Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (7 milliseconds)
English
Persian
hysteresis loop
حلقه پسماند
hysteresis loop
منحنی هیسترزیس
Search result with all words
magnetic hysteresis loop
حلقه هیسترزیس مغناطیسی
Other Matches
hysteresis
تاخیر تغییر دانسیته شارمغناطیسی نسبت به شدت میدان مغناطیسی
hysteresis
پسماند مغناطیسی
hysteresis
پسماند
magnetic hysteresis
هیسترزیس مغناطیسی
hysteresis cycle
حلقه پسماند
hysteresis curve
حلقه پسماند
dielectric hysteresis
پسماند دی الکتریک
viscous hysteresis
پسماند لخت
hysteresis curve
خم پسماند
hysteresis loss
اتلاف پسماندی
magnetic hysteresis angle
زاویه فاز جریان تحریک کننده
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
for/next loop
حلقه NEXT/FOR
for next loop
حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
do while loop
لوپ WHILE/DO
do while loop
حلقه WHILE/DO
loop
گریز
to keep somebody in the loop
<idiom>
کسی را در جریان گذاشتن
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
to keep somebody in the loop
<idiom>
کسی را در جریان نگه داشتن
[گذاشتن]
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
to be in the loop
<idiom>
آگاه بودن از
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
to be in the loop
<idiom>
در جریان بودن
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
while loop
دستورات برنامه شرطی که در صورت درست بودن یک شرط, یک قطعه را اجرا میکند
inner loop
حلقهای درون حلقه دیگر
inner loop
حلقه درونی
inner loop
حلقه داخلی
loop
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop
حلقه شدن
loop
حلقه زدن
loop
درو در انتهای خرک
loop
چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
loop
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
ضربه بلند قوس دار
loop
سوراخ
loop
دریچه
loop
مهاری
loop
کمند
loop
پیچ خوردن حلقه زنی
loop
حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
loop
خمیدگی
loop
پیچ چرخ
loop
گره
loop
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loop
حلقه طناب
loop
حلقه
loop
آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop
برسی اینکه داده به درستی در خط منتقل شده با برگرداندن داده به ارسال کننده
loop
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loop
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop
گره زدن
loop
حلقه دارکردن
loop
حلقه درون حلقه دیگر
loop
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
loop
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
open loop
حلقه باز
loop-hole
روزنه
loop step
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و نیم چرخش و برگشت بافرود به لبه داخلی همان اسکیت
loop sling
بند حلقهای
overhead loop
گره حلقومی یا گره بالاتنه
loop sling
مهار حلقوی بار بند حلقوی
loop test
ازمایش با حلقه وارلی
open loop
مدار باز
loop structure
ساختار حلقهای
nested loop
حلقه تو درتو
nested loop
حلقه اشیانهای
loop antenna
انتن حلقوی
nested loop
حلقه لانهای
prusik loop
گره پلکانی
subscriber's loop
حلقه متعلق به مشترک
uncontrolled loop
حلقه کنترل نشده
loop pile
پرزهای حلقوی
[این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
peg loop
میخحلقهطناب
loop stitches
کوکطنابی
gun-loop
[دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
to stay in the loop
<idiom>
در جریان ماندن
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
to stay in the loop
<idiom>
آگاه ماندن در
[موضوع ویژه ای]
[اصطلاح روزمره]
heel loop
قوس پاشنه
hanger loop
جایآویز
elastic loop
حلقهارتجاعی
button loop
دکمهرکاب
loop-hole
سوراخ دیدبانی
belt loop
حلقهکمربند
wait loop
پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
arrow-loop
شکاف تهویه
armature loop
حلقه ارمیچر
feedback loop
حلقه باز خوردی
ground loop
تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
induction loop
حلقه القائی
inductive loop
حلقه ی القائی
infinite loop
حلقه نامحدود
infinite loop
حلقه نامتناهی
local loop
حلقه محلی
loop antenna
انتن حلقهای
loop body
تنه حلقه
expansion loop
خم انبساط
endless loop
حلقه بی انتها
endless loop
حلقه بی پایان
armature loop
پیچک ارمیچر
closed loop
حلقه بسته
closed loop
حلقه مسدود
counting loop
حلقه شمارش
current loop
حلقه جاری
curtain loop
بازوبندپرده
drill loop
حلقه مخصوص چکه اب درسیم کشی
drip loop
حلقه ریزش اب
loop body
بدنه حلقه
loop hole
روزنه
loop jump
پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
loop counter
شمارنده حلقه
loop hole
گریز
loop control
کنترل حلقه زنی
loop drive
ضربه باپیچش زیاد نزدیک تور حریف
loop line
دوراهی
loop code
کد حلقوی
loop feeder
سیم تغذیه حلقوی
loop pass
پاس قوسی
loop checking
مقابله حلقه
loop sling
حلقه بند تفنگ
loop initializaion
ارزش دهی اغازی در حلقه
varley loop test
ازمایش با حلقه وارلی
closed loop gain
بهره تقویت درطبقه بسته
loop knot tie
گره حلقوی
loop mill rolling
نوردکاری حلقوی
toe loop jump
پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
warp-loop fringe
ریشه حلقوی
[در قالی همدان]
tap loop jump
پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
single loop armature
ارمیچر تک پیچکی
input coupling loop
حلقه پیوست ورودی
distributor service loop
خطسرویسپخش
perfection loop knot
نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
loop control structure
ساختار کنترل حلقه
open loop gain
بهره تقویت در حلقه باز
loop control variable
متغییر کنترل کننده حلقه
sleeve strap loop
بستنوارسرآستین
open loop system
مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com