English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
honour a contract قرارداد را محترم شمردن
Other Matches
open-ended employment contract [employment contract of unlimited duration] قرارداد کار بدون مدت
honour عزت دادن به
honour برات
honour احترام کردن به
honour قبول کردن
honour یاحوالهای را قبول کردن
honour ایفای تعهد کردن
honour انجام تعهد
guest of honour مهمانافتخاری
lap of honour دورافتخاردوندهیااتومبیلران
battle honour نشان افتخار
roll of honour صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
roll of honour لیست افتخار
rolls of honour صورت اسامی کسانی که درجنگ فداکاری کرده اند
maid of honour ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
word of honour قول شرف
point of honour قضیه شرف
the pinnacle of honour اوج عزت
title of honour لقب
pledge one's honour قول شرف دادن
to pledge one's honour قول شرف دادن
point of honour موضوعی که شرف ادمی وابسته بان است
guard of honour پاسدار تشریفاتی
debt of honour بدهی که پرداخت ان به خوش حسابی بدهکار بستگی دارد
debt of honour وام شرافتی
guard of honour گارداحترام
honour your contracts اوفوا بالعقود
rolls of honour لیست افتخار
title of honour کنایه
A prophet is not without honour, save in his own c. <proverb> یک پیامبر را همه جا ارج مى نهند جز در سرزمین و خانه خودش.
To pawn ones life ( honour) . زندگی ( شرافت ) خود را درگروی کاری گذاشتن
all in contract قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
by contract بطور مقاطعه
to contract something from somebody از کسی چیزی [بیماری] گرفتن
in contract طبق قرارداد
contract منقبض شدن
contract with عقد کردن
all in contract قراداد کلی
contract مقاطعه
contract قرارداد بستن
contract دچارشدن
contract منقبض شدن مخفف کردن
contract قرارداد
contract پیمان
contract همکشیدن
contract کنترات کردن منقبض کردن
contract مقاطعه کاری کردن
contract قرردادبستن
contract : پیمان بستن
contract کنترات پیمان .
contract عقد
contract :قرارداد
contract مخفف کردن مقاطعه کردن قرارداد بستن
contract منقبض کردن
contract پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
contract تعهد
according to the contract no. ... طبق قرارداد شماره ...
performance of a contract اجرای قرارداد
quasi contract شبه قرارداد
quasi contract شبه عقد
parties to a contract طرفین متعاهدین
lease contract عقد اجاره
privity of contract مسئولیت طرفین قرارداد
provisions of a contract مواد قرار داد
prime contract قرارداد اصلی
provisions of a contract شرایط قرار داد
privity of contract رابطه متعاقدین
privity in contract انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
privity of a contract مسئوولیت طرفین قرارداد
parties to the contract طرفین عقد
parties to the contract متعاقدین
multilateral contract قرارداد چند جانبه
negotiated contract قرارداد بدون استعلام بها قرارداد پیش تنظیم
marriage contract عقد نامه
open contract قرارداد باز
open contract قرارداد غیر معین
license contract قرارداد اجازه استفاده
operation of contract نفوذ قرارداد
optional contract عقد خیاری
optional contract خیاری
parol contract قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
optional contract مجازی
parties to a contract طرفین قرارداد
parties to the contract متعاملین
parties to the contract طرفین معامله یاتعهد متعاهدین
marriage contract عقد نکاح
quasi contract عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
unilateral contract پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
unilateral contract قرارداد یک جانبه
unconditional contract عقد منجز
unauthorized contract عقد فضولی
to guarantee a contract اجرای قراردادی راضمانت کردن
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
to come within the scope of a contract در حیطه یک قرارداد بودن
unilateral contract قراردادایقاعی
unilateral contract تعهد یک جانبه ایقاع
Bilateral contract. پیمان ( قرارداد ) دو جانبه
written contract پیمان نامه
we demand p in our contract ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
void contract عقد باطل
value cost contract پیمان بستن با قیمتهای پایه
validity of contract صحت قرارداد
validity of a contract اعتبار قرارداد
valid contract عقد صحیح
to put to contract بمناقصه گذاشتن
the life of a contract مدت یک قرارداد
service contract قرارداد خدماتی
service contract قرارداد انجام خدمت
service contract قرارداد خدمت
sales contract قرارداد فروش
reward contract عقد جعاله
revocable contract عقد مجاز
revocable contract عقد جایز
requirements of a contract مقتضای عهد
simple contract قرارداد شفاهی
simple contract عقد منعقد درسند عادی
the contract is still valid خودباقی است
the contract is still valid قراردادباعتبار
stipulation of a contract مفاد قرارداد
social contract اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
social contract قرارداد اجتماعی
social contract قرار داد اجتماعی
cottage contract نوعی قرارداد بافت روستایی که کارفرما کاغذ شطرنجی، نخ های رنگ شده و طرح را آماده کرده و دستمزد بافنده پس از فروش به وی پرداخت می شود
lease contract اجاره نامه
contract period دوره قرارداد
contract guarantee ضمانت قرارداد
contract guarantee ضمانتنامه قرارداد
contract for supply قرارداد جهت ارائه کالا
contract curve منحنی قرارداد
contract curve منحنی مبادله
contract control کنترل دینامیکی
contract control کنترل تغایر
contract clause شرط متعارف در هر قرارداد
conditions of contract شرایط قرارداد
contract note سند قرارداد
contract note سند مقاطعه توافق نامه
contract of affreightment قرارداد اجاره کشتی
contract of sales قرارداد فروش
contract of sale عقد بیع
contract of sale قرارداد فروش
contract of reward جعاله
contract of guarantee عقد ضمان
contract of guarantee ضمان عقدی
contract of farmletting قرارداد مزارعه
contract of farmletting مزارعه
contract of affreightment قراردادحمل
conditional contract عقد معلق
breach of contract تخلف از قرارداد
breach of contract نقض مفادقرارداد
breach of contract نقض قرارداد
bilateral contract قرارداد دو جانبه
based on a contract قراردادی
award a contract قراردادی را واگذار کردن
avoidance of a contract لغو یک قرارداد
assignment of contract انتقال قرارداد
completion of a contract انجام یک قرارداد
completion of a contract انجام دادن قرارداد
conditional contract عقد مشروط
conclusion of a contract مبایعه
conclusion of a contract parties two between asale of
enter into a contract منعقد کردن عقد
enter into a contract عقد بستن
conclude a contract منعقد کردن عقد
conclude a contract عقد بستن
composition contract قرارداد ارفاقی
completion of contract امضای قرارداد
assignment of contract واگذاری قرارداد
contract period مدت قرارداد
illegal contract قرارداد غیر قانونی
executed contract قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
executory contract عقد موجل
executory contract قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
forced contract عقد مکره
invalid contract عقد فاسد
formula of contract صیغه عقد
frustrated contract قراردادی که اجرای ان به دلیل دخالت وقایع غیر مترقبه غیر مممکن شده است قراردادعقیم شده
frustration of contract بی نتیجه ماندن قرارداد
fulfill a contract قرارداد را اجرا کردن
perform a contract قرارداد را اجرا کردن
futures contract قرارداد اینده
futures contract قرارداد سلف
guarantee a contract اجرای قراردادی را ضمانت کردن
inoperative contract عقد غیر نافذ
optional contract غیر واجب
haulage contract قرارداد حمل و نقل
irrevocable contract عقد لازم
contract scheduling برنامه ریزی قرارداد
contract work پیمانکاری
contract record سوابق نحوه پیشرفت قرارداد
contract specification مشخصات قرارداد
gratuitous contract عقد غیر معوض
contract termination فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
contract quantity حجم قرارداد
cost contract قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
cost plus contract قرارداد براساس قیمت تمام شده به اضافه درصدی به عنوان سود
law of contract قانون قرارداد
labor contract قرارداد کار
discharge of contract انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
dishonour a contract قرارداد را محترم نشمردن
To conclude an agreement (contract). قراردادی بستن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com