Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
glass kiln
کوره شیشه گری
Other Matches
kiln
اجاق
kiln
کوره
kiln
درکوره پختن
kiln
تنور
kiln
تنوره
kiln
خشک کردن
kiln
کوره گچ یااجرپزی
fire a kiln
پختن
drying kiln
کوره خشک کننده
charge a kiln
چیدن کوره
chambered kiln
قمیر
chambered kiln
اطاق کوره اجرپزی
electric kiln
کورهالکتریکی
brick kiln
خشت تابه
tunnel kiln
کوره تونلی
tile kiln
کوره کاشی پزی
lime kiln
کوره اهک پزی
kiln tax
مالیات فخاری
kiln tax
مالیات کوره پزی
kiln lining
استر کوره
kiln dry
درکوره خشکانیدن
kiln dry
کوره خشک کردن
glazing kiln
کوره لعابی کوره لعاب پزی
glazing kiln
کوره رنگپزی
brick kiln
کوره اجرپزی
rotary kiln
کوره گردان
revolving kiln
کوره گردان
lime kiln
کوره اهکپزی
portland cement kiln
کوره پختن سیمان
lime burning kiln
کوره اهکپزی
underground duct of kiln
هواکش کوره
portland cement kiln
کوره سیمان پزی
gypsum burning kiln
کوره گچ پزی
glass
صیقلی کردن
glass
لیوان یخ
glass
شیشه ذره بین عدسی
glass
زجاج
glass
شیشه الات
looking glass self
خود ایینهای
glass
دستگاه ارتفاع سنج دوربین
to f. glass
شیشه گری کردن
glass
دستگاه بارومتر
glass
الت شیشهای
glass
عینک
glass
عینک دار کردن شیشهای کردن
looking glass
اینه
glass
عدسی
glass
استکان
glass
گیلاس جام
glass
لیوان
glass
ابگینه
glass
شیشه
looking-glass
ائینه
looking glass
ایینه
glass
ایینه شیشه دوربین
glass
شیشه گرفتن
night glass
دوربین شب
ornamental glass
شیشه تزئینی
pier glass
ایینه قدی
measuring glass
درجه دار
measuring glass
پیمانه
race glass
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
rain glass
میزان سنج
rain glass
میزان الهوا
sheet glass
شیشه جام
object glass
عدسی شیئی
rolled glass
شیشه نورد خورده
opera glass
دوربین مخصوص اپرا
opaque glass
شیشه کدر
muscovy glass
شیشه معدنی
muscovy glass
سنگ طلقی
water glass
لیوان اب
object glass
عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
minute glass
ساعت ریگی دقیقهای
mirror glass
شیشه اینه
crown glass
شیشه پنجره
[در قرن نوزدهم انگلیس]
liquid glass
شیشه مایع
objective glass
عدسی شیئی
obscured glass
شیشه تار
obscured glass
شیشه مات
safety glass
عینک ایمنی
port glass
جام شرابقرمزوشیرینپرتقالی
champagne glass
گیلاسگردشامپاین
burgundy glass
بورگندی
burgundy glass
لیوان
brandy glass
گیلاسکنیاک
bordeaux glass
گیلاسمخصوصشرابفرانسوی
beer glass
لیوانآبجو
wired glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wire glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
cocktail glass
لیوانمخصوصمشروب
There is a glass missing.
یک لیوان کم است.
liqueur glass
جام لیکور
hock glass
جام پایهبلند
glass sphere
گویشیشهای
glass fibre
فایبرگلاس
a glass of water
یک لیوان آب
glass slide
اسلایدشیشهای
glass roof
سقفشیشهای
glass dome
برآمدگیشیشهای
weather glass
هواسنج میزان الهوا
water glass
شیشه مایع
water glass
اب شیشه
sight glass
شیشه مرئی
sheet glass
شیشه ورقی
glass cover
پوشششیشهای
security glass
شیشه نشکن
security glass
شیشه ایمنی
safety glass
شیشه اطمینان
safety glass
شیشه نشکن
safety glass
شیشه بی خطراتومبیل
soluble glass
سدیم سیلیکات
soluble glass
شیشه مایع
water glass
شیشه محلول
watch glass
شیشه ساعت
tempered glass
شیشه ابداده
stined glass
شیشه رنگی
spy glass
تلسکپ یادوربین کوچک
spun glass
شیشه ریسیده
spun glass
شیشه مذاب الیاف مانند
spun glass
شیشه تاب خورده
safety glass
شیشه ایمنی
cut glass
بلور کریستال
frosted glass
شیشه مات
frosted glass
شیشه کدر
focusing glass
ذره بین جیبی
flint glass
فرف بلور
flint glass
بلور
finger glass
فرف انگشت شوئی
field glass
عدسی درونی دوربین یاذره بین
field glass
دوربین صحرایی
gauge glass
درجه اب
glass blower
شیشه گر
glass dust
خرده شیشه
glass cutter
شیشه بر
glass cutter
الماس شیشه بری
glass cloth
شیشه پاک کن
glass cloth
کهنه شیشه پاک کن
glass bulb
حباب شیشهای
glass blowing
شیشه گری
eye glass
عینک دستی
eye glass
شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
burning glass
ذره بین
bell glass
مردنگی
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
plate glass
شیشه لوحی
stained glass
شیشه بندی منقوش
stained glass
شیشه کاری منقوش
magnifying glass
ذره بین
burning glass
عدسی محدب یاایینه مقعر
burning glass
عینک جوشکاری
drinking glass
فنجان
drinking glass
گیلاس
cupping glass
شاخ حجامت
crystal glass
بلور
crown glass
شیشه گردیاچرخی
colored glass
شیشه رنگی
cast glass
شیشه ریخته گی
cast glass
شیشه جام ریختگی
glass electrode
الکترود شیشهای
lime glass
شیشه اهکی
glass ware
فروف شیشه
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
glass wool
تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
glass wool
پشم شیشه
granulated glass
شیشه اج دار
granulated glass
شیشه دان دان
ground glass
نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
hand glass
ایینه
hand glass
کوچک دسته دار
hand glass
ذره بین
hand glass
ساعت شنی
lead glass
شیشه سربی
hard glass
شیشه سخت
he is blowing glass
شیشه را با فوت درست کردن
hour glass
ساعت ریگی
glass vessels
فروف شیشهای
glass tube
لوله شیشهای
glass house
گلخانه
glass frit
شیشه متخلخل
glass eyed
بی حالت
glass eyed
کور
glass eye
چشم مصنوعی
glass eye
چشم شیشهای
glass jaw
ارواره شیشهای
glass jaw
بوکسوراسیب پذیر
glass eye
عینک
glass fibers
الیاف شیشه
glass snake
نوعی سوسمارمخصوص امریکای جنوبی
glass separator
میان گیر شیشهای باتری
glass rule
خط کش شیشهای
glass rod
میله شیشهای
glass rebate
دوراهه شیشه
glass paper
کاغذ گلاسه
He emptied the glass to the last drop .
لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
The glass is full of water.
لیوان پر از آب است
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
white wine glass
جام مشروبسفید
glass membrance electrode
الکترود شیشه غشایی
glass transition temperature
دمای تبدیل شیشهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com