English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (7 milliseconds)
English Persian
she gave me a kiss برروی من بوسه داد
Other Matches
buss بوسه
kissed بوسه
kiss بوسه
kissing بوسه
kisses بوسه
osculation بوسه
kiss بوسه زدن
pax بوسه اشتی
kisses بوسه زدن
kissing بوسه زدن
kissed بوسه زدن
canoodling ماچ و بوسه کردن
osculatory وابسته به بوسه یا تماس
canoodles ماچ و بوسه کردن
to bill and coo بوسه بازی کردن
canoodled ماچ و بوسه کردن
to smother with kisses غرق بوسه کردن
canoodle ماچ و بوسه کردن
smile played on his lips تبسم برلبانش بوسه میزد
She showered kisses on me . مرا غرق بوسه کرد
on برروی
dissimulating برروی خودنیاوردن
dissimulates برروی خودنیاوردن
dissimulated برروی خودنیاوردن
dissimulate برروی خودنیاوردن
floating متحرک برروی اب
murals واقع برروی دیوار
axe اسکی برروی موج
mural واقع برروی دیوار
axing اسکی برروی موج
axed اسکی برروی موج
epigeal روینده برروی زمین روخاکی
edge set فشار برروی لبههای اسکی
takeoff leg پایی که فشار برروی ان است
belly whopper شیرجه شناگر برروی شکم
scald اثر اب جوش برروی پوست
scalded اثر اب جوش برروی پوست
scalding اثر اب جوش برروی پوست
scalds اثر اب جوش برروی پوست
plops صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
superimposition قرار گیری برروی چیز دیگر
plopping صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
contour strip cropping کشت نواری برروی خطوط میزان
plopped صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
plop صدای چیز پهنی که برروی اب بیفتد
stay sail بادبان نصب شده برروی دیرک
lighter aboard ship حمل قایق وبار آن برروی کشتی
die توپی که درحال افتادن برروی زمین است
haulier حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
hauliers حمل کننده محمولههای سنگین برروی جاده
heliogravure گراورسازی بوسیله نور برروی صفحه حساس
cabinet prejection نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
flotsam and jetsam کالایی که پس از غرق شدن کشتی برروی اب شناور است
flotsam کالاهایی که پس از غرق شدن کشتی برروی اب شناور است
sound frack محل مخصوص ضبط صوت برروی حاشیه فیلم ناطق
lighter aboard ship نحوه حمل سریع کالا که در آن دوبه و بار آن برروی کشتی قرار میگیرد
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
yoke جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
real balance effect اثر پیگو اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مخارج مصرفی
letterheads مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
deck cargo بار روی عرشه کشتی بارگیری برروی عرشه
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com