Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English
Persian
higgle
برای سودجویی بحث کردن
Other Matches
profiteering
سودجویی
jobbery
سودجویی
utilitarianism
فلسفه سودجویی
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flavourings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
gas fittings
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
overhauling
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
clearance diving
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
arm
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
degausser
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
put-up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it
برای کردن ان
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
to prospect
[for]
جستجو کردن
[برای]
to mumble
[away]
to oneself
برای خودشان من من کردن
the proper time to do a thing
برای کردن کاری
to grub
زیر و رو کردن
[برای]
so as to quiet him
برای ارام کردن او
to grub about
زیر و رو کردن
[برای]
enable
تهیه کردن برای
in order to prevent
برای جلوگیری کردن
to fit with
اماده کردن برای
enabling
تهیه کردن برای
in orders to make it easiter
برای اسان تر کردن ان
enables
تهیه کردن برای
to grub about
جستجو کردن
[برای]
prone to do something
آماده کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
to grub
جستجو کردن
[برای]
tenderises
برای ترد ونازک کردن ان
to butter somebody up
برای کسی چاپلوسی کردن
to butter somebody up
برای کسی تملق کردن
tenderised
برای ترد ونازک کردن ان
to hang on the rear
برای حمله دنبال کردن
to schmooze somebody
برای کسی چاپلوسی کردن
to schmooze somebody
برای کسی تملق کردن
tenderize
برای ترد ونازک کردن ان
tenderising
برای ترد ونازک کردن ان
to take pity on any one
برای کسی دلسوزی کردن
forthcomming
اماده برای ارائه کردن
warm up
<idiom>
گرم کردن (برای بازی)
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
mnemonic
برای بار کردن در ثبات A
tenderizing
برای ترد ونازک کردن ان
tenderizes
برای ترد ونازک کردن ان
to offer a reward
[for]
عرضه کردن پاداشی
[برای]
tenderized
برای ترد ونازک کردن ان
bolster plate
صفحه برای مهار کردن
prone to do something
آماده برای کردن کاری
gags
مانع فراهم کردن برای
to go round
برای همه کفایت کردن
bucket step
فیکس کردن پا برای استراحت
the right way to do a thing
صحیح برای کردن کاری
to pander to somebody's ego
<idiom>
برای کسی چاپلوسی کردن
to save for retirement
برای بازنشستگی پس انداز کردن
to make room for a person
جا برای کسی باز کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
carry over
<idiom>
برای بعد نگهداری کردن
gagged
مانع فراهم کردن برای
to underspend
[on]
ناکافی خرج کردن
[برای]
gag
مانع فراهم کردن برای
gagging
مانع فراهم کردن برای
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
to pair off
جفت کردن
[برای کاری یا در جشنی]
to build up areputation
شهرت یا ابرویی برای خوددرست کردن
to work for peanuts
<idiom>
برای چندرغازی کار کردن
[اصطلاح]
incite to murder
اغوا کردن برای قتل عمد
to set measures to anything
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
make room for someone or something
<idiom>
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
pinhole
سوراخ کردن برای گوشی یاز
to get a meat for a bird
برای مرغی جفت پیدا کردن
impetrate
برای چیزی لابه واستغاثه کردن
within reach of gunshot
کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
garnishing
رنگ امیزی کردن برای استتار
to get somebody paired off with somebody
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
winterization
اماده کردن برای کار در زمستان
zamboni
دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
to refuse somebody admittance to something
پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
to empower somebody to do something
کسی را برای کاری مخیر کردن
potential
توانایی انرژی برای کار کردن
assignment of space
تخصیص جا برای انبار کردن اماد
to fix somebody up with somebody
[American E]
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
constitutionalize
برای بهداشت مزاج گردش کردن
pre empt
از پیش برای خود تامین کردن
paint
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
paints
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
It is written for our benefit
نوشته کردن برای ما فایده دارد
to call somebody to
[for]
something
از کسی برای چیزی درخواست کردن
afterthought
چاره اندیشی برای کاری پس از کردن آن
lay up
<idiom>
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
tassel
پارچه برای تمیز کردن تیر
to butter somebody up
برای کسی چرب زبانی کردن
tassels
پارچه برای تمیز کردن تیر
to set up somebody
[for something]
پاپوش درست کردن برای کسی
he has a rage for money
برای گرد کردن پول شهوت
to schmooze somebody
برای کسی چرب زبانی کردن
to frame someone
پاپوش درست کردن برای کسی
peccability
ژمادگی برای گناه کردن جایزالخطایی
to curry favour
[British E]
/favor
[American E]
with somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to crawl to somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to smarm over somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
henpeck
سعی کردن برای تفوق یافتن
spoon-feed
<idiom>
ساده کردن چیزی برای کسی
rework
برای کاربرد مجدد آماده کردن
crammed
خودرا برای امتحان اماده کردن
to seek somebody out
جستجو برای پیدا کردن کسی
cramming
خودرا برای امتحان اماده کردن
crams
خودرا برای امتحان اماده کردن
cram
خودرا برای امتحان اماده کردن
to have a look round
[around]
the shops
[British E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round
[around]
the stores
[American E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
reworks
برای کاربرد مجدد آماده کردن
to atone for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
reworking
برای کاربرد مجدد آماده کردن
to make amends for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
reworked
برای کاربرد مجدد آماده کردن
to bechon to a person to come
اشاره بکسی کردن برای دعوت وی
to sign on
برای سربازی اسم نویسی کردن
no answer
[n/a]
[in forms]
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
to negotiate for something
گفتگو و معامله کردن برای چیزی
interacted
برای عمل کردن روی یکدیگر
interact
برای عمل کردن روی یکدیگر
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
interacts
برای عمل کردن روی یکدیگر
prostitute
برای پول خود را پست کردن
prostitutes
برای پول خود را پست کردن
to affect something
[cultivate for effect]
کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
interacting
برای عمل کردن روی یکدیگر
sexualize
جنس برای چیزی تعیین کردن
to make a r for something
برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
martemper
حمام گرم برای سخت کردن
to raise the wind
پول برای مقصودی فراهم کردن
to fit a dress on somebody
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com