English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
roughdry بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
Other Matches
smoothed صافکاری کردن
smooth صافکاری کردن
smoothest صافکاری کردن
smoothen صافکاری کردن
smooths صافکاری کردن
spreading صافکاری
blinding صافکاری
blindingly صافکاری
bright finish صافکاری براق
blindage صافکاری ساختمان
pallets ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallet ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
informally بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through <idiom> ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
deice بدون یخ کردن
Taoism روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
delouses بدون شپش کردن
deloused بدون شپش کردن
delouse بدون شپش کردن
depolarize بدون قطب کردن
delousing بدون شپش کردن
degum بدون صمغ کردن
denitrify بدون نیترات کردن
unseam بدون درز کردن
disequilibrate بدون تعادل کردن
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
prejudge بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudging بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudged بدون رسیدگی قضاوت کردن
unvoice بدون صدا ادا کردن
ad-libbed بدون نوشته صحبت کردن
prejudges بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libs بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing بدون نوشته صحبت کردن
ad-lib بدون نوشته صحبت کردن
live in a small way بدون سر و صدا زندگی کردن
offhand بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched بدون انشعاب بدون شعبه
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed بدون اضطراب بدون کشش
smoothest صاف کردن بدون اشکال بودن
obtruded بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrude بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cohabited با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabit با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smooths صاف کردن بدون اشکال بودن
no answer [n/a] [in forms] بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
obtrudes بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cold turkey <idiom> ترک کردن اعتیاد بدون دارو
lynches بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynched بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynch بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
glide پرواز کردن بدون نیروی موتور
glided پرواز کردن بدون نیروی موتور
do without <idiom> بدون هیچ چیزی کار کردن
glides پرواز کردن بدون نیروی موتور
knock about <idiom> بدون برنامه ریزی سفر کردن
smooth صاف کردن بدون اشکال بودن
cohabits با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smoothed صاف کردن بدون اشکال بودن
drip dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
to grope women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
to make a grab at women عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
to feel women up عشقبازی کردن با زنها [بدون رضایت زن]
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
adlib بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
free lance کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
multitasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
To play for love . عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
to do without any thing ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
pirating بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirate بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
goose step رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
standalone که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
seamless integration فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
licence اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
fan بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tile مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fanning بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
dehydrogenate هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenize هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
communication بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
trojan horse برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
and no mistake بدون شک
bottomless بدون ته
ex- بدون
unstressed بدون مد
undoubted بدون شک
sans بدون
goalless بدون گل
acheilos بدون لب
ex بدون
acheilous بدون لب
obtrusively بدون حق
indubitable بدون شک
doubtlessly بدون شک
wanting بدون
but بدون
without بدون
undoubtedly بدون شک
to a certainty بدون شک
not nearctic بدون
i'll warrant بدون شک
ingenuously بدون تزویر
inofficial بدون اجازه
tax-free <adj.> بدون مالیات
zero elasticity بدون کشش
wing it <idiom> بدون آمادگی
unfurnished بدون اثاثیه
unprofitable بدون سود
achlamydeous بدون پوشش
nothing if not <idiom> مطمئنا،بدون شک
decaffeinated بدون کافئین
bared بدون روکش
without milk بدون شیر
achromic بدون ترخیم
workless بدون عمل
inelastic بدون کشش
unbiased بدون تبعیض
acid free بدون اسید
excluding meals بدون غذا
achromatic بدون ترخیم
by rote بدون فکر
in vain <idiom> بدون تفثیروموفقیت
inoperculate بدون دریچه
cold turkey بدون آمادگی
standstill بدون حرکت
avirulent بدون شدت
indiscriminately بدون تمیز
intolerantly بدون بردباری
tenantless بدون مستاجر
bares بدون روکش
termless بدون شرط
terrorless بدون ترس
backless بدون پشتی
backless بدون پشت
bare بدون روکش
unattended بدون متصدی
to be sure <idiom> مطمئنا ،بدون شک
baring بدون روکش
barest بدون روکش
awless بدون بیم
unruffled بدون موج
continuously بدون توقف
irrespective of بدون ملاحظه
irreflexive بدون واکنش
inviscid بدون لزوجت
acarpous بدون میوه
under one's own steam <idiom> بدون کمک
confidently بدون شبهه
unresponsive بدون احتیاط
aimlessly بدون مقصد
on the square بدون کجی
asymptomatic بدون علامت
sans recours بدون رجوع
flawless <adj.> بدون مشکل
pathless بدون جاده
scoreless بدون امتیاز
toothless بدون دندانه
bareheaded بدون کلاه
searchless بدون جستجو
sound <adj.> بدون مشکل
nonboresafe بدون ضامن
impeccable <adj.> بدون مشکل
faultless <adj.> بدون مشکل
ametabolous بدون دگردیسی
ametabolic بدون دگردیسی
non delay بدون تاخیر
humble بدون ارتفاع
air dry بدون رطوبت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com