Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (6 milliseconds)
English
Persian
goal posts
پایههای دروازه
Other Matches
posts
تیر
posts
تیرعمودی
posts
جرز
posts
چوب تقویت
posts
گماردن نگهبان قرار دادن
posts
محل ماموریت موضع
posts
پادگان قرارگاه
posts
پایگاه
posts
دیرک ستون
posts
وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posts
وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
posts
ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
posts
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
posts
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
posts
ستون
posts
محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
posts
تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
posts
پست کردن
posts
بدیوار زدن
posts
اگهی کردن اعلان کردن
posts
شغل
posts
مربوط به پست
posts
پست
posts
چاپار
posts
نامه رسان پستچی
posts
مجموعه پستی
posts
بسته پستی
posts
سیستم پستی پستخانه
posts
صندوق پست تعجیل
posts
مقام مسئولیت
posts
عجله
posts
ارسال سریع پست کردن
posts
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts
پست نظامی
posts
پاسگاه
command posts
پست فرماندهی
command posts
پاسگاه فرماندهی
lamp-posts
تیر چراغ برق
net posts
میلههای تور
lamp-posts
تیر لامپا
lamp-posts
تیر چراغ
local posts
پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی
goal
هدف کلی
goal
گل
[ورزش]
keep goal
دروازه بانی
goal third
گلسوم
own goal
گل به دروازه خودی
goal
دروازه
goal
1-هدف یا آنچه سعی در انجامش دارید.2-موقعیت نهایی پس از اتمام کاری که نتایج موفیت آمیز تولید کرده است
goal
گل
goal
گل زدن هدفی در پیش داشتن
goal
هدف
goal
مقصد
goal
دروازه بان
in goal
دروازه بان
mallet goal
نمره دادن از صفر تا 01 به بازیگر به نسبت مهارت او
touch in goal
محدوده بین خط دروازه و خط مرزی
to make a goal
توپ راازدروازه طرف مقابل بیرون کردن
to make a goal
یک بازی بردن
to attain ones goal
بارزوی خودنائل شدن
penalty goal
پنالتی گل شده
to attain ones goal
خودرسیدن
to attain ones goal
بمقصد
tend goal
حفظ دروازه
tend goal
دروازه بانی
goal attack
گلزن
goal circle
محدودهگل
goal defence
دفاعگل
to miss the goal
گل نکردن
[ورزش]
goal-oriented
<adj.>
هدف دار
goal-oriented
<adj.>
مقصد گرا
goal-oriented
<adj.>
هدف گرا
goal scorer
گلزن
[ورزش]
To score a goal .
گل زدن ( درفوتبال وغیره )
goal difference
تفاضلگلدرفوتبال
goal shooter
گلزن
to miss the goal
به گل نزدن
[ورزش]
goal tender
دروازه بان
goal games
بازیهای دروازه دار
goal directed
هدف گرا
goal crease
نیمدایره جلودروازه لاکراس
goal crease
محوطه دروازه
goal box
جعبه هدف
goal average
گل شماری
goal average
گل اواژ
goal mouth
دهانه دروازه
field goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal
گل
field goal
گل از راه دور
dropped goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop a goal
ضربه زدن بر فراز دروازه
goal area
منطقه دروازه
goal gradient
شیب هدف
goal judge
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
goal keeper
دروازه بان
goal umpire
دروازه بان واترپولو
goal throw
پرتاب ازاد دروازه بان واترپولو
goal tending
خطای اثر گذاردن روی توپ حلقه
goal programming
برنامه ریزی ارمانی
goal oriented
هدف گرا
goal oriented
مقصد گرا
goal object
شیئی هدف
goal light
چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
goal kick
شوت بسوی دروازه
goal kick
ضربه ازاد مستقیم روی دروازه
high goal polo
چوگان بین تیمهای دارنده 91امتیاز تعادلی یا بیشتر
goal line referee
داورخطگل
changing the goal keeper
تعویض دروازه بان
touch in goal line
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
goal keeper line
خط دروازه بان
to rifle the ball into the goal
با ضربه خیلی محکم توپ را به دروازه شوت کردن
goal predicates blackness
زغال از سیاهی خبر میدهد
shot direct at goal
شوت مستقیم به دروازه
goal area line
خط دروازه
fractional antedating goal response
خرده پاسخ انتظار هدف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com