Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
to take pity on any one
برای کسی دلسوزی کردن
Other Matches
commiserate
دلسوزی کردن
to show compassion
دلسوزی کردن
deplores
دلسوزی کردن بر
to take compassion on
دلسوزی کردن با
to have compassion on
دلسوزی کردن با
commiserating
دلسوزی کردن
commiserates
دلسوزی کردن
deploring
دلسوزی کردن بر
be sorry
[apologizing]
دلسوزی کردن
commiserate
دلسوزی کردن
pitied
دلسوزی کردن
pities
دلسوزی کردن
pity
دلسوزی کردن
deplore
دلسوزی کردن بر
commiserated
دلسوزی کردن
deplored
دلسوزی کردن بر
compassionate
[archaic]
دلسوزی کردن
regret
دلسوزی کردن
rued
دلسوزی کردن پشیمانی
rues
دلسوزی کردن پشیمانی
ruing
دلسوزی کردن پشیمانی
rue
دلسوزی کردن پشیمانی
compassion
دلسوزی
commiseration
دلسوزی
tenderness
دلسوزی
ruth
دلسوزی
tendresse
دلسوزی
incompassionate
بی دلسوزی
feelingly
از روی دلسوزی
compassionately
از روی دلسوزی
pityingly
از راه دلسوزی
deplorable
مایه دلسوزی
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
sympathy for any one
دلسوزی بحال کسی
tenderly
از روی دلسوزی و محبت
self pity
دلسوزی بحال خود
self-pity
دلسوزی بحال خود
in deepest sympathy
با دلسوزی بسیار فراوان
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flavoring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavouring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
gas fittings
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
overhauling
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhauls
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauled
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
degausser
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
arm
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
put up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put-up
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cyphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
service
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it
برای کردن ان
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
enabling
تهیه کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
so as to quiet him
برای ارام کردن او
enable
تهیه کردن برای
in order to prevent
برای جلوگیری کردن
enables
تهیه کردن برای
to prospect
[for]
جستجو کردن
[برای]
prone to do something
آماده کردن برای
in orders to make it easiter
برای اسان تر کردن ان
to fit with
اماده کردن برای
to grub about
زیر و رو کردن
[برای]
to grub
جستجو کردن
[برای]
to grub
زیر و رو کردن
[برای]
the proper time to do a thing
برای کردن کاری
to grub about
جستجو کردن
[برای]
to mumble
[away]
to oneself
برای خودشان من من کردن
to schmooze somebody
برای کسی تملق کردن
to schmooze somebody
برای کسی چاپلوسی کردن
gag
مانع فراهم کردن برای
to pander to somebody's ego
<idiom>
برای کسی چاپلوسی کردن
mnemonic
برای بار کردن در ثبات A
to offer a reward
[for]
عرضه کردن پاداشی
[برای]
gagged
مانع فراهم کردن برای
gagging
مانع فراهم کردن برای
prone to do something
آماده برای کردن کاری
gags
مانع فراهم کردن برای
bucket step
فیکس کردن پا برای استراحت
bolster plate
صفحه برای مهار کردن
higgle
برای سودجویی بحث کردن
to butter somebody up
برای کسی تملق کردن
to make room for a person
جا برای کسی باز کردن
tenderises
برای ترد ونازک کردن ان
tenderised
برای ترد ونازک کردن ان
to hang on the rear
برای حمله دنبال کردن
forthcomming
اماده برای ارائه کردن
to go round
برای همه کفایت کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
to underspend
[on]
ناکافی خرج کردن
[برای]
to save for retirement
برای بازنشستگی پس انداز کردن
the right way to do a thing
صحیح برای کردن کاری
tenderize
برای ترد ونازک کردن ان
to butter somebody up
برای کسی چاپلوسی کردن
warm up
<idiom>
گرم کردن (برای بازی)
tenderising
برای ترد ونازک کردن ان
carry over
<idiom>
برای بعد نگهداری کردن
tenderizing
برای ترد ونازک کردن ان
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
tenderizes
برای ترد ونازک کردن ان
tenderized
برای ترد ونازک کردن ان
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
It is written for our benefit
نوشته کردن برای ما فایده دارد
paints
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
zamboni
دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
to empower somebody to do something
کسی را برای کاری مخیر کردن
to crawl to somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to fit a dress on somebody
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
to smarm over somebody
برای کسی خود شیرینی کردن
to raise the wind
پول برای مقصودی فراهم کردن
to butter somebody up
برای کسی چرب زبانی کردن
tassels
پارچه برای تمیز کردن تیر
tassel
پارچه برای تمیز کردن تیر
sexualize
جنس برای چیزی تعیین کردن
to atone for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
to make amends for something
جلب رضایت کردن برای چیزی
crossover
متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
to hire
برگزیدن برای کار
[استخدام کردن]
to schmooze somebody
برای کسی چرب زبانی کردن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
to affect something
[cultivate for effect]
کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
to fix somebody up with somebody
[American E]
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
to get somebody paired off with somebody
دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
within reach of gunshot
کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
no answer
[n/a]
[in forms]
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
winterization
اماده کردن برای کار در زمستان
constitutionalize
برای بهداشت مزاج گردش کردن
to work for peanuts
<idiom>
برای چندرغازی کار کردن
[اصطلاح]
to save for something
پس انداز کردن
[اندوختن ]
برای چیزی
to sign on
برای سربازی اسم نویسی کردن
rework
برای کاربرد مجدد آماده کردن
incite to murder
اغوا کردن برای قتل عمد
potential
توانایی انرژی برای کار کردن
garnishing
رنگ امیزی کردن برای استتار
assignment of space
تخصیص جا برای انبار کردن اماد
to call somebody to
[for]
something
از کسی برای چیزی درخواست کردن
to build up areputation
شهرت یا ابرویی برای خوددرست کردن
lay up
<idiom>
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com