English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
English Persian
to butter somebody up برای کسی تملق کردن
to schmooze somebody برای کسی تملق کردن
Other Matches
soft-soaps چاپلوسی کردن تملق
soft soap چاپلوسی کردن تملق
soft-soaping چاپلوسی کردن تملق
soft-soaped چاپلوسی کردن تملق
soft-soap چاپلوسی کردن تملق
complement تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complemented تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complements تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
complementing تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
subservience تملق
sycophancy تملق
toadyism تملق
subservience or cy تملق
lip service تملق
lip-service تملق
fawning تملق
subserviency تملق
flattery تملق
bootlick تملق گفتن از
fawns تملق گفتن
sweet talk تملق گفتن
to speak with a sweet tongue <idiom> تملق گفتن
fawn تملق گفتن
to talk with the tongues of angels <idiom> تملق گفتن
sycophantic تملق امیز
flattering تملق امیز
fawned تملق گفتن
flatters تملق گفتن از
mealymouthed اهل تملق
flatter تملق گفتن از
adulatory تملق امیز
obsequiousness تملق مزاج گویی
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
veto حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
stripping نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
flavourings چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
gas fittings اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pine for home دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauling برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up <idiom> سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhaul برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
arm 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
degausser وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
put up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put-up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
ciphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it برای کردن ان
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
in orders to make it easiter برای اسان تر کردن ان
to fit with اماده کردن برای
enables تهیه کردن برای
to prospect [for] جستجو کردن [برای]
so as to quiet him برای ارام کردن او
prone to do something آماده کردن برای
in order to prevent برای جلوگیری کردن
the proper time to do a thing برای کردن کاری
enabling تهیه کردن برای
to grub about جستجو کردن [برای]
to grub جستجو کردن [برای]
enable تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
to mumble [away] to oneself برای خودشان من من کردن
to grub زیر و رو کردن [برای]
to grub about زیر و رو کردن [برای]
tenderized برای ترد ونازک کردن ان
forthcomming اماده برای ارائه کردن
tenderizes برای ترد ونازک کردن ان
tenderising برای ترد ونازک کردن ان
gags مانع فراهم کردن برای
tenderize برای ترد ونازک کردن ان
to underspend [on] ناکافی خرج کردن [برای]
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
gag مانع فراهم کردن برای
bucket step فیکس کردن پا برای استراحت
gagged مانع فراهم کردن برای
tenderised برای ترد ونازک کردن ان
tenderises برای ترد ونازک کردن ان
to make room for a person جا برای کسی باز کردن
tenderizing برای ترد ونازک کردن ان
gagging مانع فراهم کردن برای
warm up <idiom> گرم کردن (برای بازی)
bolster plate صفحه برای مهار کردن
to save for retirement برای بازنشستگی پس انداز کردن
to butter somebody up برای کسی چاپلوسی کردن
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
to schmooze somebody برای کسی چاپلوسی کردن
carry over <idiom> برای بعد نگهداری کردن
to go round برای همه کفایت کردن
prone to do something آماده برای کردن کاری
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
higgle برای سودجویی بحث کردن
the right way to do a thing صحیح برای کردن کاری
to take pity on any one برای کسی دلسوزی کردن
to pander to somebody's ego <idiom> برای کسی چاپلوسی کردن
to hang on the rear برای حمله دنبال کردن
mnemonic برای بار کردن در ثبات A
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
to pair off جفت کردن [برای کاری یا در جشنی]
paints رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
pre empt از پیش برای خود تامین کردن
constitutionalize برای بهداشت مزاج گردش کردن
to refuse somebody admittance to something پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
to set measures to anything برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
no answer [n/a] [in forms] بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
to empower somebody to do something کسی را برای کاری مخیر کردن
sexualize جنس برای چیزی تعیین کردن
crossover متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
potential توانایی انرژی برای کار کردن
to hire برگزیدن برای کار [استخدام کردن]
to work for peanuts <idiom> برای چندرغازی کار کردن [اصطلاح]
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
zamboni دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
to smarm over somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to make a r for something برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
to scramble for a living برای معاش یازندگی تلاش کردن
reworked برای کاربرد مجدد آماده کردن
to raise the wind پول برای مقصودی فراهم کردن
reworking برای کاربرد مجدد آماده کردن
martemper حمام گرم برای سخت کردن
interacting برای عمل کردن روی یکدیگر
interacted برای عمل کردن روی یکدیگر
to crawl to somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to curry favour [British E] /favor [American E] with somebody برای کسی خود شیرینی کردن
interact برای عمل کردن روی یکدیگر
minimax روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
reworks برای کاربرد مجدد آماده کردن
interacts برای عمل کردن روی یکدیگر
tassel پارچه برای تمیز کردن تیر
tassels پارچه برای تمیز کردن تیر
to save up for something برای چیزی صرفه جویی کردن
to save for something پس انداز کردن [اندوختن ] برای چیزی
paint رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
prostitute برای پول خود را پست کردن
to fit a dress on somebody جامه ای را برای کسی اندازه کردن
to atone for something جلب رضایت کردن برای چیزی
to make amends for something جلب رضایت کردن برای چیزی
prostitutes برای پول خود را پست کردن
to schmooze somebody برای کسی چرب زبانی کردن
rework برای کاربرد مجدد آماده کردن
spoon-feed <idiom> ساده کردن چیزی برای کسی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com