Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English
Persian
engine pressure ratio
نسبت فشار موتور
Other Matches
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
To bring pressure to bear . To exert pressure .
اعمال فشار کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
ratio
سهم
ratio
قسمت
ratio
نسبت معین وثابت
ratio
نسبت یک عدد به دیگری
ratio
نسبت
f ratio
بهر اف
one to zero ratio
نرخ بین نوسان خروجی دودویی یک و صفر
in the ratio of
به نسبت
t ratio
نسبت تی
ratio
ضریب
t ratio
بهر تی
ratio
بهر
ratio
نسبیت
error ratio
نسبت خطا
cash ratio
نسبت نقدینگی
cantilever ratio
نصف طول دو سر بال تقسیم بر حداکثر طول پنهان بال داخل بدنه هواپیما
sex ratio
بهر جنسیت
viscosity ratio
نسبت گرانروی
settlement ratio
نسبت نشست
shunt ratio
نسبت شنت
operating ratio
نسبت عملیاتی
operating ratio
نرخ عملیاتی
moduler ratio
نسبت مدول الاستیسیته ارماتور به مدول الاستیسیته بتن
ratio detector
اشکارساز نسبت
mobility ratio
نسبت تحرک
variable ratio
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
velocity ratio
نسبت سرعت
void ratio
درجه تخلخل
void ratio
نسبت منفذها
voids ratio
اندیس تهیگاهها
magnification ratio
ضریب بزرگنمایی
weight ratio
نسبت وزن
work ratio
نسبت کار به استراحت
mole ratio
نسبت مولی
transmission ratio
نسبت تبدیل جعبه دنده
operating ratio
نسبت کارکرد موتور یا ناو
fineness ratio
نسبت فرافت
bypass ratio
نسبت کنارگذاری
slenderness ratio
ضریب رعنائی
feedback ratio
نسبت فیدبک
feedback ratio
نسبت پس خوراند
strength ratio
نسبت استحکام
stress ratio
نسبت تنش
success ratio
بهر موفقیت
transformation ratio
نسبت تبدیل
aspect ratio
نسبت دید
sensitivity ratio
نسبت حساسیت
selection ratio
بهر گزینش
critical ratio
بهر شاخص
current ratio
نسبت جاری
current ratio
وضعیت فعلی
current ratio
نسبت دارایی موجود به بدهی موجود
cut off ratio
حداقل نرخ قابل قبول
ratio estimation
براور نسبتی
deposit ratio
نسبت سپرده
ratio decidendi
مستنداصلی رای
image ratio
نسبت تصویر
ratio decidendi
مبنای اصلی تصمیم
ratio correlation
همبستگی نسبتی
progressive ratio
نسبت تصاعدی
distribution ratio
نسبت توزیع
probability ratio
بهر احتمال
price ratio
نسبت قیمت
poisson's ratio
در چندی پواسون
ratio of transformer
نسبت مبدل
transformer ratio
نسبت مبدل
ratio print
عکس بزرگ شده یا کوچک شده به مقیاس معین عکس معادل
reduction ratio
ضریب تقلیل
selection ratio
نسبت گزینش
saving ratio
نسبت پس انداز
compression ratio
ضریب تراکم
compression ratio
ضریب ترکم
compression ratio
نسبت تراکم
reduction ratio
نسبت کاهش
concentration ratio
نسبت تمرکز
concentration ratio
نرخ تمرکز
recycling ratio
نسبت بازگردانی
recycle ratio
نسبت بازگردانی
ratio schedule
مقیاس نسبتی
contact ratio
نسبت تماس
contraction ratio
نسبت مساحت سطح مقطع بیشنه تونل باد مادون صوت به مساحت سطح مقطعی که کار انجام میدهد
control ratio
نسبت فرمان
correlation ratio
بهر همبستگی
correlation ratio
نسبت همبستگی
poisson's ratio
ضریب پواسون
absorption ratio
ضریب جذب
inverse ratio
نسبت معکوس
liquidity ratio
ضریب نقدینگی
age ratio
بهر سنی
impluse ratio
نسبت ایمپولز
hit ratio
نسبت اصابت
gyromagnetic ratio
نسبت ژیرومغناطیسی
impedance ratio
نسبت مقاومت فاهری
impedance ratio
نسبت امپدانس
golden ratio
نسبت طلایی
[ریاضی]
voltage ratio
نسبت ولتاژ
ionic ratio
نسبت یونی
liquidity ratio
نسبتهای نقدینگی
inflow ratio
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
absorption ratio
ضریب درآشامی
impluse ratio
نسبت ضربه
absorption ratio
نسبت جذب
abundance ratio
نسبت فراوانی
abundance ratio
فراوانی
likelihood ratio
بهر درست نمایی
liquidity ratio
نسبت نقدینگی
activity ratio
نسبت فعالیت
golden ratio
عدد فی
[ریاضی]
aspect ratio
نسبت طول به عرض یا وترمتوسط بال
aspect ratio
نسبت صفحه
gear ratio
نسبت چره دنده ها
magnification ratio
ضریب تقویت
aspect ratio
نسبت تصویر
gear ratio
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
glide ratio
نسبت سریدن
knot ratio
نسبت تعداد گره
[این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
magnetogyric ratio
نسبت ژیرومغناطیس
glide ratio
نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور
engine
موتور
engine
الت
engine
موتور اسباب
engine
ماشین بخار
F-1 engine
موتوراف1
J-2 engine
موتورجی2
engine
موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
engine
موتورغیر الکتریکی
engine
بخشی از بسته نرم افزاری که تابع خاصی را انجام میدهد
engine
نقشه کشیدن
engine
ماشین
engine
موتور ماشین دستگاه مولد نیرو
engine
ذکاوت تدبیرکردن
v engine
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در دو ردیف مایل بشکل 7 قرار گرفته اند
h engine
موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
x engine
موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
water cement ratio
نسبت اب و سیمان
power to weight ratio
نسبت وزن اتومبیل به نیروی اسب ان
air space ratio
درجه تهویه خاک
cost benefit ratio
هزینه
cost benefit ratio
نسبت فایده
fixed ratio schedule
برنامه نسبتی ثابت
benefit cost ratio
نسبت فایده به هزینه
debt income ratio
نسبت قروض به درامد ملی
aggregate cement ratio
نسبت مواد سنگی به سیمان
ratio of specific heats
نسبت گرمایی ویژه
air/fuel ratio
نسبت هوا به سوخت
current ratio of transformer
بازده شدتی مبدل
wage profit ratio
نسبت دستمزد به سود
ratio of capital to labor
نسبت سرمایه به کار
discomfort relief ratio
بهر راحتی- ناراحتی
diffuser area ratio
نسبت سطح مقطع خروجی به سطح مقطع ورودی یک دیفیوژر
voltage ratio of transformer
نسبت ولت مبدل
gear transmission ratio
نسبت دنده گیربکس
capital job ratio
نسبت سرمایه به شغل
vehicle mass ratio
نسبت جرم نهایی رسانگر بعداز تمام شدن یا قطع سوخت به جرم اولیه ان
ratio of capital to output
نسبت سرمایه به تولید
variable ratio schedule
برنامه نسبتی متغیر
current transfer ratio
نسبت انتقال جریان
inverse ratio or proportion
نسبت معکوس
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
california bearing ratio
اندیس مقاومت کالیفرنی نمایه کالیفرنی
file activity ratio
نسبت فعالیت پرونده
light output ratio
توان نور
lift drag ratio
نسبت برا به پسا
charge mass ratio
نسبت بار به جرم
california bearing ratio
توان باربری نسبی کالیفرنیا
capital output ratio
نسبت سرمایه به تولید
acid test ratio
تناسب درجه نقدینگی
signal to nise ratio
نسبت سیگنال به نویز
signal to noise ratio
نسبت پیام به همهمه
singal to noise ratio
نسبت سیگنال به اغتشاش
capital output ratio
ضریب سرمایه گذاری
acid test ratio
ضریب قدرت پرداخت
capital labor ratio
نسبت سرمایه به کار
secondary emission ratio
شدت صدور ثانوی
labor capital ratio
نسبت کار به سرمایه
nozzle expasion ratio
نسبت واگرایی نازل
fission to yield ratio
بازده اتمی
engine driver
لوکوموتیوران
engine oil
روغن موتور
engine drag
مقاومت مالشی
engine drag
مقاومت اصطکاک
engine dynamometer
ترمز موتور
engine cycle
سیکل کاری موتور
engine controls
کنترلهای موتور
engine order
دستور ماشین
gas engine
موتور گازسوز
engine dynamometer
دینامومترموتور
engine failure
عیب و نقص موتور
engine mount
پایه موتور
engine man
ماشین کار
engine mounting
تعلیق موتور
engine rating
توان موتور
gasoline engine
اتوموتور
engine mounting
نصب موتور قرارگاه موتور
engine lathe
ماشین تراش با هرزگردهدایت و کشش
gasoline engine
موتور بنزینی
engine house
جایگاه لوکوموتیو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com