English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
abscise جدا کردن طول روی محور مختصات
Other Matches
cartesian coordinates محور مختصات
y axis محور عرضی مختصات
x axis محور افقی مختصات یا محورطولها
y axis محور عمودی روی یک صفحه مختصات
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
relative دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
wheelbase فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbases فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
coordinate همرتبه کردن مختصات
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
axis of signal communication محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
true origin نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
alignment هم محور کردن
alignments هم محور کردن
abduction دور کردن از محور بدن
coordinate مختصات
data مختصات
grid coordinates مختصات
plotting scale خط کش مختصات
coordinates مختصات
coordinate scale گونیای مختصات
reaction coordinates مختصات واکنش
image coordinates مختصات تصویر
coordinate axises محورهای مختصات
coordinates مختصات نقشهای
input coordinate مختصات اولیه
geomagnetic coordinates مختصات ژئومگنتیکی
target grid مختصات هدف
grid chart شبکه مختصات
grid coordinates مختصات شبکه
polar coordinate مختصات قطبی
rectangular coordinate مختصات متعامد
coordinates دستگاه مختصات
axis محورهای مختصات
geographic coordinates مختصات جغرافیایی
polar coordinates مختصات قطبی
the peculiarities of mammals مختصات پستاندارها
eulerian coordinates مختصات اولری
cordinate axis محورهای مختصات
transformation of coordinates تبدیل مختصات
cross reference سیستم مختصات
cross-reference سیستم مختصات
cross-references سیستم مختصات
canonical coordinates مختصات بندادی
plain coordinates مختصات مسطحه
plain coordinates مختصات افقی
jacobian coordinates مختصات ژاکوبی
equatorial coordinates مختصات استوایی
cartesian coordinates مختصات دکارتی
axis of coordinates محورهای مختصات
spherical coordinates مختصات سماوی
spherical coordinates مختصات کروی
easting مختصات طولی
cartesian chart مختصات کارتزین
northing مختصات عرضی
lagrangian coordinates مختصات لاگرانژی
coordinate code رمز مختصات نقاط
ablique coordinates دستگاه مختصات قائم
horizon system of coordinates دستگاه مختصات افقی
cartesian coordinate system سیستم مختصات کارتزین
momentum coordinates مختصات اندازه حرکت
spherical coordinates دستگاه مختصات کروی
curvilinear coordinates مختصات خمیده خط [ریاضی]
coordinate code رمزمربوط به مختصات نقشهای
military grid شبکه مختصات نظامی
Y coordinate مختصات بردار عمودی
coordinate system of axis سیستم محورهای مختصات
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
georef grid مختصات جغرافیایی جهانی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
polar coordinates مختصات قطبی [ریاضی]
polar coordinates دستگاه مختصات قطبی
cylindrical coordinate مختصات استوانه ای [ریاضی]
polar diagram نمودار با مختصات قطبی
coordinate system دستگاه مختصات [ریاضی]
preferred system of coordinates دستگاه مختصات مرجع
spherical coordinates مختصات کروی [ریاضی]
inertial coordinate system سیستم مختصات ماندی
X coordinate مختصات بردار افقی
polar chart نمودار با مختصات قطبی
axis برای مختصات عمودی در گراف
Cartesian coordinate system دستگاه مختصات دکارتی [ریاضی]
spherical coordinate system دستگاه مختصات کروی [ریاضی]
axis برای مختصات افقی در گراف
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
polar coordinate system دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
celestial equator system of coordinates دستگاه مختصات استوای سماوی
cylindrical coordinate system دستگاه مختصات استوانه ای [ریاضی]
known datum point نقطهای با مختصات وگرای معلوم
rectangular coordinates دستگاه مختصات راست گوشه
plot بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plots بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
plotted بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
universal transverse mercator سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
grid مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
plotter اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
grids مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
plotters اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
z axis محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
suspensions تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
suspension تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
plotters وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
jan grid سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
vertex نقط های در فضا که با مختصات سه بعدی xوyوz مشخص میشود
X Y مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
plotter اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
X Y وسیله رسم خط روی کاغذ بین مختصات داده شده
coriolis acceleration شتاب یک ذره که دریک دستگاه مختصات شتابدار درحرکت است
plotter وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
roamer کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
unit cell کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
plotters اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
axis 1-خط ی که چیزی اطراف آن می چرخد 2-خط مرجعی که پایه مختصات یک گراف است
geometry processing فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود
origin محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
absolute address وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
origins محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
stemmed محور
trunnion سر محور
shafts محور
center line خط محور
shaft محور
stem محور
pivot محور
stemming محور
stems محور
arbor محور
axles محور
axle محور
mandrel محور
mandril محور
crank محور
cranked محور
pintle محور
pivoted محور
shaft head محور
pivots محور
cranks محور
cranking محور
azimuth محور
axis محور
dam axis محور سد
y axis محور y
pedestal محور
pinned محور
pinning محور
z axis محور z
z axis محور "زد"
pedestals محور
x axis محور x
rachis محور
coaxial هم محور
coaxal هم محور
interaxal محور
interaxial محور
spindle محور
spindles محور
journal سر محور
concentric هم محور
axis خط محور
pin محور
misalignment غیرهم محور
signal axis محور مخابرات
axis محور طولی
shaft tunnel گذرگاه محور
armature shaft محور ارمیچر
normal axis محور قائم
abscissa محور افقی
axle محور انتقال
axle محور صاف
axle اکسل محور
articulated shaft محور مفصلی
normal axis محور عمودی
shaft collar بست محور
shaft tube خروجی محور
camshafts محور کنترل
axis of earth محور زمین
axis of rotation محور چرخش
axis of rotation محور دوران
propeller shaft محور مفصلی
axis of symmery محور تقارن
symmetry axis محور تقارن
axis of symmetry محور تقارن
forelock میخ محور
forelocks میخ محور
tang of file محور سوهان
megneto crank محور میگر
steering shaft محور فرمان
camshafts محور بادامک
camshaft محور کنترل
camshaft محور بادامک
autocentric خود محور
solid shaft محور توپر
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com