English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
to form a notion اندیشه کردن خیال بستن
Other Matches
to bethink oneself اندیشه کردن
meditated اندیشه کردن
cogitate اندیشه کردن
meditating اندیشه کردن
muse اندیشه کردن
cogitated اندیشه کردن
trow اندیشه کردن
cogitates اندیشه کردن
meditates اندیشه کردن
cogitating اندیشه کردن
meditate اندیشه کردن
muses اندیشه کردن
conspiratress اندیشه کردن در
pondered اندیشه کردن
bethink اندیشه کردن
mused اندیشه کردن
to set one's affection اندیشه کردن
ponder اندیشه کردن
pondering اندیشه کردن
ponders اندیشه کردن
to r.over something درچیزی اندیشه کردن
extemporize بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporised بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporising بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizing بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporises بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
to take counsel of one'spillow شب هنگام اندیشه در چیزی کردن
ruminate اندیشه کردن دوباره جویدن
to meditate on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
ruminates اندیشه کردن دوباره جویدن
to ruminate on something اندیشه کردن [در باره چیزی]
extemporizes بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
ruminated اندیشه کردن دوباره جویدن
to contemplate about/on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
extemporized بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
ruminating اندیشه کردن دوباره جویدن
to consult one's pillow هنگام شب پیش خود اندیشه کردن
deems خیال کردن
deeming خیال کردن
deemed خیال کردن
ideate خیال کردن
supposable خیال کردن
think خیال کردن
thinks خیال کردن
deem خیال کردن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
daydreams خیال باطل کردن
daydreaming خیال باطل کردن
daydream خیال باطل کردن
daydreamed خیال باطل کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
envisioned خیال بافی کردن
envision خیال بافی کردن
envisions خیال بافی کردن
envisioning خیال بافی کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
To set someones mind at ease. خیال کسی را راحت کردن
deliberate اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberates اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberated اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberating اندیشه کردن کنکاش کردن
attach 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
dog down بستن و جذم کردن درب محکم کردن درپوش اشیاء
contract مخفف کردن مقاطعه کردن قرارداد بستن
bound خیز محدود کردن مقید کردن بستن
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
assessing تعیین کردن بستن
steek بستن سجاف کردن
block بستن مسدود کردن
shut off قطع کردن بستن
bindings صحافی کردن به هم بستن
astringe جمع کردن بستن
blocked بستن مسدود کردن
binding صحافی کردن به هم بستن
blocks بستن مسدود کردن
assesses تعیین کردن بستن
assessed تعیین کردن بستن
turn off <idiom> بستن ،خاموش کردن
assess تعیین کردن بستن
feigns بخود بستن جعل کردن
decamp رخت بر بستن کوچ کردن
cincture احاطه کردن کمرچیزی را بستن
seal مهر و موم کردن بستن
decamps رخت بر بستن کوچ کردن
seals مهر و موم کردن بستن
stamps نقش بستن منقوش کردن
stamp نقش بستن منقوش کردن
decamped رخت بر بستن کوچ کردن
feign بخود بستن جعل کردن
decamping رخت بر بستن کوچ کردن
stipulating پیمان بستن تصریح کردن
to bar apatn بستن و مسدود کردن راه
string مربی خم کردن کمان و بستن زه
pretending بخود بستن دعوی کردن
To turn the tap on (off). شیر آب را باز کردن ( بستن )
pretend بخود بستن دعوی کردن
wattle نرده گذاری کردن بستن
pretends بخود بستن دعوی کردن
arrogate غصب کردن بخود بستن
assume بخود بستن وانمود کردن
to lay on بستن مالیات تحمیل کردن
assumes بخود بستن وانمود کردن
stipulate پیمان بستن تصریح کردن
stipulates پیمان بستن تصریح کردن
seel چشم خود را بستن کور کردن
truss بهم بستن بادبان را جمع کردن
laces بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
lace بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
trussing بهم بستن بادبان را جمع کردن
gag پوزه بند بستن محدود کردن
trussed بهم بستن بادبان را جمع کردن
levied مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levies مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levy مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levying مالیات بستن بر جمع اوری کردن
gagged پوزه بند بستن محدود کردن
gagging پوزه بند بستن محدود کردن
gags پوزه بند بستن محدود کردن
trusses بهم بستن بادبان را جمع کردن
set بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
shunts موازی کردن بستن بسته شدن
setting up بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
shunt موازی کردن بستن بسته شدن
shunted موازی کردن بستن بسته شدن
buckle باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
buckled باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
buckles باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
shut off <idiom> بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
to occlude بستن [جلو چیزی راگرفتن ] [مسدود کردن]
lacevi بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
To be out to do some thing . کمر همت بستن ( کمر انجام کاری را بستن )
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
notional اندیشه
concept اندیشه
ideas اندیشه
thoughts اندیشه
extemporarily بی اندیشه
extemporal بی اندیشه
excogitation اندیشه
ponderation اندیشه
by rote بی اندیشه
reflexion اندیشه
rapt in meditation اندیشه
on the impluse of the moment بی اندیشه
meditation اندیشه
idea اندیشه
brainchild اندیشه
conception اندیشه
ideas اندیشه ها
incogitant بی اندیشه
second thoughts اندیشه
afterthoughts پس اندیشه
mentalities اندیشه
offhandedly بی اندیشه
solicitude اندیشه
devisal اندیشه
mentality اندیشه
anxieties اندیشه
internal conception اندیشه
anxiety اندیشه
afterthought پس اندیشه
concepts اندیشه ها
thought اندیشه
offhanded بی اندیشه
delib erator اندیشه کننده
premeditatedly با اندیشه قبلی
opinions رای اندیشه
prenotion پیش اندیشه
syntaxic thought اندیشه منطقی
ponderingly اندیشه کنان
woriless بی غم اسوده بی اندیشه
cogitativeness قوه اندیشه
bubbling اندیشه پوچ
bubbled اندیشه پوچ
worry اندیشه نگرانی
ideality اندیشه گرایی
bubble اندیشه پوچ
plans تدبیر اندیشه
overwhelmed with reflection مستغرق اندیشه
plan تدبیر اندیشه
worries اندیشه نگرانی
cerebrotonic اندیشه ورز
cerebrotonia اندیشه ورزی
speculative مربوط به اندیشه
ideation اندیشه پردازی
idiographic اندیشه نگار
immersed in thinking غرق اندیشه
opinion رای اندیشه
economic thought اندیشه اقتصادی
refelectingly اندیشه کنان
devisable شایسته اندیشه
cogitable اندیشه پذیر
ideational fluency سیالی اندیشه
notion اندیشه فکر
association of ideas تداعی اندیشه ها
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com