English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (10 milliseconds)
English Persian
the waves of the sea امواج دریا
Search result with all words
awash سرگردان بر روی امواج دریا
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
wave period زمان تناوب امواج دریا
sea foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
ocean foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
beach foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
spume کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
Other Matches
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulation سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
modulating مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulate مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
continental shelf مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
neap tide کشندکمینه اب دریا حداقل جذر ومد نهایی اب دریا
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
isovelocity نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
holding anchorage لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
ground swell امواج
tidal waves امواج جزرومدی
hertzian waves امواج هرتز
pulsing ضربان امواج
incoherent waves امواج همدوس
interference تداخل امواج
emissions انتشار امواج
thermal waves امواج گرمایی
pulse امواج ضربانی
tosser دستخوش امواج
transient wave امواج سیار
pulsed امواج ضربانی
wander wave امواج سیار
spoondrift ترشح امواج
emission انتشار امواج
gravitational waves امواج گرانشی
crashing waves امواج خروشان
radio waves امواج رادیویی
reverberations برگشت امواج
gravitational waves امواج جاذبه
sky wave امواج اسمانی
oscilloscope اشکارسازی امواج
gravity waves امواج ثقلی
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
ground waves امواج زمینی
brain waves امواج مغزی
reverberation برگشت امواج
reverberations برگشت دادن امواج
reverberation برگشت دادن امواج
airwave امواج رادیو و تلویزیون
bleeding باند تداخل امواج
diathermy interference تداخل امواج دیاترمی
propagation پخش امواج یا اعلامیه
interference area ناحیه ی تداخل امواج
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
pulsing پرتاب امواج انرژی
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
echoed برگشت امواج رادار
echo برگشت امواج رادار
high freqyency aerial آنتن امواج بلند
conical scanning انتشار مخروطی امواج
hertzian wave امواج هرتز hertz
wave band دسته امواج رادیو
conical scanning ردیابی امواج به طورمخروطی
tidal wave امواج جذر و مدی
echoes برگشت امواج رادار
attenuation افت قدرت امواج
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
wave front جبهه امواج رادیویی
echoing برگشت امواج رادار
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
oscillograph دستگاه ثبت نوسان امواج
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
oscilloscope دستگاه نشان دهنده امواج
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
inductive interference voltage ولتاژ تداخل امواج القائی
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
beam width عرض ستون امواج رادار
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
assault waves امواج هجومی نفرات و وسایل
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
omnidirectional گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
repeater jammer دستگاه پخش پارازیت وفرستنده امواج
oscilloscope دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
operating signal چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
angstrom واحد اندازه گیری طول امواج
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
sound box جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
warbling وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbles وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
equisignal zone منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
warbled وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
reverberation index دستگاه نشان دهنده میزان امواج برگشتی
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
high frequency interference تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
lotic زیست کننده بر روی امواج سریع السیر
radar mile زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
warble وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
scend در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
hypersonic دارای سرعتی پنج یا شش برابر امواج صوتی در فضا
electroencephalograph دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق
influence sweep پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
microphones وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
microphone وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
CB رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
sonar دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banging صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bang صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
vor وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
bangs صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
cardinal points effect اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین
radioactivity قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
homing adaptor تطبیق کننده مسیر پروازهواپیما با جهت امواج راداریا ایستگاه کنترل
asdic دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
homing روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
homing device رادارهای ردیاب امواج رادیویی و رادار برای پیداکردن ایستگاه فرستنده انها
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
cw system سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
spacing impulse نوعی روش رادیو تله تایپ که در ان ارسال امواج به طوریک در میان ضربانی است
lough اب دریا
waterscape اب دریا
benthos ته دریا
channelled دریا
ground کف دریا
sea bed کف دریا
bree دریا
overboard در دریا
channel دریا
the blue دریا
high tides مد دریا
at sea در دریا
asea به دریا
the wave دریا
holm دریا
channeled دریا
high water line خط مد دریا
acajou دریا
the deep دریا
meerscham کف دریا
channeling دریا
channels دریا
asea در دریا
high tide مد دریا
flooded رو د دریا
sea foam کف دریا
sea froth کف دریا
sepiolite کف دریا
main دریا
flood رو د دریا
cuttle bone کف دریا
floods رو د دریا
d.j.'s locker ته دریا
seabed کف دریا
sea foam کف آب دریا
ocean foam کف آب دریا
beach foam کف آب دریا
spume کف آب دریا
high water مد دریا
saltwater اب دریا
cuttlebone کف دریا
meerschaum کف دریا
on the sea دریا
sea دریا
mere دریا
merest دریا
seas دریا
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
waterscape منظره اب دریا
transmarine فرا دریا
sea anchor لنگر دریا
two star دریا دار
cog in the machine <idiom> قطرهای از دریا
upcountry دور از دریا
deep-sea ژرف دریا
surface-to-air دریا به هوا
sands شن کرانه دریا
heave of the sea زورخیزاب دریا
seabird مرغ دریا
seabirds مرغ دریا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com