قربانی
burnt sacrifice قربانی سوخته یا سوختنی
victimless crime جرم بدون قربانی
hieromancy طالع بینی ازروی قربانی
sacrifices قربانی برای شفاعت فداکاری
gambit قربانی پیاده شطرنج در گشایش
gambits قربانی پیاده شطرنج در گشایش
sacrificing قربانی برای شفاعت فداکاری
sacrifice قربانی برای شفاعت فداکاری
he fell a v to his ambition قربانی جاه طلبی خودشد
greek gift قربانی فیل شطرنج درخانه اچ 7
sacrificed قربانی برای شفاعت فداکاری
cannon fodder [soldiers pointlessly and unscrupulously sacrificed] خوراک توپ [سربازان بیهوده و بی وجدانه قربانی شده]
rest دیگران
rests دیگران
aside جدااز دیگران
What do the others say? دیگران چه می گویند؟
asides جدااز دیگران
et al مخفف و دیگران
regrad for others ملاحظه دیگران
regard for others واهمه از دیگران
regard for others رعایت دیگران
regard for others ملاحظه دیگران
dummies الت دست دیگران
spoilsman محل عیش دیگران
spoiler محل عیش دیگران
breaches تجاوز به حقوق دیگران
infringer متخطی به حقوق دیگران
prepotent نیرومندتر از دیگران غالب
steal one's thunder <idiom> قاپیدن کلام دیگران
breached تجاوز به حقوق دیگران
dummy الت دست دیگران
an outrage upon justice پایمال سازی حق دیگران
mind reading کشف افکار دیگران
prevenance توجه باحتیاجات دیگران
vicarious saccifice خودش به جای دیگران
as a warning to others برای عبرت دیگران
one-upmanship <idiom> توانایی سر بودن از دیگران
to pull the strings دیگران را الت قراردادن
take after <idiom> مثل دیگران رفتارکردن
infringement on others rights تخطی به حقوق دیگران
mind reader کاشف افکار دیگران
breach تجاوز به حقوق دیگران
to live at the expense of society بار دیگران شدن
under one's belt <idiom> استفاده از تجارب دیگران
mind readers کاشف افکار دیگران
draw away دیگران را پست سرگذاشتن
run away with <idiom> سربودن ،بهتراز دیگران بودن
interlope پادرمیان کار دیگران گذاردن
competition clause شرط ممانعت از دخول دیگران
john aleay jones جان که نام دیگران جوتراست
ghost-writers کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
splurges ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
ghost-writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
Pry not into the affair of others. <proverb> در کار دیگران مداخله مکن .
to break the ice دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
splurged ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
i do not know;try the others من نمیدانم ببینید دیگران میمانند یا نه
blazing star هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
to be the odd one out <idiom> نامشابه [دیگران در گروهی] بودن
to mack i. about a person در باره کسی از دیگران جویاشدن
splurging ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
splurge ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
proportion اندازه چیزی در برابر با دیگران
to act independently of others کاری به کار دیگران نداشتن
peeping Tom <idiom> کسی که به پنجره دیگران نگاه میکند
oddball <idiom> کسی که رفتارش با دیگران فرق میکند
copier مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
copiers مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
you said it/you can say that again <idiom> نشان دادن موفقیت با نظریه دیگران
sadistic کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
claptrap سخنی که برای ستایش دیگران بگویند
sadistically کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
swim against the tide/current <idiom> کاری متفاوت از دیگران انجام دادن
spoilsports کسی که عیش دیگران را منغص میکند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
to put in a piece of work بخشی از کار دیگران را انجام دادن
spoilsport کسی که عیش دیگران را منغص میکند
to interject a remark سخنی را در میان سخن دیگران گفتن
Be quiet so as not to wake the others. ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
poke سکه زدن فضولی در کار دیگران
sadist کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
cool one's heels <idiom> به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
poked سکه زدن فضولی در کار دیگران
pokes سکه زدن فضولی در کار دیگران
poking سکه زدن فضولی در کار دیگران
to throw one's lot با بخت یا سهم دیگران شریک شدن
go (someone) one better <idiom> کاری را بهتراز دیگران انجام دادن
To lay one self open to ridicule . خودراآلت دست ومسخره دیگران قراردادن
have a way with <idiom> تحت نفوذ قرار دادن دیگران
plagiary سارق اثار ادبی و هنری دیگران
His happiness consists in helping others. خوشبختی او در این است که به دیگران کمک کند.
cats paw الت دست دیگران گره پنجه گربهای
bohemians که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
bohemian که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
parrotry بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
She is more culpable than the others. او [زن] بیشتر از دیگران گناه کار [مقصر] است.
self enforcing دارای قدرت تحمیل اراده خودبر دیگران
Schadenfreude لذتی که شخصی از رنج کشیدن دیگران میبرد
to herd with other people با مردم دیگر پیوستن درگروه دیگران درامدن
ignored تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
ignoring تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
ignore تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
totaquine داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
pestiferously چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
noctule یکجور شب کور در انگلستان که از همه شبکورهای دیگران کشوربزرگتراست
totaquina داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
ignores تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
fast talker <idiom> گوینده خوب کسی است که بتواند دیگران متقاعد کند
interloper کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
echolalia تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
interlopers کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
These pants do not look any different than the others. به نظر نمی آید که این شلوار از دیگران متفاوت باشد.
livery stable اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com