Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
g flops
یک بیلیون عملیات ممیز شناوردر یک ثانیه
Other Matches
mflops
یک میلیون عملیات ممیز شناور در ثانیه یک میلیون عملکرد با ممیزشناور در ثانیه Per Operation FloatingPoint illion
m
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
kilomega cycle
یک بیلیون سیکل در ثانیه
kilomegacycle
یک بیلیون چرخه در ثانیه
gigahertz
فرکانس یک بیلیون دفعه دریک ثانیه
floating point operation
عملیات ممیز شناور
megaflop
یک میلیون عملیات ممیزشناور در ثانیه مگافلاپ
gigaflop
یک هزار میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
flops
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flop
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
m
مگابیت در ثانیه . تعداد میلیون بیتهای ارسالی در ثانیه
fractional T
روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
cycle per second
سیکل بر ثانیه تناوب در ثانیه
billion
بیلیون
billions
بیلیون
giga
بیلیون
kilomegabit
یک بیلیون بیت
gigabyte
بیلیون بایت
terabit storage
بیلیون بیت حافظه
billionaires
کسی که ثروتش از بیلیون تجاوز میکند
billionaire
کسی که ثروتش از بیلیون تجاوز میکند
femto
پیشوندی که بیان کننده یک کوادریلیوم یا یک میلیونیم یک بیلیون میباشد
fibre distributed data interface II
استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air operations
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
statements
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagate
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
عملیات کنترل زمین عملیات
atto
معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
auditor
ممیز
auditors
ممیز
discriminator
ممیز
scrutineer
ممیز
discerning
ممیز
radix point
ممیز
distinguished investigated by the
ممیز
binary point
ممیز
comptroller
ممیز
auditor general
سر ممیز کل
decimal points
ممیز
surveyor
ممیز
controllers
ممیز
verifier
ممیز
surveyors
ممیز
decimal point
ممیز
controller
ممیز
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
slash
نشان ممیز
differentiating filter
صافی ممیز
controllers
حسابدار ممیز
binary point
ممیز دودوئی
assessor
ممیز مالیات
floating point
با ممیز شناور
fixed point
ممیز ثابت
fixed point
با ممیز ثابت
floating point
ممیز شناور
decimal points
ممیز اعشار
binary point
ممیز دودویی
variable point
با ممیز متغییر
assumed decimal point
ممیز عاریتی
slashed
نشان ممیز
indiscerning
غیر ممیز
marker variable
متغیر ممیز
radix point
نقطه ممیز
decimal point
ممیز اعشاری
decimal point
ممیز اعشار
discerning minor
صغیر ممیز
decimal points
ممیز اعشاری
slashes
نشان ممیز
controller
حسابدار ممیز
octal point
ممیز هشت هشتی
floating point
ممیز شناور
[ریاضی]
hexadecimal point
ممیز شانزده شانزدهی
indiscerning minor
صغیر غیر ممیز
floating point rutine
روال ممیز شناور
floating point representation
نمایش با ممیز شناور
floating point arithmetic
حساب ممیز شناور
fixed point representation
نمایش ممیز ثابت
floating point constant
ثابت ممیز شناور
fixed point operation
عملکرد با ممیز ثابت
fixed point number
عدد با ممیز ثابت
floating point number
عدد با ممیز شناور
fixed point arithmetic
حساب ممیز ثابت
floating point operation
عملکردبا ممیز شناور
air sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
0.42
[zero point four two]
[zero point forty-two]
[forty-two hundreths]
صفر ممیز چهار دو
[ریاضی]
point
ممیز
[در کسر اعشاری]
[ریاضی]
point
نقطه گذاری کردن ممیز
fixed point notation
نشان گذاری با ممیز ثابت
floating point number
اعداد ممیز شناور
[ریاضی]
floating point notation
نشان گذاری با ممیز شناور
actual decimal point
نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
army operations center
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
second
ثانیه
seconds
ثانیه ها
seconded
ثانیه
second
ثانیه
seconds
ثانیه
seconding
ثانیه
hz
سیکل بر ثانیه
inches per second
اینچ بر ثانیه
watt second
وات- ثانیه
five second rule
قانون 5 ثانیه
hertz
یک سیکل در ثانیه
femtosecond
یک کوادریلیوم ثانیه
hertz
چرخه در ثانیه
in 0 seconds
در فرف ده ثانیه
second-hand
ثانیه شمار
LPs
تعدادخطوط در ثانیه
medium speed
بیت در ثانیه
per second per second
مجذور ثانیه
Ms
یک هزارم ثانیه
centisecond
یکصدم ثانیه
character per second
دخشه در ثانیه
characters per second
دخشه بر ثانیه
micro-
یک میلیونیوم ثانیه
picosecond
تریلیونیم ثانیه
ns
یک بیلیونیم ثانیه
bits per seconds
بیت در ثانیه
us
یک میلیونیم یک ثانیه
split second
قسمتی از ثانیه
usec
یک میلیونیم یک ثانیه
twentyfour second violation
خطای 42 ثانیه
ampere second
امپر- ثانیه
revolution per second
دور در ثانیه
psec
یک تریلیونیم ثانیه
backcourt violation
خطای 01 ثانیه
baud
علامت در ثانیه
cycles per second
چرخه در ثانیه
nanoseconde
میلیاردیم ثانیه
microsecond
یک میلیونیوم ثانیه
cycles per second
دور در ثانیه
millisecond
هزارم ثانیه
millisecond
میلی ثانیه
microsecond
میلیونیم ثانیه
msec
هزارم ثانیه
microsecond
یک میلیونیم ثانیه
nanosecond
یک میلیاردیوم ثانیه
nanosecond
بیلیونیم ثانیه
millisecond
یک هزارم ثانیه
microsecond
میکرو ثانیه
milisecond
میلی ثانیه
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
kilohertz
هزار سیکل در یک ثانیه
three second violation
خطای 3 ثانیه در بسکتبال
sweep hand
عقربه ثانیه شمار
ten second rule
قانون 01 ثانیه در بسکتبال
ten second line
خط قانون 01 ثانیه دربسکتبال
twentyfour second rule
قانون 42 ثانیه در بسکتبال
three second rule
قانون 3 ثانیه در بسکتبال
cps
دور بر ثانیه هرتز
cps
Second Per Characters کاراکتر بر ثانیه
kilobaud
هزار بیت در ثانیه
Ms
یک هزارم ثانیه illiSecond
cusec
یک فوت مکعب در ثانیه
million instructions per second
میلیون دستورالعمل در ثانیه
threes
خطای 3 ثانیه یا 3 گام درهندبال
three
خطای 3 ثانیه یا 3 گام درهندبال
kilo
فرکانس هزار سیکل در ثانیه
mhz
یک میلیون سیکل در ثانیه egaHertz
Advanced Technology Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
foot pound second system
دستگاه فوت پاوند ثانیه
centimeter gram second system
دستگاه سانتیمتر گرم ثانیه
kilos
فرکانس هزار سیکل در ثانیه
AT Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
airhead operations
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
saddle bronc riding
سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
gigahertz
فرکانس یک هزار میلیون سیکل در ثانیه
low speed communications
ارسال داده کمتر از بیت در ثانیه
mhz
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
clock
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
kilo
اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه منتقل میکند
kilos
اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه منتقل میکند
T link
که میتواند داده تا چند مگابیت در ثانیه منتقل کند
Kbps
اندازه مقدار داده که یک وسیله هر ثانیه ارسال میکند
time fire
مسابقه تیراندازی با محدودبودن زمان 02 ثانیه برای 5تیر
picocomputer
کامپیوتری که قابلیت پردازش داده را در تریلیونیمهای ثانیه دارد
times
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
time
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
timed
زمانی که به صورت ساعت , دقیقه , ثانیه و... بیان شود
clocks
تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
gals
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
gal
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
baud
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
baud rate
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com