English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
one-upmanship <idiom> توانایی سر بودن از دیگران
Other Matches
to be the odd one out <idiom> نامشابه [دیگران در گروهی] بودن
run away with <idiom> سربودن ،بهتراز دیگران بودن
may توانایی داشتن قادر بودن
to be out of one's depth از توانایی و یا مهارت [کسی] خارج بودن
to be unable to hold a candle to somebody <idiom> در برابر کسی پائین رتبه بودن [در توانایی یا مهارت و غیره]
intelligence 1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
Baldenfreude [حس ارضایی که از کچل بودن یا کچل شدن دیگران به دست میاید]
encroachments تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachment تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
rest دیگران
rests دیگران
asides جدااز دیگران
aside جدااز دیگران
regrad for others ملاحظه دیگران
What do the others say? دیگران چه می گویند؟
et al مخفف و دیگران
regard for others ملاحظه دیگران
regard for others واهمه از دیگران
regard for others رعایت دیگران
reach توانایی
skill توانایی
faculties توانایی
authority توانایی
faculty توانایی
credential توانایی
potentiality توانایی
qualification توانایی
expertise توانایی
competence توانایی
powers توانایی
powering توانایی
ability توانایی
abilities توانایی
means توانایی
power توانایی
powered توانایی
reaching توانایی
reaches توانایی
reached توانایی
ably با توانایی
able-bodied توانایی
potentialities توانایی
influencing توانایی
influence توانایی
influenced توانایی
might توانایی
strenght توانایی
energies توانایی
puissance توانایی
potently با توانایی
capability توانایی
influences توانایی
energy توانایی
potence توانایی
mind reader کاشف افکار دیگران
prepotent نیرومندتر از دیگران غالب
breach تجاوز به حقوق دیگران
prevenance توجه باحتیاجات دیگران
breaches تجاوز به حقوق دیگران
breached تجاوز به حقوق دیگران
under one's belt <idiom> استفاده از تجارب دیگران
infringer متخطی به حقوق دیگران
spoiler محل عیش دیگران
spoilsman محل عیش دیگران
dummies الت دست دیگران
dummy الت دست دیگران
infringement on others rights تخطی به حقوق دیگران
take after <idiom> مثل دیگران رفتارکردن
steal one's thunder <idiom> قاپیدن کلام دیگران
mind reading کشف افکار دیگران
an outrage upon justice پایمال سازی حق دیگران
individualising از دیگران جدا کردن
individualises از دیگران جدا کردن
vicarious saccifice خودش به جای دیگران
draw away دیگران را پست سرگذاشتن
individualised از دیگران جدا کردن
to pull the strings دیگران را الت قراردادن
to live at the expense of society بار دیگران شدن
individualize از دیگران جدا کردن
individualizing از دیگران جدا کردن
individualized از دیگران جدا کردن
individualizes از دیگران جدا کردن
mind readers کاشف افکار دیگران
as a warning to others برای عبرت دیگران
feasibility توانایی انجام
sentience توانایی حسی
ability test آزمون توانایی
non ability عدم توانایی
general ability توانایی عمومی
reasoning ability توانایی استدلال
have (something) going for one <idiom> توانایی داشتن
risibility توانایی خندیدن
strength قوه توانایی
spatial ability توانایی فضایی
capability توانایی مقدورات
potency توانایی نیرومندی
verbal ability توانایی کلامی
special ability توانایی اختصاصی
strengths قوه توانایی
convertibility توانایی تغییر
capacities توانایی گنجایش
capacities صلاحیت توانایی
capacity توانایی گنجایش
capacity صلاحیت توانایی
if possible در صورت توانایی
energy توانایی کار
vim انرژی توانایی
capacity توانایی کار
working capacity توانایی کار
to the best of ones ability بامنتهای توانایی
numerical ability توانایی عددی
powerlessly با عدم توانایی
mental ability توانایی ذهنی
authority توانایی اجازه
capacities توانایی کار
energies توانایی کار
draw away جلوتر از دیگران حرکت کردن
ghost-writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
splurge ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
interlope پادرمیان کار دیگران گذاردن
ghost writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
blazing star هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
splurged ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
proportion اندازه چیزی در برابر با دیگران
Pry not into the affair of others. <proverb> در کار دیگران مداخله مکن .
ghost-writers کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
competition clause شرط ممانعت از دخول دیگران
i do not know;try the others من نمیدانم ببینید دیگران میمانند یا نه
splurging ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
splurges ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
to trespass بحقوق دیگران تجاوز کردن
to i. upo other's rights بحقوق دیگران تجاوز کردن
To pick other peoples brains. از افکار دیگران استفاده کردن
to break the ice دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
to mack i. about a person در باره کسی از دیگران جویاشدن
To put ones nose into other peoples affairs . درکار دیگران فضولی کردن
john aleay jones جان که نام دیگران جوتراست
to act independently of others کاری به کار دیگران نداشتن
scapegoats کسیکه قربانی دیگران شود
scapegoat کسی که قربانی دیگران شود
scapegoats کسی راقربانی دیگران کردن
scapegoat کسی را قربانی دیگران کردن
authority توانایی انجام کاری
nondeletable عدم توانایی حذف
(have) what it takes <idiom> توانایی انجام کار
absorptive توانایی مکش یا جذب
almightiness توانایی برهمه چیز
nonscrollable عدم توانایی انتقال
starting power توانایی راه اندازی
psi ability توانایی فرا روانی
get to <idiom> توانایی داشتن برای
capable توانایی انجام کاری
solvency توانایی پرداخت بدهی
poking سکه زدن فضولی در کار دیگران
plagiarising اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarised اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
sadist کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
copiers مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
sadistically کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
pokes سکه زدن فضولی در کار دیگران
poked سکه زدن فضولی در کار دیگران
spoilsport کسی که عیش دیگران را منغص میکند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsports کسی که عیش دیگران را منغص میکند
claptrap سخنی که برای ستایش دیگران بگویند
plagiary سارق اثار ادبی و هنری دیگران
To lay one self open to ridicule . خودراآلت دست ومسخره دیگران قراردادن
copier مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
to put in a piece of work بخشی از کار دیگران را انجام دادن
to throw one's lot با بخت یا سهم دیگران شریک شدن
sadistic کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
poke سکه زدن فضولی در کار دیگران
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
plagiarize اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstages توجه دیگران را به خود جلب کردن
swim against the tide/current <idiom> کاری متفاوت از دیگران انجام دادن
to interject a remark سخنی را در میان سخن دیگران گفتن
rain on someone's parade <idiom> برنامه های دیگران را مختل کردن
plagiarizes اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
Be quiet so as not to wake the others. ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
plagiarizing اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstaged توجه دیگران را به خود جلب کردن
you said it/you can say that again <idiom> نشان دادن موفقیت با نظریه دیگران
go (someone) one better <idiom> کاری را بهتراز دیگران انجام دادن
upstaging توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarized اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
have a way with <idiom> تحت نفوذ قرار دادن دیگران
plagiarist اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
cool one's heels <idiom> به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
peeping Tom <idiom> کسی که به پنجره دیگران نگاه میکند
oddball <idiom> کسی که رفتارش با دیگران فرق میکند
overloaded تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
potential <adj.> [توانایی برای انجام کاری]
insolvency عدم توانایی در پرداخت بدهی
insolvent فاقد توانایی پرداختن دیون
ability grouping گروه بندی بر پایه توانایی
feel up to (do something) <idiom> توانایی انجام کاری رانداشتن
overloads تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
authorization اجازه یا توانایی انجام کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com