English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (8 milliseconds)
English Persian
residual stress تنش پس مانده
Other Matches
residual باقیمانده
residual مربوط به ریزش اتمی
residual ته نشستی
residual مانده
residual مازاد
residual رسوبی
residual رسوب
residual پس مانده ته نشین
residual پسماند
residual ته مانده
residual value مقدار باقی مانده
residual آنچه در پشت سر باقی می ماند
residual نرخ داده در یافتی ناصحیح وکل داده ارسالی
residual thrust تراست تولیدشده توسط موتورجت
residual bitumen قیر تفاله
residual bitumen قیر ته مانده
residual charge بار الکتریکی مانده
residual current جریان مانده
residual deviation انحراف مانده
residual discharge تخلیه مانده
residual drawdowm افت باقیمانده
residual force نیروهای ته مانده یاباقیمانده در محل
residual volume حجم باقیمانده
residual variance پراکنش مازاد
residual variable متغیر باقیمانده
residual unemployment بیکاری باقیمانده
residual term جمله باقیمانده
residual term جمله پسماند
residual schizophrenia اسکیزوفرنی مانده
residual matrix ماتریس مازاد
residual magnetism مغناطیس مانده
residual magnetism مغناطیس پس ماند
residual magnetization مغناطیس مانده
residual error خطای مانده
residual propulsive force نیروی پیشرانه خالص
magnetic residual loss تلف رماننس
sum of squares of residual مجموع مربعات باقیمانده
residual error reat نرخ خطای پس مانده
residual magnetic induction مغناطیس مانده
residual current state رژیم جریان مانده
functional residual capacity فرفیت باقیمانده عملی
residual sum of squares مجموع مجذورات انحرافات مجموع مربعات انحرافات مجموع مجذورات باقیمانده ها
stress فشار
mean stress خستگی متوسط
stress قوت
stress فشار اوردن بر
stress تنش جسمانی- روانی
stress یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stress اهمیت تاکید
stress خستگی
stress مضیقه
stress سختی پریشان کردن
stress مالیات زیادبستن
stress تاکید کردن
stress بار
stress فشار روانی
stress تنش
stress تلاش
stress تقلا
state of stress حالت تنش
state stress وضعیت تنش
storm and stress اشوب وغوغا
stress circle دایره تنش
stress concentration تمرکز تنش
simple stress تنش ساده
shrinkage stress خستگی فرامد
shrinkage stress خستگی جمع شدگی
reynolds stress تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
rupture stress تنش گسیختگی
secondary stress خستگی فرعی
shear stress تنش ناشی از برش
shear stress تنش برشی
shearing stress تنش برشی
stress corrosion خوردگی در اثر تنش
stress curve نمودار تنش
temperature stress تنش حرارتی یا دمایی
thermal stress تنش حرارتی
thermal stress ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
to lay stress on something بچیزی اهمیت دادن
torsional stress تنش پیچشی
transverse stress تنش عرضی
ultimate stress تنش نهایی
ultimate stress تاب
ultimate stress تنش یک تکه از ماده در لحظه گسستگی یا شکست
virtual stress تنش مجازی
viscous stress تنش برش سیال
yield stress تنش تسلیم
tensile stress تنش کششی
tensile stress خستگی کششی
tensile stress تنش کششی مجاز
stress distribution توزیع تنش
stress function تابع تنش
stress in beam تنش در تیرها
stress intensity شدت تنش
stress interview مصاحبه تنش زا
stress of poverty فشار بینوایی
stress range گستره تنش
stress ratio نسبت تنش
to lay stress on something چیزی راتاکید کردن
stress testing تست حساسیت
stress tolerance تحمل فشار روانی
stress verse قافیه مشدد
stress verse قافیه موکد
tangential stress خستگی مماسی
tangential stress تنش مماسی
compressive stress تنش فشاری
hoop stress تنش مماسی
circumferential stress تنش پیرامونی
circumferential stress خستگی دایرهای
inelastic stress تنش ناکشسان
buckling stress تنش خمشی
internal stress تنش داخلی
breaking stress بارگسیختگی
bond stress تنش پیوستگی
edge stress تنش تیغه
longitudinal stress تنش طولی
hoop stress تنش دایرهای
bearing stress تنش تکیه گاهی
fiber stress تنش تاری
compressive stress خستگی فشاری
cyclic stress تنش دورهای
cyclic stress تنش تناوبی
compressive stress فشار تراکمی
axial stress تنش محوری
dielectric stress بار دی الکتریکی
compression stress تنش فشاری
effective stress تنش موثر
engineering stress تنش فاهری
euler stress تنش اولر
buckling stress تنش کمانش
range of stress دامنه تنش
alternating stress تنش نوسان دار دائمی
bending stress تنش خمشی
alternating stress تنش متناوب
working stress تنش مجاز
allowable stress تنش مجاز
admissible stress تلاش قابل قبول
admissible stress تنش پذیرا
adhesive stress نیروی چسبندگی
adhesive stress قدرت چسبندگی
bearing stress تنش بردگاهی
radial stress تنش شعاعی
racking stress تنش جنبی
normal stress تنش شاغولی
normal stress تنش نرمال
permissible stress خستگی قابل قبول
bending stress خستگی خمشی تلاش خمشی
pre stress پیش تنیدگی
principal stress خستگی اصلی
principal stress تنش اصلی
racking stress تنش پهلویی
neutral stress تنش خنثی
ultimate stress limit حد تنش نهایی
ultimate tensile stress تنش کشش نهایی
stress strain relation رابطه تنش- کرنش
design stress resultant تلاش محاسباتی
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
repetitive stress injury اسیب ناشی از فشار تکراری
repetitive stress injury دردی دربازو کسی که عملی را چندین بارانجام دهد مثل وقتی که ترمینال کامپیوترکارمیکند
alternating stress test ازمایش تنش متناوب
maximum limited stress تنش حداکثر
design stress resultant تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
limit fatigue stress حد دوام
limit creep stress حد خزش
longitudinal shearing stress تنش برشی طولی
horizontal shearing stress تنش برش افقی
impluse voltage stress تنش فشار ضربهای
stress strain diagram نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
stress strain curve منحنی تنش به افزایش طول نسبی
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
Stress reduces an employee's working capacity' استرس توانایی کاری کارمندان را کاهش می دهد.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com