Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (5 milliseconds)
English
Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
visit
دید و بازدیدکردن
visit
بازرسی
visit
بررسی تفتیش
visit
کشف
visit
مسافرت معاینه
visit
بازدید
visit
دیدن کردن از
visit
ملاقات کردن زیارت کردن
visit
عیادت کردن سرکشی کردن
visit
ملاقات
visit
عیادت
visit
بازدید دیدار
right of visit
حق بازرسی و تفتیش
to pay a visit to any one
کسی رادیدنی
official visit
بازدید رسمی فرمانده
home visit
بازدید خانواده
to return a visit
بازدید کردن
domiciliary visit
بازرسی خانه شخص
To call on ( visit ) someone .
سر وقت کسی رفتن
boarding visit
بازدید پس دادن
to pay a visit to any one
کردن ازکسی عیادت کردن
visit of courtesy
بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
visit and search
بازدید و تجسس کردن ناو
visit of courtesy
بازدید رسمی نظامی
to pay a visit to any one
کسیراملاقات کردن
flying visit
ملاقاتوزیارتکوتاهمدت
To visit someone . To call on someone.
بدیدن کسی رفتن
an early visit
دیدنی بموقع
sector
ناحیه
sub sector
زیربخش
sub sector
بخش فرعی
sector
قسمتی ازجبهه
sector
منطقه واگذاری
sector
منطقه عمل منطقه مسئولیت
sector
منطقه
sector
قطاع
sector
جزء تقسیم کردن
sector
بخش
sector
محله
sector
خط کش ریاضی ناحیه
sector
منطقه ماموریت قطاع اتش
sector
سوراخ در لبه دیسک برای نشان دادن محل اولین شیار
sector
دیسکی که شیارها با آدرس و داده کد شروع که در هنگام فرمت دیسک روی آن نوشته میشود, شرح داده می شوند
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector
تقسیم دیسک به شیار رهایی
sector
تقسیم دیسک به شیارهای آدرس پذیر
sector
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sector
جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sector
قطاع دایره
sector of fire
منطقه اتش
soft sector
علامت گذاری قطاع ها وبخشهای روی یک دیسک که از اطلاعات نوشته شده ان استفاده میشود
sector of a sphere
اکلیل کروی
two sector model
الگوی دو بخشی
sector commander
فرمانده ناحیه پدافند هوایی
sector commander
فرمانده ناحیه
sector addressing
نشانی دهی قطاعی
real sector
بخش متغیرهای حقیقی
sector of search
منطقه کاوش
sector of search
منطقه مراقبت رادار
sector of search
منطقه تجسس رادار
two sector economy
اقتصاد دو بخشی
traditional sector
بخش سنتی
sector of fire
قطاع اتش منطقه تیراندازی
throwing sector
نقطه فرود وسیله پرتاب شده
teritiary sector
بخش ثالثه
teritiary sector
بخش سوم
spherical sector
قطاع کروی
service sector
بخش خدمات
sector scan
کاوش منطقهای با رادار تجسس منطقهای
real sector
بخش واقعی
productive sector
بخش تولیدی
public sector
بخش عمومی
defense sector
منطقه پدافندی
bad sector
قطاع خراب
bad sector
قطاع بد
bad sector
شیاری که اشتباه فرمت شده است یا خطایی دارد و غیر قابل تصحیح یا نوشتن یا خواندن است
sector of responsibility
منطقه مسئولیت
agricultural sector
بخش کشاورزی
private sector
بخش خصوصی
public sector
بخش دولتی
disk sector
قطاع دیسک
disk sector
بخش دیسک
observing sector
منطقه دیدبانی
observing sector
قطاع دیدبانی
observation sector
قطاع دیدبانی
nonmonetary sector
بخش غیر پولی
monetary sector
بخش پولی
modern sector
بخش جدید
modern sector
بخش نوین
main sector
بخش اصلی
hard sector
قطاع سخت افزاری
infrastructural sector
بخش زیربنائی
nonformal sector
بخش غیر رسمی
informal sector
بخش غیر رسمی
government sector
بخش دولتی
steering worm sector
چرخ دنده حلزونی قطاعی فرمان
fire support sector
منطقه پشتیبانی اتش
worm and sector sleering
چرخ دنده ی حلزونی و قطاع فرمان
air defense sector
منطقه ماموریت پدافند هوایی
sector interleave factor
عامل جاگذاری قطاع
air defense sector
منطقه واگذاری شده پدافندهوایی
steering worm sector
تاج فرمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com