English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
black short شکستگی سیاه
Other Matches
black بازیگر دوم شطرنج
black بی رنگ
black چرک وکثیف
black بستانکار بودن در حساب
black وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است
black out خاموشی
black out قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
black سیاه کردن
black سیاه رنگی
black سیاه
look black متغیر بنظر امدن
black تیره
black سیاه شده
black زشت
black تهدید امیز عبوسانه
black سیاهی
black سیاه رنگ
black out حرکت با چراغ جنگی در شب خاموشی شبانه استتار شبانه
to black out قلم زدن
in the black <idiom> سود بردن
to black out سیاه کردن
black 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
black دوده لباس عزا
he went there in black اوبا جامه سیاه انجا رفت
black d. دم گاز خفه کننده
black eyed سیاه چشم
There is no colour beyond black . <proverb> بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
black endorsement براتی که در وجه حامل فهرنویسی شده باشد
black coffee قهوه تلخ
black earth سیاخاک
gas black دوده
You went in a black veil, but must come out in a w. <proverb> با چادر سیاه رفتى باید با کفن سفید بیرون بیائى .
black coral شبه
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
black coffee قهوه بی شیر
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
black death طاعون یا وبا
black diamond الماس سیاه
black dog کج خلقی
black dog مالیخولیا
black coral پسر
black finish پوشش سیاه
black cherry الوبالو
black ash خاکستر سیاه
black art سحر
black art جادوگری
black anneal سیاه گداختن
black a vised سیه چرده
black a vised سبزه دارای پوست تیره
furnace black سیاهی کوره
black coffee قهوه بدون شیر
black coffee قهوه سیاه
animal black ذغال حیوانی
aniline black سیاه انیلینی
in black and white <idiom> بصورت نوشتار
black armband سرآستین [برای سوگواری ]
he wears black سیاه پوشیده است
black beetle سوسک گرمابه
black bile صفرای سیاه
black capitalism سرمایه داری سیاه
black cap کلاه سیاه
black cap کلاهی که هنگام اجرای حکم اعدام برسرمحکوم گذارند
black buzzard قره سنقر
black brittleness ترک سیاه
black brittleness شکستگی سیاه
black book کتاب سیاه
black book دفتر ثبت نام تبه کاران ومجرمین یاکسانی که از انجام عملی ممنوع میشوند
Black will take no other hue. <proverb> بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
black level تراز سیاه
eriochrome black سیاه اریوکروم
black body جسم سیاه
black body قسمت خطرناک
black bile سوداء
acetylene black دوده استیلنی
black wash رنگ سیاه
black partridge دراج
black will take no other hue بالای سیاهی رنگی نیست
black mulberry شاه توت
black mud لجن
black matrix صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
black writer چاپگری که در آن تونر به نقاط گرم شده توسط اشعه لیزر می چسبد برای اسکن کردن تصویر
black magic جادو
black magic سحر
black load سرب سیاه
black list فهرست اسامی موسساتی که در پرداخت دیون خود تعلل ویا در اجرای کار خدعه کرده اند
black paternoster افسون برضد روح پلید
black pickling اسید شویی مقدماتی
black powder باروت سیاه
black wash نوع دیگری ازگرافیت و کک و ذغال سخت یامواد الی است که با مایعی بطور معلق و برای پوشش ماهیچههای تر و قالبهای ماسهای به کار برده میشود
black widow نوعی عنکبوت زهردارکه جنس ماده ان سیاه رنگ است
black smith اهنگر
black smith نعلبند
black slip خفت پران
black shortness ترک سیاه
black sheet ورق سیاه
black propaganda تبلیغات خطرناک
black propaganda تبلیغات سیاه
black list فهرست سیاه
black list لیست سیاه
black induction توقف القا
bone black عاج سیاه
black hawk هلی کوپتر سیکورسکی
black guardly فحاش
black guardly بی شرف
black grouse نوعی باقرقره بزرگ
carbon black دوده
channel black دوده
black gang اتشکار موتورکشتی
black gang غلام سیاه
black flag پرچمی که نشانی اعدام زندانی است
black ivory ساهان افریقایی
black japan لاک اسفالت
black japan ورنی اسفالت
black liqour شربت سیاه
black light نور سیاه
black light تابش فرابنفش
blacker than black تراز فراسیاه
black letter حرف سیاه
black leprosy جذام
black lead گرافیت
black lead سرب سیاه
black flag پرچم دزدان دریایی
Black sheep جوجه اردک زشت [اصطلاح روزمره]
black marketeering دادوستددربازارسیاه
black marketeer کسیکهدربازارسیاهفعالیتدارد
jet-black سیاه براق و تیره
black ice یخ شفاف روی اب
black sheep بزگر
black sheep بچه گیج وبی هوش
black sheep کسی که مایه ننگ وخجالت خانوادهای باشد
black economy پولیکهبدوناطلاعدولتبرایفرارازمالیاتکسبشود
black and white چاپ
black stone مهرهیسیاه
black square خانهسیاه
black pudding سوسیستولیدشدهازگوشتوخونخوک
black section گروهیغیراداریدرداخلیکحزبسیاسیکهمدافعحقوقسیاهپوستاناست
They were all dreesd in black. تمام آنها لباس سیاه پوشیده بودند
platinum black گرد سیاه پلاتین حاصله از حل املاح ان
platinum black پلاتین سیاه
black vomit طاعون زرد [پزشکی] [بیماری]
black vomit تب زرد [پزشکی] [بیماری]
blue-black آبیپررنگ
black spot جادهباآمارتصادفبالا
black salsify شنگ
black bread نانسیاه
black ball توپسیاه
black eye سیه چشم
black and white دستنوشته
black and white سیاه و سفید
to lool black خشمگین یا متغیر بنظر امدن
to be in ones black books مغضوب کسی واقع شدن
the black sea دریای سیاه
the black race نژاد سیاه
slate black رنگ سیاه سنگ لوحی
slate black رنگ ارغوانی مایل بسیاه
black ant مورچه سیاه [حشره شناسی]
black eye چشم سیاه
black eye سیاهی اطراف چشم
jet-black سیاه سیاه
jet-black سیاه شبقی
black marks سابقهی بد
black mark سابقهی بد
black Marias اتومبیل گشتی پلیس
black Maria اتومبیل گشتی پلیس
black eyes بدنامی
black eyes سیاهی اطراف چشم
black eyes چشم سیاه
black eyes سیه چشم
black eye بدنامی
black and blue کبود و سیاه
aceko black نوعی رنگ سیاه اسیدی
black boxes جعبه سیاه
black box جعبه سیاه
black markets دربازارسیاه معامله کردن
black board تخته سیاه
black hole زندان تاریک
pitch-black خیلی سیاه
pitch-black قیرگون
pitch black خیلی سیاه
pitch black قیرگون
black holes حفره سیاه چاله سیاه
black holes سیاهچاله
black holes سیاه چال
black holes زندان تاریک
black hole حفره سیاه چاله سیاه
black hole سیاهچاله
black hole سیاه چال
black markets بازار سیاه
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
black tie لباس عصر مردانه
black tie کت نیمه رسمی مردانه
black wool پشم سیاه
They were dressed all in black. همه آنها لباس تمام سیاه پوشیده بودند
black box سرعت و مسافت سنج [ وسایل نقلیه خودرو]
black belts کمربند سیاه استاد جودو
black belt کمربند سیاه استاد جودو
to look at the black side [about something] بدبین بودن [برای چیزی]
ivory black رنگ سیاه که از اهکی کردن عاج میسازند
black market بازار سیاه
ivory black گرد سوخته استخوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com