Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
drip table
میز چکانش
Other Matches
He banged the table with his fist . He thumped the table .
با مشت کوبیدن روی میز
drip
چکانیدن چکه
drip
شیار ابچکان
drip
چفت ابچکان
drip
چکه کردن
drip
چکیدن
drip-course
رج آبچکان
drip-cap
[ابزار بند دماغه آب]
drip moulding
شیارآبچکان
drip oiler
روغندان قطرهای
drip-dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip loop
حلقه ریزش اب
drip drop
چک چک
drip-mould
ابزار بند آبچکان
drip-joint
[اتصال بین دو ورق فلزی]
drip bowl
سینیگاز
drip-channel
آبچکان
drip pan
قطره چکان
drip pan
لاوک قطرهای
drip plate
صفحه قطران
drip dry
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
eaves-drip
[چفت آبچکان روی شیب بام]
postnasal drip
ابریزش از عقب بینی
drip plate
صفحه چکانش
drip oil lubrication
روغنکاری قطرهای
drip proof enclosure
حفافت در مقابل ریزش اب
table look up
مراجعه به جدول
look up table
جدول مراجعهای
table saw
تابلونمایشگر
Could we have a table outside?
آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
under the table
<idiom>
زیرمیزی
the f. of a table
بطوریکه
inner table
میزداخلی
two way table
جدول دو سویی
table
روی میز گذاشتن
the f. of a table
باید
get table
دست یافتنی
get table
بدست اوردنی
table
طرح کردن
table
مطرح کردن
table
لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table
به صورت جدول دراوردن
table
معوق گذاردن
table
میز
table
به جدولی انتقال دادن
table
خوان
table
لوح جدول
table
لیست
table
فهرست
table
از دستور خارج کردن
table
میزبازی
table
تو گذاردن
table
در فهرست نوشتن
table
جدول
table
کوهمیز
table look up
جستجوی جدول
table
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table
سفره
table
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
table
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table of organization
جدول سازمان
table set
دستگاه میزی
time table
جدول زمانی ورود و عزیمت
time table
جدول زمان بندی
time table
جدول زمانی
table of authorities
جدول اولیا امور
table of distribution
جدول توزیع
table beet
چغندر
table spoonful
قاشق سوپخوری
table spoon
قاشق سوپ خوری
tier table
میز کوچک
tide table
نمودار جزر ومد یاکشند
tide table
جدول کشند
table set
وسیله رومیزی
table point
جدول امتیازها
table of precedence
صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
tide table
جگول جزر و مد
table of equipment
جدول ساز و برگ
earth-table
رج بنا
table of distribution
جدول تقسیم اماد
table talk
صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
table instrument
وسیله رومیزی
table of allowance
جدول سهمیه مجاز
table utility
برنامه کمکی جدولی
table tomb
گورصندوقی وتخت
table telephone
تلفن رومیزی
spelling table
جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
multiplication table
جدول ضرب
[ریاضی]
symbolic table
جدول علائم
symbol table
جدول نمادها جدول نمادی
symbol table
جدول علامت
symbol table
جدول نمادها
tilting table
میز نوسان دار
swivel table
میز نوسان دار
state table
جدول حالات
to serve at table
پیشخدمتی کردن
table ware
لوازم میز یا سفره
table water
سفره اب زیر زمینی
table money
فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
plane table
سه پایه نقشه برداری که الیداد بران سوار میشود
table linen
رومیزی
table linen
دستمال سفره
table land
زمین هموار
table lamp
لامپ استاندارد
table flap
قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
table d'hote
خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
table comparator
مقایسه کننده نوارها
table waters
ابهای معدنی سر سفره
serve at table
پیشخدمتی کردن
corbel-table
[ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
Lift up the table.
سرمیز رابلند کن
trestle table
میز سهپایه
table manners
روشغذاخوردنفردی
pin-table
صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
negotiating table
جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
league table
جدوللیگ
dinner table
میزغذاخوری
dining table
میزغذاخوری
bargaining table
جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
table mixer
توپتنیسرویمیز
wait table
<idiom>
سرو کردن غذا
Could we have a table on the terrace?
آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
communion-table
[میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
basement-table
[پی را روی زمین ساختن]
altar-table
میز مقدس در کلیسا
table carpet
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
the leg of the table
پایه میز
lay the table
چیدن میز
truth table
جدول ارزش
[منطق]
[ریاضی]
I'd like to reserve a table for 5.
میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
Could we have a table in the corner?
آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could we have a table by the window?
آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
table extension
صفحهانقراض
table cut
تراشتختهای
truth table
جدول درستی جذول صحت
truth table
روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table
در جبر بولی
truth table
دو مقدار
truth table
جدول صحت
truth table
جدول درستی
trivet table
میز سه پایه
transfer table
میز انتقال
training table
میز ناهارخوری در اردو
to rap on the table
دست یا چیز دیگری روی زمین
turn table
میز چرخش
turn table
میز سمت
printer table
میزچاپگر
outer table
تختهخارجی
feed table
صفحهعلوفه
extending table
میزبازشو
computer table
میزکامپیوتر
where is my place at the table
جای من در سر میز کجاست
virtual table
جدول مجازی
vigenere table
جدول رمز وی گنر
type table
نوع جدول تیر
type table
نوع جدول سازمان
turn table
سینی گردش درسمت
to lay on the table
بوقت دیگر موکول کردن
water table
ابخوان سفره
firing table
جدول تیراندازی
firing table
جدول تیر
character table
جدول شناسایی
external table
جدول برونی
expectancy table
جدول انتظار
expansion table
میز کشویی
expansion table
میز کشابی
entrucking table
جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
end table
عسلی
billiard table
میز بیلیارد
fly table
میز تا شونده
addition table
جدول افزایشی
astronomical table
زیگ
astronomical table
ذیج
gipsy table
میزگردسه پایه
gaming table
میزقمار
gaming table
میزبازی
function table
جدول تابعی
frequency table
جدول بسامد
fourfold table
جدول چهارخانه
end table
میزکوچک دم دستی
embarkation table
جدول قابلیت بارگیری
embarkation table
جدول بارگیری
decompression table
جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
decision table
جدول تصمیم گیری
decision table
جدول تصمیم
console table
میزی که پایههای کج داردوبه دیوارتکیه میدهند
decimal table
جدول تصمیمی
data table
جدول داده ها
convertible table
میزتاشو
convertible table
میز صحرایی تا شونده
conversion table
جدول تبدیل
delivery table
میز تحویل
deviation table
جدول انحراف مغناطیسی
circular table
میز گرد
collapsible table
میز تاشو
earth table
رج بنا
decision table
جدول تصمیمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com