English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
English Persian
translation tables جدولهای جستجو یا مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت توسط پردازنده قابل دستیابی هستند بدون نیاز به محاسبه نتیجه
Other Matches
an a translation ترجمه درست
translation ترجمه
translation تبدیل
translation جابجایی [ریاضی] [فیزیک]
translation انتقال
translation برگردان
translation معنی
translation ترجمه
translation پچواک تفسیر
translation انقال
translation حرکت انتقالی
machine translation ترجمه ماشینی
frequency translation تبدیل فرکانس
code translation رمزبرگرداندن
algorithm translation ترجمه الگوریتم
address translation ترجمه ادرس
mechanical translation ترجمه ماشینی
mechanical translation ترجمه مکانیکی
translation bearing یاتاقان انتقالی
translation wave موجبرگردان
translation agency دارالترجمه
translation agency دفتر ترجمه
translation agency موسسه ترجمه
lattice translation operation عمل انتقال شبکه
dynamic address translation ترجمه پویای ادرس
fortran translation process فرایند ترجمه فرترن
This is its Persian rendering ( translation) . این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
tables روی میز گذاشتن
tables مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
tables طرح کردن
tables به صورت جدول دراوردن
tables به جدولی انتقال دادن
tables میزبازی
tables تو گذاردن
tables از دستور خارج کردن
tables معوق گذاردن
tables لوح جدول
tables جدول
tables مطرح کردن
tables در فهرست نوشتن
tables کوهمیز
tables فهرست
tables لیست
tables لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
tables ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tables لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tables میز
tables لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
tables لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
tables خوان
tables سفره
tables استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
multiplication tables جدول بس شماری
dressing tables میز اینه داروکشودار
dressing tables میز ارایش
multiplication tables جدول ضرب
turn the tables <idiom> عوض کردن شرایط
nest of tables جایگاهمیزها
wear tables جداول سایش جنگ افزارها
urban's tables جدولهای اربان
water tables سطح ایستای
water tables سطح ایستائی اب
water tables ابخوان سفره
astronomical tables زیج
water tables سطح ایستایی
conversion tables جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
current tables جداول جریانات جذر و مدی
water tables سطح ابهای زیر زمین
mortality tables جدول عمر نما
tidal tables جداول مشخصات جذر و مددریا
to turn the tables on any one وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
twelve tables الواح دوازده گانه
twelve tables الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
coffee tables میزپیشدستی
safe loads tables جداول بارهای مجاز
principal types of tables انواععمدهمیزها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com