Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
bog
توپچی سینه کشتی یا توپچی جلو تانک باطلاق
bogs
توپچی سینه کشتی یا توپچی جلو تانک باطلاق
Other Matches
gunnery
توپچی گری تانک تیراندازی با توپ یاتفنگ
artillery man
توپچی
artillerist
توپچی
bombardier
توپچی
cannoneer
توپچی
gunmen
توپچی
gunman
توپچی
gunners
توپچی
gunner
توپچی
expert gunner
توپچی ماهر
lascar
نظامی وملوان هند شرقی توپچی هندشرقی
wings
نشان دارای دو بال که بهوانورد یا توپچی و دریانورد یا دیدبان کارازموده داده میشود
bow wave
موجی که از سینه کشتی تولید میشود موج سینه
hull
بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
hulls
بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
bow
سینه کشتی
bowing
سینه کشتی
bowed
سینه کشتی
bows
سینه کشتی
on the bow
در جهت سینه کشتی
forward bow spring
فنر جلوی سینه کشتی
on
فرمان سمت خوب درتیراندازی با تانک لوله تانک در سمت هدف است
marsh
باطلاق
marshes
باطلاق
mire
باطلاق
swamped
باطلاق
swamp
باطلاق
swamps
باطلاق
bog
باطلاق
bogs
باطلاق
swamping
باطلاق
marshes
سیاه اب باطلاق
addle
باطلاق کثافت
marsh
سیاه اب باطلاق
falt
بیمزه شدن باطلاق
bogtrotter
باطلاق کردیعنی ایرلندی
swamp
مرداب باطلاق لجن زار
swamped
مرداب باطلاق لجن زار
swamping
مرداب باطلاق لجن زار
swamps
مرداب باطلاق لجن زار
friars lantern
روشنایی شبانه بر روی باطلاق
topgallant
سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
brooch
گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
brooches
گل سینه باسنجاق سینه مزین کردن باسنجاق اراستن
tanker
تانک
tankers
تانک
anti-tank
ضد تانک
reservoirs
تانک
reservoir
تانک
tank
تانک
antiarmor
ضد تانک
antitank
ضد تانک
water towers
تانک اب
water tower
تانک اب
bazookas
ضد تانک
panzer
تانک
bazooka
ضد تانک
stalled tank
تانک ایستاده
drop tank
تانک موقت
antitank artillery
توپخانه ضد تانک
amphibious tank
تانک اب خاکی
antitank obstacle
مانع ضد تانک
tank destroyer
توپ ضد تانک
intermediate frequency tank circuit
مدار تانک
caterpillar tracks
وسائلنقلیهسنگینمثل"تانک"
flail tank
تانک ضد مین
main battle tank
تانک اصلی
tank deck
شاسی تانک
scuppered
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
ship's manifest
صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
respondentia
وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
hawse
سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
carry ship
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
gunroom
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
waterline
خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
dan runner
کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
keel
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keels
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
lazar housek
عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
embarkation
بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
supercargo
نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
bill of health
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
control vehicle
تانک نافم حرکت
cupola
برجک فرماندهی تانک
cupolas
برجک فرماندهی تانک
bulkheads
دهلیزداخلی دهلیز تانک
stalled tank
تانک از کار افتاده
bulkhead
دهلیزداخلی دهلیز تانک
landing craft tank
ناو تانک پیاده کن
tankage
گنجایش تانک یا مخزن
armor group
گروه زره تانک
hull defilade
سنگر گرفتن تانک
antitank launcher
موشک انداز ضد تانک
turrets
برجک توپ یا تانک
turret
برجک توپ یا تانک
track tension
تنظیم شنی تانک
deck
سکوی جلوی تانک
decks
سکوی جلوی تانک
decked
سکوی جلوی تانک
skirting armor
زره دامنه تانک
fuel tank vent
هواکش تانک سوخت
usura maritima
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout
جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
flail tank
تانک غلطک دار ضد مین
main battle tank
قوی ترین تانک رزمی
scorpion
نوعی تانک سبک شناسایی
scorpions
نوعی تانک سبک شناسایی
high explosive antitank
گلوله سوختار شدید ضد تانک
end on
سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
skirting armor
ضخیم ترین قسمت زره تانک
ullage
حجم بالای سطح مایع تانک
tank recovery vehicle
خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
entac
موشک ضد تانک هدایت شونده فرانسوی
whippets
سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
whippet
سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
compass course
مسیر مغناطیسی خودرو یاهواپیما یا تانک
intercoms
سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
intercom
سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
windjammer
یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
redbreast
پرنده سینه سرخ سینه سرخ
haul defilade
قرار دادن قنداق تانک درپناه سنگر
main armament
جنگ افزار اصلی تانک یاهواپیما یا ناو
scorpion
تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
hull down
قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
secondary armament
جنگ افزار فرعی تانک یاهواپیما یا ناو
scorpions
تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
knock down
زدن با تانک یا توپ هواپیما از کار انداختن
sprocket
دنده ملخی مین چرخ گرداننده نهایی در تانک
integral tank
تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
wet wing
بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
quarterdecks
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yawed
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat
کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats
کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard
از کشتی بدریا روی کشتی
piracy
هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
hunting
حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
sponson
جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
biocidal action
عمل موادیکه جهت کشتن میکروبها و باکتریها به تانک سوخت اضافه میشود
cartel ship
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
free on boand
تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
metal deactivator
مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود
orthodromy
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
orthodromics
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
prows
کشتی عرشه کشتی
prow
کشتی عرشه کشتی
thorax
سینه
petto
سینه
thoraxes
سینه
hearts
سینه
ball flower
گل سینه
white steaming light
سینه
heart
سینه
busts
سینه
bosom
سینه
breasts
سینه
thoraces
سینه
breast
سینه
busting
سینه
busted
سینه
bust
سینه
pulmonory
سل سینه
mandrel or dril
سینه
forecastle
سینه
bosoms
سینه
end on
سینه به سینه
bows
سینه
chest to chest
سینه به سینه
bowing
سینه
bowed
سینه
bow
سینه
keelage
حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
crawls
سینه خیز
stertor
صدای خس خس سینه
head rope
طناب سینه
he beat his breast
او به سینه خودزد
scatter pin
سنجاق سینه
sternalgia
سینه درد
on the bow
درجهت سینه
brooch
سنجاق سینه
targeted
سینه حریف
stomacher
سینه بند
targetting
سینه حریف
pectorla fins
بالهای سینه
peripeneumony
سینه پهلو
targetted
سینه حریف
pigeon breast
سینه کفتری
pectoriloquy
صدای سینه
pectoralgia
سینه درد
pectoral cross
صلیب سینه
line of attack
سینه شمشیرباز
targets
سینه حریف
targeting
سینه حریف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com