English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
roll over credit اعتبار گردان
Other Matches
roll غلتیدن
roll فهرست
roll نورد کردن
roll طاقه
It is to our credit. باعث روسفیدی ماست
under the credit تحت اعتبار
on credit نسیه
to roll on صاف کردن
roll چرخش توپ والیبال
roll چرخش نیمدایره روی یک پا وبعد روی پای دیگر
roll ناویدن
roll غلت خوردن گشتن
roll تردادن
roll تلاطم داشتن
roll غلطیدن
roll غلتش ناو
roll غلطیدن ناو
roll انحراف به چپ یا راست
roll دوران حول محور طولی غلطش
roll ناوش
to roll on غلتیدن
to roll on اسان رفتن
to roll by صاف رفتن
roll out معرفی یک کالای تجارتی به بازار
roll out دویدن هواپیما روی باند
roll out سر خوردن هواپیما
roll out ازتختخواب بیرون امدن گسترده شدن
roll out از حافظه جمع کردن
roll on/roll off بارگیری- تخلیه
roll on roll off سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
roll on roll off روش سوار وپیاده کردن بار روی غلطک حمال
credit available اعتبار قابل استفاده
roll in در حافظه پهن کردن
roll up جمع کردن
to roll by غلتیدن
to roll by اسان رفتن
on credit پسادست
roll up انباشتن
roll up رویهم جمع شدن
roll up جمع اوری کردن تاسیسات
roll up پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
roll up چرخیدن
roll up اندوختن
roll on roll off روش بارگیری مستقیم ناو
credit اعتبار
credit بستانکار
credit نسیه
credit وعده مهلت
credit اجل
credit طلب
roll-on/roll-off بارگیری- تخلیه
roll تراندن
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credit خرید وفروش اعتباری
credit ابرو
credit ستون بستانکار نسیه
credit اعتقاد کردن
credit درستون بستانکار وارد کردن
credit نسبت دادن
credit امتیاز
credit اعتبار مالی
roll چرخش گردش
roll فهرست پیچیدن
roll ثبت
roll صورت
roll توپ
roll لوله
roll طومار
roll around <idiom> برگشتن
roll in <idiom> باقیمت بالایی رسیدن
roll چیز پیچیده
roll بدوران انداختن
roll غلتک
roll نورد
roll گردکردن
roll غلتک زدن
roll غل دادن
roll غلتاندن غلت دادن
roll back به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
roll back عمل تنزل دادن
letter of credit اعتبار اسنادی
roll call حضور و غیاب
roll call شیپورجمع
roll call حاضر و غایب
roll back عقبگرد
roll back کاریک برنامه کاربردی پایگاه داده ها برای توقف تراکنش و برگشت پایگاه داده ها به وضعیت قبلی
roll call حضور و غیاب سازمانی
letter of credit اعتبارنامه
letter of credit ورقه اعتبار
issuing of the credit افتتاح اعتبار
roll housing پایه دستگاه نورد
roll forward , با خواندن ورودی تراکنش واجرای مجدد تمام دستورات برای بازگشت به پایگاه داده وبه وضعیت پیش از آسیب
roll forward تابع پایگاه داده ها که کاربر را ازیک آسیب نجات میدهد.
roll call حاضر و غایب کردن افراد
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
roll back عقب کشی
roll back قیمت جنسی یاکالایی را بسطح اولیه پایین اوردن
roll back عقب کشیدن
open credit اعتبار بدون ضمانت نامه
open credit اعتبار نامحدود
on credit month's وام با وعده ..... ماهه
roll call نامیدن افراد
jack roll چرخ چاه
muster roll دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
muster roll دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
movement credit وقت پیش بینی شده و تعیین شده برای حرکت یک ستون
movement credit نوبت حرکت
pay roll لیست پرداخت حقوق
pay roll لیست حقوق
man of credit شخص معتبر
letter of credit اعتبار نامه بانکی
jelly roll رولت
period of roll زمان تناوب چرخش
roll axis محور غلطش
revolving credit اعتبار قابل تجدید
revolving credit اعتبار گردان
issuance credit صدور
issuance credit گشایش
issuance credit افتتاح اعتبار
issue a credit افتتاح اعتبار
jelly roll نان شیرینی ژله دار ولوله کرده
revocable credit اعتبار قابل برگشت
ration credit تضمین سلامت مواد غذایی جیره ارتش
pyramid of credit هرم اعتبارات
plate roll غستگاه نورد صفحه
pilger roll غلطک زائر
pick and roll ایجاد سد و چرخش
letter of credit برگه اعتبار
roll kitchen اشپزخانه متحرک
spring roll مربوطبهغذایچینی
sausage roll نوعیغذاباسوسیس
pancake roll گوشتو...درستمیشود
pancake roll کلوچهایکهباسبزیجاتچینی
credit account حساب اعتباری
roll film فیلملولهای
crushing roll غلتکسنگشکن
drum roll تندزنی
drum roll ضربات مداوم
wire roll نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
western roll غلطیدن افقی از روی میله
validity of the credit معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
toilet roll دستمالتوالت
I did the work ,but he got the credit. کار رامن انجام دادم ولی امتیازش ر ااوگرفت
To roll up the map. , نقشه را پیچیدن ( تا کردن )
to roll one's eyes <idiom> نشان دادن بی میلی [بی علاقگی] به انجام کاری [اصطلاح مجازی]
hip-roll تیر چوبی نبش
angle-roll ابزار گرد
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
I have a credit card. من کارت اعتباری دارم.
roll up one's sleeves <idiom> سخت تلاش کردن
edge-roll ابزار سه ربع گرد
(buy something) on credit <idiom> بدون پول چیزی راخریدن
To roll up ones sleeves. آستینهارابالازدن
To call the roll. Roll-call. حاضر غایب کردن
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
universal roll نورد یونیورسال
transferable credit اعتبارقابل واگذاری
social credit تصادی معرفی شده است
shoulder roll چرخیدن روی شانه ها
short credit اعتبار کوتاه مدت
sheet roll نورد ورق
settlement of credit تسویه اعتبار
sell on credit نسیه فروختن
roll stand مقام نورد
roll scroll متن نمایش داده شده که درهرلحظه یک خط بالا یا پایین صفحه نمایش می رود
roll reversal حالتی که سبب معکوس شدن کنترل میگردد
roll pass رخده نورد
roll pass کالیبر نورد
roll paper کاغذ لولهای
straightening roll غلطک مستقیم کنی
striking off the roll اسم یک solicitor را به تقاضای خودش یا بعلت ارتکاب خطا از لیست وکلاحذف کردن
swing roll چرخش نیمدایره روی یکپاوبعد روی پای دیگر با کنترل پای ازاد از جلو بعقب
transferable credit اعتباراسنادی قابل انتقال
transferable credit اعتبار قابل انتقال
trade credit اعتبار تجاری
to give credit to باورکردن تصدیق کردن
to give credit to اعتباردادن
to be on the pay roll مواجب یا مزد گرفتن
to be on the pay roll جزوکارمندان یا مزدوران بودن
the roll of the sea غلت یا موج اب دریا
the roll of a ship غلت کشتی
tax credit اعتبار مالیاتی
roll of thunder غرش رعد
credit purchase خرید نسیه
countervailing credit اعتبار متقابل
consumption credit اعتبار مصرفی
consumer credit اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
consumer credit اعتبار مصرف کننده
credit card کارت اعتباری
constructive credit اعطای پایان نامه افتخاری به کسی
credit cards کارت یاورقه خرید نسیه
credit cards کارت اعتباری
confirmed credit اعتبار تائید شده
cold roll نورد کردن در حالت سرد
cogging roll دستگاه نورد اولیه شمش
chilled roll نورد سخت کننده
chest roll چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
credit note اعلامیه بستانکاری
countervailing credit اعتبار اتکائی
credit card کارت یاورقه خرید نسیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com