Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
extraordinary general meeting
مجمع عمومی فوق العاده
Other Matches
extraordinary meeting
نشست ویژه
extraordinary meeting
نشست فوق العاده
general meeting
جلسه عمومی
general meeting
گردهمایی عمومی
general meeting
مجمع عمومی شرکت
general meeting
مجمع عمومی
annual general meeting
مجمع عمومی سالانه
annual general meeting
مجمع عمومی سالیانه
general meeting of share holders
مجمع عمومی صاحبان سهام
extraordinary
فوق العاده
extraordinary
شگفت اور
extraordinary
غیرعادی
ambasador extraordinary
سفیر فوق العاده
extraordinary ray
پرتو غیر عادی
She eats extraordinary quantities.
او
[زن]
مقدار فوق العاده ای را می خورد.
General manager . Director general .
مدیر کل
meeting
اجتماع
meeting
ملاقات میتینگ
meeting
انجمن
meeting
نشست
meeting
جلسه
in the meeting of d may
در جلسه سوم می
meeting
مجمع
meeting
تلاقی همایش
meeting
جنگ تن به تن
meeting
ملاقات اجتماع
meeting
اتصال برخورد میتینگ
meeting
یک دوره مسابقه
meeting
تلاقی وسائط نقلیه برخوردها
meeting
انجمن جلسه
to hold a meeting
جلسه منعقد کردن
I very much look forward to meeting you soon.
من خیلی مشتاقانه منتظر دیدار با شما به زودی هستم.
town meeting
انجمن شهری
to hold a meeting
انجمن کردن
track meeting
مسابقه دوومیدانی
The meeting was postponed.
جلسه را عقب انداختند
board meeting
جلسهمالکیاهیئتمدیرهیکشرکت
Those who attended the meeting.
کسانیکه در جلسه حاضر بودند
race meeting
برگزاریچنددورمسابقهاسبدوانیدریکدورمسابقه
to hold a meeting
داشتن
meeting place
مکانملاقات
to hold a meeting
مجلس
town meeting
انجمن بلدی شورای شهری
to call a meeting
جلسهای را اعلام کردن
open the meeting
رسمیت جلسه را اعلام کردن
official meeting
اجتماع رسمی
official meeting
ملاقات رسمی
gate meeting
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
meeting house
عبادتگاه
meeting house
معبد
meeting house
پرستش گاه
meeting engagment
روز تصادمی
mass meeting
انجمن یا مجمعی که از عده زیادی مردم تشکیل شود
international meeting
مجمع بین المللی
hunt meeting
برنامه مسابقات دو یا دو بامانع برای سوارکاران اماتور
closed meeting
نشست مسدود
prayer meeting
انجمن دعا
public meeting
تجمع
public meeting
اجتماع
statutory meeting
مجمع عمومی قانونی
indignation meeting
مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
quaker's meeting
انجمن خاموش
to have a closed meeting
نشست محرمانه داشتن
[بخصوص سیاست]
quaker meeting
انجمن کواکرهاکه اعضای ان خام
quaker's meeting
انجمن کوالرهاکه اعضای ان خاموش میماندندتایکی درنتیجه
closed meeting
گردهمایی محرمانه
The date of the meeting has been advanced.
تاریخ جلسه جلو افتاده است
My sister says she's looking forward to meeting you.
خواهر من می گوید که مشتاق است با شما آشنا شود.
option of meeting place
خیار مجلس
closed-door meeting
مجلس جدا از مردم عمومی
[سیاست]
round robin (meeting or discussion)
<idiom>
جلسهای که درآن شخص ازیک گروه شرکت کرده باشد
To conduct a meeting in an orderly manner.
جلسه ای رابا نظم وتر تیب اداره کردن
to call a meeting of the board of directors
برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting.
من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
Fancy meeting you here ! this is indeed a small woeld ! this is pleasant surprise !
شما کجا اینجا کجا !
general
همگانی
general
سرتیپ
general
کلی معمولی
in general
به طور کلی
general
همگان
general
ژنرال ارتشبد
general
ژنرال امیر ارتش دادگاه عالی تیمسار
general
طبقه
general
متداول
general
استاندارد برای باس واسط بین کامپیوتر و یک قطعه آزمایشگاهی
general
کامپیوتری که قدرت پردازش آن روی برنامههای مختلفی اعمال میشود طبق دستورات نرم افزاری و سخت افزاری آن
general
عام
general
کلی
general
عمومی
general
جامع همگانی
general
سرتیپ سرکرده
general
مربوط به همه چیز
general
معمولی و نه مخصوص
general
شرکت مربوط به امور اداری اصلی
general
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
general
برنامه یا وسیلهای که کارها و برنامههای کاربردی مختلفی را انجام میدهد
general register
ثبات عمومی
general quarters
اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
general staff
ستادفرماندهی
general outpost
پاسدار عمومی
general overhaul
تعمیرات کلی
general paralysis
فلج عمومی
general register
ثبات کلی
general relativity
نسبیت عمومی
general representatives
نواب عام
general reserve
احتیاط عمومی
general staff
ستاد عمومی
general staff
ستاد کل
general staff
ستاد ارتش
general specification
مشخصات عمومی قرارداد
general paresis
جنون و فلج حاصل در اثرضایعات سیفلیسی مغز
general quarters
اسایشگاههای عمومی
general plan
نقشه عمومی
general porpose
عمومی
general porpose
کارهای عمومی مصارف عمومی
general principles
اصول کلی
general partnership
شرکت تضامنی
general partner
شریک ضامن
general principles
کلیات
general psychology
روانشناسی عمومی
general purpose
هر کاره
general paresis
فلج عمومی
general purpose
بدرد هر کاری خورنده
general purpose
همه منظوره
general plan
نقشه کلی
general stock
سهام عمومی
general store
فروشگاهی که همه نوع جنسی در ان یافت میشود ولی قسمت بندی نشده
paymaster general
رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
post general
رئیس اداره پست
post general
رئیس کل پست
treasury general
خرانه داری کل
procurator general
کفیل خزانه داری
quartermaster general
رئیس کل کارپردازی ارتش
surgeon general
رئیس قسمت پزشکی ارتش افسر پزشک
surgeon general
پزشک ارشد
to get a general idea of something
فهمیدن موقعیتی
[موضوعی]
به طور کلی
general requirements
نیازهای عمومی
general public
عامهمردم
general practice
وفیفهپزشکعمومیدراتاقعمل
general delivery
بخشی از ادارهی پست که مسئول اینگونهمراسلات است
general delivery
پست رستانت
paymaster general
سررشته دار
new general catalogue
فهرست عمومی نوین
lieutenant general
سپهدار
general stores
فروشگاههایی که کالای متفرقه را میفروشند فروشگاه عمومی
general supplies
تدارکات عمومی
general supplies
اماد عمومی
general support
ماموریت عمل کلی
general support
پشتیبانی عمومی
general support
یکان پشتیبانی عمومی
general tariff
تعرفه عمومی
general theory
نظریه عمومی
general verdict
تصمیم به وجه اطلاق
general welfare
رفاه عمومی
inspector general
بازرس کل
inspector general
بازرسی بازرسی کل ارتش
lieutenant general
سپهبد
tresury general
خزانه داری کل
general assembly
مجمع عمومی
adjutant general
اجودانی
adjutant general
اجودانی کل
general practitioners
همه منظوره
general practitioner
پزشک عمومی
general practitioner
پزشک بیماریهای عمومی
general practitioner
طبیب امراض عمومی
general election
انتخابات عمومی
general elections
انتخابات عمومی
general strikes
اعتصاب عمومی
general strike
اعتصاب عمومی
general knowledge
علم اجمالی
Attorneys General
وزیر دادگستری
Attorneys General
دادستان کل
adjutant general
دایره پرسنل
auditor general
سر ممیز کل
general assembly
مجلس عوام
general amnesty
عفو عمومی
general allotment
سهمیه عمومی یا کلی
general allotment
اختصاصات عمومی
general alarm
اژیر اعلام خطر عمومی
general act
قرارداد عمومی سندی است که شرکت کنندگان در کنفرانس تنظیم نموده مفاد ان را مانند قسمتی ازقوانین داخلی بر خود لازم الاتباع اعلام می نمایند
general act
سند عمومی
general ability
توانایی عمومی
farmer general
مستاجرمالیات بخش درفرانسه از7961 تاتشکیل شورای ملی
consul general
ژنرال قونسول
brigadier general
میرپنج
brigadier general
تیمسار سرتیپ
brigadier general
سرتیپ
general intent
نیت عام
auditor general
بازرس کل سر حسابرس کل
Attorneys General
دادستان
Attorneys General
مدعی العموم
directors general
رئیس کل
director general
مدیر کل
director general
رئیس کل
Governors General
استاندار
Governors General
والی
Governors General
فرماندار کل فرمانفرما
Governors General
حاکم کل
Governor General
استاندار
Governor General
والی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com