English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (7 milliseconds)
English Persian
electronic emission انتشار الکترونها
Other Matches
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emission صدور
emission صدور الکترون
emission دفع مایعات
emission صدور خروج
emission نشر بیرون دادن
emission انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
emission تابش
emission تشعشع
emission گسیل
emission خروج
emission نشر
emission انتشار
emission انتشار امواج
thermal emission تابش حرارتی
emission spectroscopy طیف بینی نشری
emission nebula ابری نشری سحابی گسیلشی
emission nebula ابری تشعشعی
specific emission ضریب صدور
emission current جریان صدوری
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
spontaneous emission نشر خود به خود
electron emission صدور الکترون
thermionic emission صدور گرمیونایی
thermionic emission پدیده نشر گرمایونی
emission characteristic مشخصه صدور
emission spectrum طیف نشری
emission efficiency بازده کاتد
light emission انتشار نور
secondary emission صدور ثانوی
nocturnal emission احتلام
field emission پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
primary emission صدور اولیه
field emission صدور میدانی
emission theory فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
photo electric emission صدور نور- برقی
secondary electron emission پیل ثانویه الکترون
secondary emission characteristic مشخصه صدور ثانوی
secondary emission ratio شدت صدور ثانوی
emission spectrum lines خطوط نشری
photo emission effect صدور نور- برقی
high field emission arc قوس میدانی
field free emission current جریان صدوری بی میدان
emission of seminal fluids during orgasm انزال
laser [light amplification by stimulated emission of radiation] لیزر [تقویت نور به روش گسیل القایی تابش] [فیزیک]
electronic الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
electronic توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص
electronic شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
electronic یچ انتخاب شده و نه با روشهای مکانیکی
electronic داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
electronic سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
electronic سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند
electronic موضوعی که عنوان چند رسانهای را شرح میدهد
electronic روش ارسال متن است نویس و دیاگرام روی خط تلفن
electronic الکترونیک
electronic مشابه 3510
electronic استفاده ازکامپیوتر برای انتقال پول از بانک و برعکس
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
electronic قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
electronic سیستمی که از ترمینال کامپیوتری برای سایت فروش برای امور الکترونیکی یا کنترل مثل مشخصات محصول و...
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
electronic سیستم ذخیره سازی متن ها که به آسانی بازیابی می شوند
electronic میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
electronic سیستم خرید از خانه با استفاده از کاتالوگهای کامپیوتری و پرداخت با کارت اعتباری همگی توسط ترمینال کامپیوتر خانگی
electronic باس ولتاژ کم
electronic 1-استفاده از بسته نشر رومیزی و چاپگر لیزری برای تولید کالای چاپ شده . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات نمایش داده شده مثل داده
electronic الکترونیکی
electronic warfare جنگ الکترونیک
electronic voltmeter ولت سنج الکترونیکی
electronic tuning تنظیم الکترونی
electronic transition جهش الکترونی
electronic switch سوئیچ الکترونی
electronic structure ساختار الکترونی
electronic spreadsheet صفحه گسترده الکترونیکی
electronic warfare میدان جنگ الکترونیکی
electronic tag مانیتور مچ پا
electronic tagging لباسردیاب
electronic viewfinder پایندهتصویرالکتریکی
electronic scales ترازویالکتریکی
electronic ballast بالنالکتریکی
electronic tag لباس ردیاب
industrial electronic الکترونیک صنعتی
electronic piano پیانوالکتریکی
electronic security رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronic security تامین الکترونیکی
electronic calculator حسابگر الکترونیکی
electronic deception فریب الکترونیکی
electronic density چگالی الکترونی
electronic element عنصر الکترونیکی
electronic element بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
electronic engineer مهندس الکترونیک
electronic engineer کارشناس الکترونیک
electronic excitation تحریک الکترونی
electronic filling پر کردن الکترونیکی
electronic flash فلاش الکترونی
electronic current جریان الکترونی
electronic current جریان الکترونها
electronic cottage مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
electronic computer کامپیوتر الکترونیکی
electronic beam اشعه ی الکترونیکی
electronic brain مغز الکترونیکی
electronic camputer ماشین حساب الکترونیکی
electronic charge بار بنیادین
electronic components اجزاء الکترونیکی
electronic control تنظیم الکترونیکی
electronic concentration غلظت الکترون
electronic control کنترل الکترونیکی
electronic control فرمان الکترونیکی
electronic formula فرمول الکترونی
electronic rectifier یکسوساز الکترونی
electronic music موسیقی الکترونیکی
electronic office محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
electronic navigation ناوبری الکترونیکی
electronic navigation هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
electronic pen قلم الکترونیکی
electronic printer چاپگر الکترونیکی
electronic publishing انتشارات الکترونیکی
electronic radiation تشعشع الکترونی
electronic rectifier یکسوکننده الکترونی
electronic modulation مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
electronic microscope میکروسکوپ الکترونی
electronic mail پست الکترونیکی
electronic jamming پخش پارازیت
electronic interfrence تداخل الکترونیکی
electronic magazine مجله الکترونیکی
electronic jamming تولید پارازیت در دستگاههای الکترونیک پخش پارازیت الکترونیکی
electronic journal فایل خلاصه شرح وقایع دریک ترتیب زمانی فعالیتهای پردازشی انجام شده توسط کامپیوتر
electronic lens عدسی یا لنز الکترونی
electronic locator فلزیاب رادیویی
electronic counter measure جنگهای الکترونیکی
secure electronic transactions استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
integrate electronic component قطعه الکترونیکی مجتمع
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
electronic transfer of data انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic funds transfer انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
electronic data processing پردازش الکترونیکی داده
latent electronic image تصویر الکتریکی پنهان
electronic fund transfer ارسال الکترونیکی دارائی
industrial electronic computer ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
electronic countermea sures پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic countermea sures اقدامات ضد الکترونیکی
electronic bulletin board یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
email [short for electronic mail] رایانامه
email [short for electronic mail] پست الکترونیکی
email [short for electronic mail] ایمیل
electronic data processing system سیستم پردازش الکترونیکی داده
e-mail [short for electronic mail] پست الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] ایمیل
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] رایانامه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com