Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
dive bombing
بمباران کردن در حالت شیرجه
Other Matches
whip stall
شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
laydown bombing
بمباران از فاصله خیلی نزدیک به سطح زمین بمباران سینه مال
pattern bombing
بمباران پوشش کننده هدف بمباران پوشاننده
loft bombing
بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
strufe
با هواپیما شیرجه زدن شیرجه زیر اتش
clearance diving
شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
aerial pickets
شیرجه هوایی شیرجه از راه هوا
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
bombed out
بمباران کردن
bombed
بمباران کردن
bombs
بمباران کردن
bomb
بمباران کردن
bombard
بمباران کردن
bombarded
بمباران کردن
bombards
بمباران کردن
bombarding
بمباران کردن
dwell at
تا دستورثانوی بمباران کردن
A-bomb
بمباران اتمی کردن
A-bombs
بمباران اتمی کردن
bombards
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombing
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombard
بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded
بمباران کردن گلوله باران کردن
the i
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
nose dive
ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
picketing
شیرجه کردن هواپیما یا هلی کوپتر
foreground
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
bombardment
بمباران
bombardments
بمباران
bombing
بمباران
an air raid
بمباران
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analogue
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
mass bombing
بمباران یکجا
mass bombing
بمباران زیاد
electron bombardment
بمباران الکترونی
bombing height
ارتفاع بمباران
electron bombbardment
بمباران الکتریکی
area bombing
بمباران منطقهای
bomber
هواپیمای بمباران
air raid
بمباران هوایی
air raids
بمباران هوایی
deliver a series of blows
بمباران حریف
bombers
هواپیمای بمباران
neutron bombardment
بمباران نوترونی
carpet bombing
بمباران منطقهای
printed
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
bombardment photography
عکاسی از بمباران هوایی
atomization
عمل بمباران اتمی
blind bombing zone
منطقه بمباران محدود
alternated
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternates
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
target chart
نقشه هدفهای بمباران هوایی
dampest
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
damp
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
genitive
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
shellproof
محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران
bomb alarm system
سیستم اعلام خطر بمباران اتمی
nosedives
شیرجه
plunges
شیرجه
header
شیرجه با سر
dive
شیرجه
nosedive
شیرجه
nosediving
شیرجه
plunge
شیرجه
power dive
شیرجه
plunged
شیرجه
nosedived
شیرجه
headers
شیرجه با سر
jackknife
شیرجه جک
springboarder
شیرجه رو
somersault
شیرجه
somersaults
شیرجه
somersaulting
شیرجه
diver
شیرجه رو
swan dive
شیرجه
somersaulted
شیرجه
dived
شیرجه
carpet bombing
توزیع بمب جهت پوشش یک منطقه بمباران منطقهای
shuttle bombing
بمباران با استفاده از دوپایگاه هوایی برای بمب گیری
uart
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
somerset
شیرجه معلق
layout
شیرجه فرشته
layouts
شیرجه فرشته
nosedive
شیرجه رفتن
reverse dive
شیرجه وارونه
forward dive
شیرجه رو به اب با چرخش
cutaway
شیرجه تو و پشت به اب
platform
سکوی شیرجه
diving
شیرجه رفتن
spring board
تخته شیرجه
plunged
شیرجه رفتن
diving board
تختهی شیرجه
nosedived
شیرجه رفتن
plunge
شیرجه رفتن
swan dive
شیرجه فرشته
nosedives
شیرجه رفتن
tucks
شیرجه جمع
nosediving
شیرجه رفتن
tuck
شیرجه جمع
springboard
تخته شیرجه
squat under the ball
توپگیری با شیرجه
picketing
شیرجه رفتن
tucking
شیرجه جمع
dive
شیرجه رفتن
diving boards
تختهی شیرجه
plunges
شیرجه رفتن
boarded
سکوی شیرجه
board
سکوی شیرجه
platforms
سکوی شیرجه
dived
شیرجه رفتن
springboards
تخته شیرجه
to plunge he first
شیرجه رفتن
forlorn hope
دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
cold forming
حالت دهی در حالت سرد
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
marginal case
حالت نهائی حالت حدی
power dive
شیرجه رفتن هواپیما
high board
سکوی شیرجه 3 متری
bomb out
شروع شیرجه از هواپیما
dive angle
زاویه شیرجه هواپیما
headlong
بی پروا شیرجه رونده
back flip
شیرجه پشتک وارو
bail out
پریدن و شیرجه رفتن در اب
header
سردسته هواپیمای شیرجه
headers
سردسته هواپیمای شیرجه
full gainer
شیرجه وارونه با پشتک
low board
سکوی یک متری شیرجه
flopper
دروازه بان شیرجه رو
back dive
شیرجه از پشت و فرود با پا
armstand dive
شیرجه توام با بالانس
inward dive
شیرجه پشت به استخر
toss bombing
نوعی روش بمباران که در ان هواپیما در حال صعود بمب را پرتاب میکند
over the shoulder bombing
نوعی بمباران عمودی که پس از عبور از خط قایم هدف بمب رها میشود
cold roll
نورد کردن در حالت سرد
cold galvanize
گالوانیزه کردن در حالت سرد
cold swage
اهنگری کردن در حالت سرد
to declare a state of emergency
اعلان کردن حالت اضطراری
uncouple
از حالت زوجی خارج کردن
cold reduce
نورد کردن در حالت سرد
deconcentrate
از حالت تغلیظ خارج کردن
racing dive
شیرجه افقی دراغاز مسابقه
belly whopper
شیرجه شناگر برروی شکم
towers
برج شیرجه به ارتفاع 01متر
tower
برج شیرجه به ارتفاع 01متر
back jackknife
شیرجه از جلو بصورت کارد
gainer
درخت ارغوان شیرجه از پشت
to jackknife
<idiom>
سیخ شیرجه زدن
[شنا]
towered
برج شیرجه به ارتفاع 01متر
to defend aggressively
در حالت تدافع بازی کردن
[ورزش]
to stonewall
در حالت تدافع بازی کردن
[ورزش]
demilitarizes
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demobilization
بر طرف کردن حالت بسیج عمومی
demilitarised
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizing
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
breaks
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
break
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
safing
از حالت مسلح بودن خارج کردن
demilitarises
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarising
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarize
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarized
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
done for
<idiom>
ویران کردن ،به حالت نزار درآمدن
jackknife
بازو بسته شونده شیرجه رفتن
diver badge
نشان پرواز با هواپیماهای شیرجه و عمودرو
degree of difficulty
درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
beat up
شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
smothering
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smother
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
beat-up
شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
smothers
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothered
شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
twisting
واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
twists
واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
twist
واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
target diving
شیرجه از ارتفاعات مختلف به روی اب بمنظور سنجش دقت
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
nose down
خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
flop
شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com