Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English
Persian
to haul up
برای بازخواست صداکردن بازخواست کردن از
Other Matches
bring to book
بازخواست کردن از
to have up
بازخواست کردن از
to bring to book
بازخواست کردن از
to call to account
بازخواست یامواخذه کردن از حساب خواستن از
dressing-down
بازخواست
chidden
صداکردن سرزنش کردن
to call in
صداکردن
sordine
صداکردن
blares
صداکردن
devocalize
بی صداکردن
blaring
صداکردن
devoice
بی صداکردن
blared
صداکردن
cleft grafting
صداکردن
blare
صداکردن
name
بنام صداکردن
names
بنام صداکردن
sound
صدا دادن صداکردن
sounded
صدا دادن صداکردن
soundest
صدا دادن صداکردن
sounds
صدا دادن صداکردن
baet
صداکردن کوس زدن
To call someone.
کسی را صدا زدن ؟( صداکردن )
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flavourings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavoring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
flavorings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
gas fittings
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
to pine for home
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauled
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhauling
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
degausser
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
arm
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
put-up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
service
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it
برای کردن ان
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
in order to prevent
برای جلوگیری کردن
to grub
زیر و رو کردن
[برای]
to grub about
زیر و رو کردن
[برای]
to grub
جستجو کردن
[برای]
to grub about
جستجو کردن
[برای]
the proper time to do a thing
برای کردن کاری
in orders to make it easiter
برای اسان تر کردن ان
to mumble
[away]
to oneself
برای خودشان من من کردن
prone to do something
آماده کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
enabling
تهیه کردن برای
enables
تهیه کردن برای
to fit with
اماده کردن برای
enable
تهیه کردن برای
to prospect
[for]
جستجو کردن
[برای]
so as to quiet him
برای ارام کردن او
prone to do something
آماده برای کردن کاری
the right way to do a thing
صحیح برای کردن کاری
to offer a reward
[for]
عرضه کردن پاداشی
[برای]
tenderised
برای ترد ونازک کردن ان
to go round
برای همه کفایت کردن
mnemonic
برای بار کردن در ثبات A
to save for retirement
برای بازنشستگی پس انداز کردن
to take pity on any one
برای کسی دلسوزی کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
to make room for a person
جا برای کسی باز کردن
gags
مانع فراهم کردن برای
to hang on the rear
برای حمله دنبال کردن
to butter somebody up
برای کسی چاپلوسی کردن
gag
مانع فراهم کردن برای
bucket step
فیکس کردن پا برای استراحت
tenderize
برای ترد ونازک کردن ان
tenderizes
برای ترد ونازک کردن ان
tenderized
برای ترد ونازک کردن ان
to pander to somebody's ego
<idiom>
برای کسی چاپلوسی کردن
tenderising
برای ترد ونازک کردن ان
tenderises
برای ترد ونازک کردن ان
warm up
<idiom>
گرم کردن (برای بازی)
gagging
مانع فراهم کردن برای
gagged
مانع فراهم کردن برای
carry over
<idiom>
برای بعد نگهداری کردن
bolster plate
صفحه برای مهار کردن
higgle
برای سودجویی بحث کردن
to underspend
[on]
ناکافی خرج کردن
[برای]
to schmooze somebody
برای کسی چاپلوسی کردن
to butter somebody up
برای کسی تملق کردن
to schmooze somebody
برای کسی تملق کردن
forthcomming
اماده برای ارائه کردن
tenderizing
برای ترد ونازک کردن ان
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
reworked
برای کاربرد مجدد آماده کردن
interacting
برای عمل کردن روی یکدیگر
crossover
متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
prostitute
برای پول خود را پست کردن
prostitutes
برای پول خود را پست کردن
interacts
برای عمل کردن روی یکدیگر
to save up for something
برای چیزی صرفه جویی کردن
to save for something
پس انداز کردن
[اندوختن ]
برای چیزی
to set up somebody
[for something]
پاپوش درست کردن برای کسی
garnishing
رنگ امیزی کردن برای استتار
reworks
برای کاربرد مجدد آماده کردن
to atone for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
interact
برای عمل کردن روی یکدیگر
interacted
برای عمل کردن روی یکدیگر
to make amends for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
reworking
برای کاربرد مجدد آماده کردن
to affect something
[cultivate for effect]
کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
to empower somebody to do something
کسی را برای کاری مخیر کردن
to fit a dress on somebody
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
sexualize
جنس برای چیزی تعیین کردن
It is written for our benefit
نوشته کردن برای ما فایده دارد
to hire
برگزیدن برای کار
[استخدام کردن]
tassel
پارچه برای تمیز کردن تیر
tassels
پارچه برای تمیز کردن تیر
spoon-feed
<idiom>
ساده کردن چیزی برای کسی
to call somebody to
[for]
something
از کسی برای چیزی درخواست کردن
lay up
<idiom>
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
to have a look round
[around]
the shops
[British E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round
[around]
the stores
[American E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
make room for someone or something
<idiom>
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to work for peanuts
<idiom>
برای چندرغازی کار کردن
[اصطلاح]
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
no answer
[n/a]
[in forms]
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
to seek somebody out
جستجو برای پیدا کردن کسی
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
to frame someone
پاپوش درست کردن برای کسی
winterization
اماده کردن برای کار در زمستان
martemper
حمام گرم برای سخت کردن
within reach of gunshot
کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
peccability
ژمادگی برای گناه کردن جایزالخطایی
minimax
روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
to set measures to anything
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
paints
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
to sign on
برای سربازی اسم نویسی کردن
to scramble for a living
برای معاش یازندگی تلاش کردن
to raise the wind
پول برای مقصودی فراهم کردن
zamboni
دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
paint
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
potential
توانایی انرژی برای کار کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com