English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
rackets یکجور توپ بازی با چوگانی که انرا racket میگویند
Other Matches
newmarket یکجور بالاپوش چسبان یکجور بازی گنجفه
ormer یکجور نرم تن یک دریچهای که انرا میخورند
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
omber or ber یکجور بازی گنجفه
muggins یکجور بازی دومینو
lansquenet یکجور بازی گنجفه
crickets زنجره یکجور گوی بازی
cricket زنجره یکجور گوی بازی
rounders یکجور بازی گوی وچوگان
cribbage یکجور بازی ورق شبیه رامی
piquet یکجور بازی ورق که برکهای از7دران بکارنمیرود
noughts and crosses یکجور دوز بازی که نشانهای صفرو چلیپادران بکارمیرود
halma یکجور بازی روی صفحهای که 652 خانه چارگوش دارد
sand iron یکجور چوگان در بازی گلف که با ان گوی را از میان ریگ بلند میکنند
ninepins یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
net ball یکجور توپ بازی که توپ بایداز حلقهای که توری درزیران گذاشته اندردشود
give it a good wash خوب انرا شستشو بدهید خوب انرا بشویید
maud یکجور پارچه پیچازی که شبانان اسکاتلندی میپوشند یکجور گلیم سفری
they say میگویند
they f. him ازاوتملق میگویند
there is a rumour that چنین میگویند که
it is not true that he is dead اینکه میگویند مرده است حق ندارد
indo iranian وابسته به بخشی از زبانها....و ایران بدان سخن میگویند
Manx وابسته به جزیره انسان لهجهای که در جزیره نامبرده بدان سخن میگویند
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
him who انرا که
i have a secure grasp of it انرا گرفته ام
i saw it انرا دیدم
neither i or he sees it نه من انرا می بینم نه او
had searched انرا می یافتید
i am out of p with it دیگرحوصله انرا ندارم
i can make nothing of it هیچ انرا نمیفهم
he sold the good ones خوبهای انرا فروخت
give it a shake انرا تکان دهید
give it a rinse انرا بشویید یا اب بکشید
send it by post با پست انرا بفرستید
give it a twist انرا پیچ بدهید
we must winnow away the refuse اشغال انرا باید
lowlander اسکاتلندکه انرا lowlandsمینامند
imyself saw it من خودم انرا دیدم
i do not have the courage جرات انرا ندارم
i had it signed انرا به امضاء رساندم
i saw it my self من خودم انرا دیدم
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
shearling گوسفندی که یک بار پشم انرا
it mokes it yet easier انرا اسانترهم میکند انرابازاسانترمیکند
sculpsit انرا تراشیده یاحجاری کرد
i sold it to one abdullah به عبدالله نامی انرا فروختم
i kind of liked it من تا اندازهای انرا دوست داشتم
i gave it a slight press انرا کمی فشار دادم
i am out of p with it دیگرنمیتوانم انرا تحمل کنم
i cannot a to buy that استطاعت خرید انرا ندارم
you have perhaps seen it شاید انرا دیده باشید
they give it a good scrub خوب انرا مالش میدهند
we made heavy weather of it انرا خیلی سخت دیدیم
who will pay for it کی پول انرا خواهد داد
who will pay for it کی هزینه انرا خواهد پرداخت
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
an inseparable prefix سر واژهای که نتوان انرا به کار برد
irrecocilably چنانکه نتوان انرا وفق داد
overshot wheel چرخی که اب از بالا ریخته انرا می گرداند
i life that better انرا بیشتر از همه دوست دارم
it is past reclaim دیگر نمیتوان انرا ابادیا احیاکرد
inimitably چنانکه نتوان انرا تقلید کرد
you have perhaps seen it ممکن است انرا دیده باشید
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
sexto کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
indiscerptible ازهم نپاشیدنی که تجزیه انرا فانی نسازد
whitleather پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
loaded dice طاسی که یکسوی انرا سنگین کرده باشد
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
indian giver کسی که چیزی بکسی میدهد وبعد انرا پس میگیرد
rickshaws کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
dress coat جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است ودرمهمانیهای شب انرا
reversible propeller ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
it will not bear repeating جندان زشت است که نمیتوان انرا بازگو کرد
rickshaw کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
ricksha کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rose gall برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
to garble the coinage مسکوکات راصرافی وجورکردن برای اینکه سره انرا اب کنندوناسره ات
waggonette گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
cheque to a person's order چکی که گیرنده وجه باید پشت انرا امضا کند
judgement dept بدهی که دادگاه حکم پرداخت انرا صادر نموده است
leadsman کسی که گلوله سربی بدریا می اندازد تا عمق انرا تعیین نماید
telescopic chimney دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
vacuum concrete ملات بتنی که هوای انرا توسط ویبراتور تخلیه کرده باشند
retro rocket موشک اضافی فضا پیما که انرا در جهت مخالف حرکت دهد
vanishing cream کرم یا روغنی که چون بصورت بمالندزودخوردبرودیاپوست صورت انرا جذب کند
frumenty گندمی که پوست انرا کنده بجوشانند ودارچین وشیرینی بان بزنند
pope's eye غدهای که در میان ران گوسفندکه چربی پیرامون انرا گرفته است
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
money spinner کارتنه کوچک که انرا نشانه خوشبختی و وسیله پیدا شدن پول میدانند
controllable twist تیغه رتورهلیکوپتر که میتوان زاویه برخورد انرا درحال پرواز از ریشه تا نوک تغییرداد
prolixity بی ربط یاغیرلازم در اقرارنامه یااستشهادیه که ممکن است انرا از عداد دلایل خواهان خارج کند
alike یکجور
homogeneous یکجور
pan pipe یکجور نی
pandean pipe یکجور نی
hot money منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
permanent income hypothesis این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
flash card ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
band project filter فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
cracker یکجور شیرینی
crackers یکجور شیرینی
lampereel یکجور ماهی
osborne یکجور بیسکویت
nonsuch یکجور یونجه
petard یکجور ترقه
onion couch یکجور جو وحشی
onion grass یکجور جو وحشی
gleek سه برگ یکجور
griffon یکجور لاشخور
cold cream یکجور مرهم
double pair royal چهارطاس یکجور
lewis gun یکجور مسلسل
dutchmans یکجور گل ساعت
aigret یکجور ماهیخوار
Jaffa یکجور پرتغال
costrel یکجور قمقمه
mignonette یکجور گل میخک
elephant'sgrass یکجور لویی
moloch یکجور سوسماراسترالیایی
lotos یکجور نیلوفرابی
lambs wool یکجور نوشابه
polyanthus یکجور نرگس
sheers یکجور جرثقیل
custard pie یکجور شیرینی
rubicelle یکجور یاقوت
snow flake یکجور گل حسرت
pippin یکجور سیب
lotus یکجور نیلوفرابی
lotuses یکجور نیلوفرابی
trebuchet یکجور ترازو
pandore یکجور سه تار
pair royal سه سر سه طاس یکجور
pair royal سه برگ یکجور
trebucket یکجور ترازو
sheer legs یکجور جرثقیل
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
sea asparagus یکجور خرچنگ دریایی
killdee یکجور مرغ باران
meerscham یکجور گل نرم چپق
majolica یکجور کاشی صورتی
staniel یکجور باز کوچک
trammel یکجور دام یا تور
pullicate یکجور دستمال رنگی
double pair royal چهار برگ یکجور
pollack or lock یکجور ماهی روغن
missel یکجور باسترک در اروپا
deer tiger یکجور یوز امریکایی
kirschwasser یکجور عرق البالو
grams یکجور باقلا گرم
grammes یکجور باقلا گرم
sardonyx یکجور عقیق یمانی
buns یکجور کلوچه یاکماج
sand fly یکجور پشه ریز
pipistrel یکجور شبکور کوچک
mine thrower یکجور توپ سنگری
maiolica یکجور کاشی صورتی
marcelwave یکجور فر یا موج که بمومیدهند
mayweed یکجور بابونه بدبو
magenta یکجور رنگ قرمز
gram یکجور باقلا گرم
sparable یکجور سنگ اهکی
catbird یکجور باسترک امریکایی
catamount یکجور گربه دشتی
orang utan یکجور بوزینه درازدست
fandango یکجور رقص اسپانیولی
standards همگون یکنواخت یکجور
onion skin یکجور کاغذ نازک
custard یکجور شیرینی یا فرنی
dressing-up یکجور بازیکهدر آنبچههالباسغیرعادیبهتنمیکنند
paris blue یکجور نیل فرنگی
busbies یکجور کلاه پوستی
busby یکجور کلاه پوستی
fandangos یکجور رقص اسپانیولی
mountain cork یکجور پنبه کوهی
catamountain یکجور گربه دشتی
pavan یکجور رقص سنگین
brandling یکجور کرم خاکی
weever یکجور ماهی خاردار
standard همگون یکنواخت یکجور
chrysoprase یکجور یاقوت زرد
bun یکجور کلوچه یاکماج
orfe یکجور ماهی طلایی
fettling شن یاکلوخهای که درته کوره می ریزند تا انرا محافظت کند خاکستر ته کوره
loganberries میوه تمشک قرمز رنگ که انرا تمشک خرس مینامند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com