Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
solid-state laser
لیزر حالت جامد
[فیزیک]
Other Matches
solid-state
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
solid state
نیمه هادی
solid state
حالت جامد
solid-state
وسیله ذخیره حافظه با وضعیت ساکن
solid-state
مربوط به وسایل نیمه هادی
solid state diffusion
پخش حالت جامد
solid state cartridge
کارتریج حالت جامد
solid state circuitry
مدارات حالت جامد
solid state component
مولفهء حالت جامد
solid state device
دستگاه حالت جامد
solid state physics
فیزیک حالت جامد
solid state cartridge
کارتریج نیمه هادی
helium-neon laser
[HeNe laser]
لیزر هلیوم-نئون
[فیزیک]
national
[state, federal state]
<adj.>
دولتی
national
[state, federal state]
<adj.>
حکومتی
laser
لیزر
laser
اشعه لیزر
laser
چاپگر به renalntion بالا که از منبع لیزر برای چاپ با کیفیت بالای حروف با الگوی matrix-clat روی کاغذ استفاده میشود.
laser
وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
laser
دیسک فشرده
laser
روش ذخیره سازی دیجیتالی با استفاده از لیزر برای برانگیختن ماده حساس به نور
laser
هر روش تابش نور کوهرنت یا همسان توسط انرژی ذخیره شده در سیستم مولکولی یااتمی هنگام تحریک با سیگنال ورودی
laser
اشعه لاسر انرژی لیزری سیستم تقویب نور بوسیله تشعشعات تحریک شده
laser memory
حافظه لیزری
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
laser welding
جوش لیزری
laser guidance
سیستم هدایت لیزری
laser gain
بهره لیزر
laser font
فونت لیزری
laser disignator
هدف یاب لیزری
laser diode
[LD]
لیزر نیم رسانا
[فیزیک]
gas laser
لیزر گازی
laser guidance
هدایت لیزری بمب یا موشک
laser disignator
تعیین کننده هدف لیزری
laser beam
اشعهلیزر
dye laser
لیزر رنگینهای
semiconductor laser
لیزر نیم رسانا
[فیزیک]
laser printer
چاپگر لیزری
laser printers
چاپگر لیزری
optical laser disk
دیسک لیزری نوری
differential laser gyro
دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
postscript laser printer
چاپگر لیزری پست اسکریپت
emulsion laser storage
روش ذخیره سازی دیجیتال با استفاده ازلیزر در مقابل ماده حساس به نور
emulsion laser storage
storage laser
laser
[light amplification by stimulated emission of radiation]
لیزر
[تقویت نور به روش گسیل القایی تابش]
[فیزیک]
solid
تیمی با بازیگران خوب
solid
پر
solid
توپر
solid
ثابت
solid
سخت پا
solid
یکسان فضائی
solid
یکپارچه
solid
توپر سخت محکم
solid
دج
solid
تن
solid
بدن
[کالبد]
solid
سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
solid
چاپگری که از شکل حرف کامل برای چاپ یک حرکت استفاده کند مثل چاپگر -daisy wheel
solid
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid
قابل اطمینان
solid
توپر نیرومند
solid
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solid
جسم
[بدن]
solid looking
دارای قیافه جامد وبیروح
solid
جامد
solid
ز جسم
solid
ماده جامد سفت
solid
سخت
solid
مکعب
solid
سه بعدی
solid
محکم
solid
مکعب حجمی
solid
یک پارچه
solid
تنه
solid
منجمد سخت
solid
بسته
solid
ناب
solid
قوی خالص
solid
استوار
solid jet
فوران پر
solid geometry
هندسه ی فضایی
solid line
خط پر
solid geometry
هندسه فضایی
solid geometry
هندسه سه بعدی
solid floor
کف زیر بر
solid dam
سد بی دررو
solid dam
سد کور
solid color
رنگ یکدست
solid body
جسم سخت
solid partition
جداگر یکپارچه
solid propellant
سوخت جامد
It must have a solid foundation.
اساس کار باید محکم باشد
Seven solid years.
هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
color solid
سه بعدی رنگ نما
This is a very solid car.
این اتوموبیل خیلی محکم است
solid shot
ساچمهخالص
solid wire
سیم تک رشته
solid support
تکیه گاه جامد
solid solution
کریستال مخلوط
solid solution
محلول جامد
solid sodding
پوشش یکدست چمنی
crystalin solid
جامد متبلور
solid angle
زاویه فضایی
solid fuel
سوخت جامد
solid figure
جسم
[بدن]
solid figure
تنه
solid figure
بدن
[کالبد]
solid door
لنگه در توپر
solid figure
تن
solid dike
اب بند
solid angle
زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
regular solid
کثیرالاضلاع پنج ضلعی منظم
monoatomic solid
جامد تک اتمی
of solid build
خوش بنیه
solid shaft
محور توپر
solid-shade dyeing
رنگرزی یکنواخت
gas solid chromatography
کروماتوگرافی گاز- جامد
unit solid angle
زاویه واحد فضایی
substitutional solid solution
محلول جامد جانشینی
solid-shade dyeing
یکدست و همرنگ
solid-rocket booster
راکدثابتبالارونده
solid rubber tyre
لاستیککائوچوییسفت
airless solid injection
تزریق بدون کمپرسور
Iranian goods are usally solid.
جنس ساخت ایران غالبا" محکم است
state-
ایالت
two state
دو حالتی
the state
effusion seminal causedby cleanness ofجنابت
to keep state
خود را گرفتن
to be in a state of a
بیم داشتن
to be in a state of a
هراسان بودن
to be in a state of f.
پیوسته درتغییربودن
to keep state
شان یا مقام خودراحفظ کردن
what state
در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
state-
دولتی حالت
state
وضعیت چیزی
state
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state-
مقام ورتبه
state
حال
state
تعیین کردن وقرار دادن
state
افهار کردن وتصریح کردن
state-
ابهت
state
ابهت
state
مقام ورتبه
state-
افهار کردن وتصریح کردن
state-
تعیین کردن وقرار دادن
state-
حال
state
سیاسی رسمی وضع
state-
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state-
سیاسی رسمی وضع
state-
دولتی
state-
دولت
state-
کشوری
state-
جمهوری کشور
state-
چگونگی
state-
تعیین کردن حال
state-
افهار داشتن افهارکردن
state-
جزء به جزء شرح دادن
state-
توضیح دادن
state
وضعیت
state-
حالت
state-
کشور
state-
ایالت کشوری
state-
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state
جزء به جزء شرح دادن
state
جمهوری کشور
state
ملت
state
کیفیت
state
توضیح دادن
state
چگونگی
state
تعیین کردن حال
state
افهار داشتن افهارکردن
state
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state-
دولت استان
state
دولت استان
state-
کیفیت
corresponding state
حالت متنافر
state
دولتی حالت
state
ایالت
state
کشور
state-
وضعیت چیزی
state
دولتی
state-
وضعیت
state
حالت
state
دولت
state
ایالت کشوری
state-
ملت
state
کشوری
state of the realm
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
state of in her itance
ملک یا دارایی قابل توارث
state of war
حالت مخاصمه
state of equilibrium
حالت تعادل
state of being cheated
مغبونیت
state of being cheated
غبن
state of the art
جدیدترین تکنولوژی تکنولوژی جدید
state of grace
تائید
state of stress
حالت تنش
state of siege
حالت محاصره
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
state of grace
توفیق
state of purity
طهارت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com