English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
to recede from an opinicn ازافهار عقیدهای خود داری کردن
Other Matches
to recede from an engagement از افهار عقیدهای خود داری کردن
to i. person with an opinion عقیدهای رابه کسی تلقین کردن
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
bigbrother رهبر درکار یا عقیدهای
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
once famous belief عقیدهای که یک وقت متداول بود
paradoxes عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
paradox عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
statecraft کشور داری ملک داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
refraining خود داری کردن
to keep house خانه داری کردن
refrained خود داری کردن
get by نگه داری کردن
run the show اختیار داری کردن
explicit rent اجاره داری کردن
refrains خود داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
attorn اجاره داری کردن
waked شب زنده داری کردن
wake شب زنده داری کردن
keep house خانه داری کردن
refrain خود داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
baby sit بچه داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
to govern one's passions خود داری کردن
to rule the roast اختیار داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby-sits بچه داری کردن
baby-sitting بچه داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
housekeep خانه داری کردن
natarize محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
to run the show در کاری اختیار داری کردن
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
to contain one self خود داری یا حوصله کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to flinch the flagon ازخوردن نوشابه خود داری کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
lucubrate شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
to keb at a lamb ازشیردادن به بره خود داری کردن
to keep oneself to oneself ازامیزش بادیگران خود داری کردن
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
wet storage تر داری
grittiness شن داری
blind man's buff از من داری
bigamy دو زن داری
tensility کش داری
treasury خزانه داری
housekeeping خانه داری
continenece خود داری
notbility خانه داری
vigil شب زنده داری
vigilance شب زنده داری
non commital خود داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
treasurership خزانه داری
treasury general خرانه داری کل
tresury general خزانه داری کل
trusteedhip امانت داری
trusteeship امانت داری
bean caper پیرسن داری
pernoctation شب زنده داری
dry storage خشک داری
vigils شب زنده داری
angulation زاویه داری
viscosity شیره داری
tenancy اجاره داری
tenancies اجاره داری
quartermasters سررشته داری
angularity گوشه داری
wake شب زنده داری
incumbency عهده داری
waked شب زنده داری
menage خانه داری
wakes شب زنده داری
fasting روزه داری
stigmatism خال داری
leasing اجاره داری
patchiness وصله داری
bank protection ساحل داری
refusal خود داری رد
refusals خود داری رد
conchiferous داری صدف
quartermaster سررشته داری
angularity زاویه داری
charge عهده داری
Exchequer خزانه داری
bursary خزانه داری
charges عهده داری
bursaries خزانه داری
altruism همگونه داری
sang-froid خود داری
self restraint خود داری
serrulation دندانه داری
cellarge حق انبار داری
sang froid خود داری
capitalism سرمایه داری
bulkiness جثه داری
fisk خزانه داری
bulkiness تنه داری
rhythmicity نواخت داری
leasehold اجاره داری
retenv خود داری
tenure اجاره داری
wakefulness شب زنده داری
abstinence;or abstinency خود داری
night waking شب زنده داری
thrift خانه داری
lucubration شب زنده داری
communism مردم داری
spinosity سیخ داری
household art هنرخانه داری
house work خانه داری
creaminess خامه داری
slaveholding برده داری
farming مزرعه داری
slavery برده داری
blind mans buff ازمن داری
nolle proseequi خود داری از پی کرد
holding متصرفی اجاره داری
black capitalism سرمایه داری سیاه
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
double entry دفتر داری مضاعف
joint tenancy شرکت در اجاره داری
keepworthy قابل نگه داری
You have cobwebs in your head. <idiom> تو گچ تو سرت داری. [اصطلاح]
bailment امانت داری سمساری
land tenure اجاره داری زمین
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
capitalistic منسوب به سرمایه داری
industrial capitalism سرمایه داری صنعتی
joint tenancy اجاره داری مشترک
keeps حفافت امانت داری
capitalism رژیم سرمایه داری
chamberlainship پرده داری گنجوری
chest تابوت خزانه داری
home economics اقتصاد خانه داری
chests تابوت خزانه داری
How old are you?Whats your age? چند سال داری ؟
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
capitalist system نظام سرمایه داری
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
light housekeeping کارهای خانه داری
keep حفافت امانت داری
day nursery بچه داری در روز
bourgeoisie سرمایه داری بورژوازی
day nurseries بچه داری در روز
household art اصول خانه داری
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
procurator general کفیل خزانه داری
precapitalism ماقبل سرمایه داری
quartermasters رسته سررشته داری
angularity زاویه داری لاغری
spatiality فضا داری فضائیت
house keeping operation اعمال خانه داری
succulence اب داری حالت ابکی
continence خویشتن داری پرهیزگاری
refrainment خود داری اجتناب
precapitalism پیش از سرمایه داری
quartermaster رسته سررشته داری
capitalization اعمال سیستم سرمایه داری
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
purulence زخم چرکی چرک داری
cornetcy پرچم داری سواره نظام
mental reservation خود داری از ذکر مطلبی
jointure اجاره داری مشترک و مشاعی
capacity utilization rate نرخ بهره داری از فرفیت
Treasury Department اداره خزانه داری [ در آمریکا]
He is a brainy person . آدم کله داری است
passive resistance خود داری از قبول یاموافقت
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
piquancy گوشه داری طعنه امیزی
Do you have an extra pen to lend me? یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
accounties علم حساب یا دفتر داری
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
ruffed دارای یقه چین داری
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue. آدم سر وزبان داری است
subtenancy اجاره داری دست دوم
I cant be bothered. bother the flies! برو بابا حوصله داری !
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
stagnation thesis تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
housewifely از روی خانه داری یا صرفه جوئی
wombats جانور کیسه داری شبیه خرس
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
wombat جانور کیسه داری شبیه خرس
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
tenantry اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
bourgeoisie سرمایه داری حکومت طبقه دوم
carpet sweeper جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
You are sure a dead ringer for muy brother. تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
He is of noble birth. آدم پدر و مادر داری است
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
What is that strange contraption you've got in the garage? آن دستگاه عجیب و غریب که تو در گاراژ داری چیست؟
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com