Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
English
Persian
quasi predicate
شبه مسند
quasi predicate
فعل غیرمسندی
Other Matches
predicate
مسند
predicate
گزاره
[در دستور زبان]
[ادبیات]
predicate
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicate
دلالت کردن
predicate
مستند کردن گزاره
predicate
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicate
خبری خبر دادن
predicate
مسندی
predicate
خبر
subject and predicate
مسند الیه و مسند
subject and predicate
مبتداو خبر
subject and predicate
موضوع و محمول
first order predicate logic
PROLO بکار می رود
quasi
مشابه
quasi-
برچسب
quasi
بصورت پیشوندنیز بکار رفته و بمعنی "شبه " و "بظاهرشبیه " است
quasi
شبه
quasi
شبیه
quasi-
که نشان دهنده تعداد دستورات است
quasi-
مشابه یا تقریباگ همان
quasi need
شبه نیاز
quasi convex
نیمه محدب
quasi convex
شبه محدب
quasi contract
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
quasi contract
شبه عقد
that was a quasi war
جنگ واقعی نبود- چیزی مانندجنگ بود
quasi crystal
شبه بلور
quasi easement
حق شبیه به حق ارتفاق
quasi intentional
شبه عمد
quasi instruction
شبه دستورالعمل
quasi historical
نیم تاریخی
quasi entail
حق عمری که به مدت عمرثالث برای متنفع و اخلاف اوبرقرار شود
quasi elliptic
شبه بیضی
quasi deposit
شبه سپرده
quasi cyclic
شبه حلقهای
quasi concave
نیمه مقعر
quasi concave
شبه مقعر
quasi rent
شبه اجاره
quasi random
شبه تصادفی
quasi public
نیمه عمومی
quasi public
نیمه دولتی
quasi private
نیمه خصوصی
quasi private
شبه خصوصی
quasi particle
شبه ذره
quasi molecule
شبه مولکول
quasi judicial
شبه قضایی
quasi inverse
شبه وارون
quasi money
شبه پول
quasi contract
شبه قرارداد
quasi adverb
صفت قیدنما
quasi commercial
نیمه بازرگانی
quasi commercial
شبه بازرگانی
quasi atom
شبه اتم
quasi steady
جریان نیمه ارام
quasi concave function
تابع شبه مقعر
quasi concave function
تابع نیمه مقعر
quasi linear equation
معادله شبه خطی
quasi intentional homocide
قتل شبه عمد
quasi convex function
تابع شبه محدب
quasi smooth flow
جریان نیمه ارام یا شبه ارام
quasi elastic force
نیروی شبه کشسان
quasi stationary state
شبه حالت ایستاده
quasi convex function
تابع نیمه محدب
quasi experimental designs
طرحهای شبه ازمایشی
quasi public company
شرکت نیمه دولتی
quasi stable elementry particle
ذره شبه پایدار
quasi free electron theory
نظریه الکترون شبه ازاد
quasi stable elementry particle
ذزه نیم پایدار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com