English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English Persian
leontief matrix ماتریس لئونتیف
leontief matrix اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
Other Matches
leontief table جدول لئونتیف
leontief table table output Input
leontief table نگاه کنید به :
matrix الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrix آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrix آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix ماتریس [ریاضی]
y matrix ماتریس ایگرگ
z matrix ماتریس "زد"
matrix الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrix روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix جدول اعداد
matrix ماتریس
matrix شبکه
matrix جای پیدایش ماتریس
matrix بچه دان موطن
matrix رحم
matrix زهدان
matrix جابجایی سط ر و ستون در آرایه
matrix ماترس
matrix قالب
matrix زمینه ملاط
unit matrix ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
nail matrix جایگاهناخن
matrix multiplication ضرب ماتریس [ریاضی]
semidefinite matrix ماتریس نیمه معین
unit matrix ماتریس واحد
triangular matrix ماتریس مثلثی
transpose matrix ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
order of matrix مرتبه ماتریس
payoff matrix ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
residual matrix ماتریس مازاد
singular matrix ماتریش ویژه
singular matrix ماتریس منفرد
singular matrix ماتریس ویژه
singular matrix ماتریس تکین
square matrix ماتریس مربع
square matrix ماتریس مربعی
symmetric matrix ماتریس متقارن
transpose matrix ماتریس برگردان
adjunct matrix ماتریس الحاقی [ریاضی]
Jacobi matrix ماتریس ژاکوبی [ریاضی]
square matrix ماتریس مربعی [ریاضی]
adjoint matrix ماتریس الحاقی [ریاضی]
triangular matrix ماتریس مثلثی [ریاضی]
invertible matrix ماتریس وارون [ریاضی]
identity matrix ماتریس همانی [ریاضی]
unit matrix ماتریس همانی [ریاضی]
the transpose of a matrix ترانهاده یک ماتریس [ریاضی]
null matrix ماتریس صفر
correlation matrix ماتریس همبستگی
impedance matrix ماتریس امپدانس
belief value matrix شبکه باورها و ارزشها
incidence matrix ماتریس تلاقی
inverse matrix ماتریس عکس
invert matrix ماتریس معکوس
lattice matrix ماتریس
black matrix صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
matrix algebra جبر ماتریس
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
boolean matrix ماتریس بولی
core matrix ماتریس چنبرهای
diagonal matrix ماتریس قطری
diagonal matrix ماتریسی که همه اجزای ان به جز اجزای قطر اصلی صفر باشد
dot matrix ماتریس نقطهای
dot matrix روش شکل دادن به حروف با استفاده ازنقاط درون ماتریسهای مستط یلی
factor matrix ماتریس عاملی
identity matrix ماتریس واحد
impedance matrix ماتریس مقاومت فاهری
matrix mechnics مکانیک ماتریسی
matrix notation نمایش ماتریسی
matrix storage انباره ماتریسی
minor of matrix کهاد ماتریس
singular matrix ماتریس غیر عادی
nonsingular matrix ماتریس غیر منفرد
nonsingular matrix ماتریس ناویژه
nonsingular matrix ماتریس عادی
nonsingular matrix ماتریس ناتکین
matrix printer چاپگر ماتریسی
matrix or matrices کالبد
matrix or matrices زهدان
matrix or matrices رحم
matrix or matrices شکم
matrix or matrices تخمدان
matrix or matrices بچه دان
null matrix ماتریس تهی
matrix or matrices قرارگاه گوهر
matrix or matrices قالب
dot matrix printers چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printer چاپگر با ماتریس نقطهای
lower triangular matrix ماتریس پایین مثلثی [ریاضی]
upper triangular matrix ماتریس بالا مثلثی [ریاضی]
dot matrix printers چاپگر یا ماتریس نقطهای
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
multivariable multimethod matrix ماتریس چند متغیری- چندروشی
wire matrix printer یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
magnetic matrix memory حافظه ماتریس مغناطیسی
impluse response matrix ماتریس انتقال ضربه
matrix isolation spectroscopy طیف بینی مجزا شده درماتریس
dot matrix character کاراکتر ماتریس نقطهای
principal diagonal [matrix] قطر اصلی [ریاضی]
primary diagonal [matrix] قطر اصلی [ریاضی]
the main diagonal of a matrix قطر اصلی یک ماتریس [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com