Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English
Persian
Wake not a sleeping lion .
<proverb>
شیر خفته را بیدار نکن.
Other Matches
sleeping
وضعیت سیستم که منتظر سیگنال است
sleeping
خواب
sleeping
خوابیدن
sleeping
خواب رفتن خفتن
sleeping
پیش از انجام کاری
lion
شیر
he has never seen a lion
او هرگز شیر ندیده است
the lion said
شیر گفت
he never saw a lion
او هرگز شیر ندیده است
lion
[حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
lion
برج اسد
lion
شیر نر
lion
هژبر
sleeping room
خوابگاه
sleeping compartment
قسمتخوابیدن
sleeping sickness
مرض خواب
sleeping partnership
مضاربه
sleeping carriage
واگن تختخواب دار
sleeping carriage
خوابگاه قطار
sleeping pills
قرص خواب
Where is the sleeping car?
واگن خواب کجاست؟
sleeping pill
قرص خواب
sleeping car
واگن تختخواب دار راه اهن
sleeping cars
واگن تختخواب دار راه اهن
sleeping room
اطاق خواب
sleeping partners
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
sleeping partners
شریک سرمایه رسان
sleeping partner
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
sleeping sickness
داء النوم
sleeping partner
شریک سرمایه رسان
lion's provider
شغال
yong lion
شیر جوان
lion skin
دلیری بخود بسته
lion share
بزرگترین یا بهترین بخش
yong lion
جویای نام
lion's share
بخش عمده
lion's share
بزرگترین سهم
lion's share
همهی چیزی
lion's share
تمام
lion passant
شیردستبلند
lion rug
فرش شیری
[این طرح بیشتر مربوط به استان فارس و عشایر آن منطقه بوده و گاه در طرح از شتر و یا حیوانات دیگر نیز استفاده می شود.]
as brave as a lion
<idiom>
مثل شیر
[شجاع]
lion mouth
جا یا وضع خطر ناک
lion hearted
شیر دل
lion heart
مواد فلزی که درنتیجه قال کردن معدن بدست می ایدوتااندازهای ناپاک است
sea lion
خوک دریایی یالدار
ant lion
اسیابانک
wake
شب زنده داری کردن
wake
شب زنده داری
wake
احیاء
in the wake of
<idiom>
درنتیجه ،شرح ذیل
wake
شب نشینی
wake
بیداری
to wake
بیدار شدن
to have someone wake you up
بگذارید کسی شما را بیدار کند
to wake up
بیدار شدن
wake
از خواب بیدار کردن رد پا
wake
دنباله کش تی
in the wake of
در دنبال
in the wake of
بتقلید
wake
کف پاشنه
wake up
کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد
wake
شیار
wake
جریانهای حلقوی بال
wake up
تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
in the wake of
بتاسی
wake
خط حرکت ناو
wake
رد ناو
let sleeping dogs lie
<idiom>
[شر به پا نکن]
How can the sleeping one awaken another who is asl.
<proverb>
خفته را خفته کى کند بیدار.
let sleeping dogs lie
<idiom>
[دنبال دردسر نگرد]
One must let sleeping dogs lie.
دنبال شر نباید رفت
the red lion & sun
شیروخورشیدسرخ
An ass in the guise of a lion.
خر درپوست شیر
Leo the Lion (July 23)
شیر
jump into the lion's mouth
<idiom>
خود را توی دهان افعی انداختن
Be quiet so as not to wake the others.
ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
broad a wake
کاملا بیدار
lyke wake
پاسبانی مرده در شب
wake robin
گل شیپوری
wake light
چراغ تشخیص خط حرکت ناو
wake surfing
موج سواری بدنبال قایق
Please don't wake me until 9 o'clock!
لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings.
عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
To behave ( act ) like a ruffian. To beard the lion in his den .
لوطی بازی درآوردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com