Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
abscise
جدا کردن طول روی محور مختصات
Other Matches
cartesian coordinates
محور مختصات
y axis
محور عرضی مختصات
x axis
محور افقی مختصات یا محورطولها
y axis
محور عمودی روی یک صفحه مختصات
centroid
در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
relative
دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
sight alinement
تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
countershaft
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
polar plot
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
wheelbase
فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbases
فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
rate integration gyro
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
coordinate
همرتبه کردن مختصات
nose up
چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
axis of signal communication
محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
true origin
نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
alignment
هم محور کردن
alignments
هم محور کردن
abduction
دور کردن از محور بدن
coordinate
مختصات
data
مختصات
grid coordinates
مختصات
plotting scale
خط کش مختصات
coordinates
مختصات
coordinate scale
گونیای مختصات
reaction coordinates
مختصات واکنش
image coordinates
مختصات تصویر
coordinate axises
محورهای مختصات
coordinates
مختصات نقشهای
input coordinate
مختصات اولیه
geomagnetic coordinates
مختصات ژئومگنتیکی
target grid
مختصات هدف
grid chart
شبکه مختصات
grid coordinates
مختصات شبکه
polar coordinate
مختصات قطبی
rectangular coordinate
مختصات متعامد
coordinates
دستگاه مختصات
axis
محورهای مختصات
geographic coordinates
مختصات جغرافیایی
polar coordinates
مختصات قطبی
the peculiarities of mammals
مختصات پستاندارها
eulerian coordinates
مختصات اولری
cordinate axis
محورهای مختصات
transformation of coordinates
تبدیل مختصات
cross reference
سیستم مختصات
cross-reference
سیستم مختصات
cross-references
سیستم مختصات
canonical coordinates
مختصات بندادی
plain coordinates
مختصات مسطحه
plain coordinates
مختصات افقی
jacobian coordinates
مختصات ژاکوبی
equatorial coordinates
مختصات استوایی
cartesian coordinates
مختصات دکارتی
axis of coordinates
محورهای مختصات
spherical coordinates
مختصات سماوی
spherical coordinates
مختصات کروی
easting
مختصات طولی
cartesian chart
مختصات کارتزین
northing
مختصات عرضی
lagrangian coordinates
مختصات لاگرانژی
coordinate code
رمز مختصات نقاط
ablique coordinates
دستگاه مختصات قائم
horizon system of coordinates
دستگاه مختصات افقی
cartesian coordinate system
سیستم مختصات کارتزین
momentum coordinates
مختصات اندازه حرکت
spherical coordinates
دستگاه مختصات کروی
curvilinear coordinates
مختصات خمیده خط
[ریاضی]
coordinate code
رمزمربوط به مختصات نقشهای
military grid
شبکه مختصات نظامی
Y coordinate
مختصات بردار عمودی
coordinate system of axis
سیستم محورهای مختصات
generalized coordinates
مختصات تعمیم یافته
georef grid
مختصات جغرافیایی جهانی
relative coordinate system
دستگاه مختصات نسبی
polar coordinates
مختصات قطبی
[ریاضی]
polar coordinates
دستگاه مختصات قطبی
cylindrical coordinate
مختصات استوانه ای
[ریاضی]
polar diagram
نمودار با مختصات قطبی
coordinate system
دستگاه مختصات
[ریاضی]
preferred system of coordinates
دستگاه مختصات مرجع
spherical coordinates
مختصات کروی
[ریاضی]
inertial coordinate system
سیستم مختصات ماندی
X coordinate
مختصات بردار افقی
polar chart
نمودار با مختصات قطبی
axis
برای مختصات عمودی در گراف
Cartesian coordinate system
دستگاه مختصات دکارتی
[ریاضی]
spherical coordinate system
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
axis
برای مختصات افقی در گراف
cartesian coordinates
سیستم مختصات سه بعدی فضایی
polar coordinate system
دستگاه مختصات قطبی
[ریاضی]
celestial equator system of coordinates
دستگاه مختصات استوای سماوی
cylindrical coordinate system
دستگاه مختصات استوانه ای
[ریاضی]
known datum point
نقطهای با مختصات وگرای معلوم
rectangular coordinates
دستگاه مختصات راست گوشه
plot
بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plots
بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
spherical coordinate system
[with constant radius]
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
plotted
بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
universal transverse mercator
سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
grid
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
plotter
اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
grids
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
plotters
اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
z axis
محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
window
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
suspensions
تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
suspension
تعلیق دستگاه تعلیق محور تعلیق خودرو جلوگیری کردن
plotters
وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
jan grid
سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
vertex
نقط های در فضا که با مختصات سه بعدی xوyوz مشخص میشود
X Y
مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
plotter
اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
X Y
وسیله رسم خط روی کاغذ بین مختصات داده شده
coriolis acceleration
شتاب یک ذره که دریک دستگاه مختصات شتابدار درحرکت است
plotter
وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
roamer
کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
unit cell
کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
plotters
اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
axis
1-خط ی که چیزی اطراف آن می چرخد 2-خط مرجعی که پایه مختصات یک گراف است
geometry processing
فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود
origin
محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
absolute address
وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
origins
محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
stemmed
محور
trunnion
سر محور
shafts
محور
center line
خط محور
shaft
محور
stem
محور
pivot
محور
stemming
محور
stems
محور
arbor
محور
axles
محور
axle
محور
mandrel
محور
mandril
محور
crank
محور
cranked
محور
pintle
محور
pivoted
محور
shaft head
محور
pivots
محور
cranks
محور
cranking
محور
azimuth
محور
axis
محور
dam axis
محور سد
y axis
محور y
pedestal
محور
pinned
محور
pinning
محور
z axis
محور z
z axis
محور "زد"
pedestals
محور
x axis
محور x
rachis
محور
coaxial
هم محور
coaxal
هم محور
interaxal
محور
interaxial
محور
spindle
محور
spindles
محور
journal
سر محور
concentric
هم محور
axis
خط محور
pin
محور
misalignment
غیرهم محور
signal axis
محور مخابرات
axis
محور طولی
shaft tunnel
گذرگاه محور
armature shaft
محور ارمیچر
normal axis
محور قائم
abscissa
محور افقی
axle
محور انتقال
axle
محور صاف
axle
اکسل محور
articulated shaft
محور مفصلی
normal axis
محور عمودی
shaft collar
بست محور
shaft tube
خروجی محور
camshafts
محور کنترل
axis of earth
محور زمین
axis of rotation
محور چرخش
axis of rotation
محور دوران
propeller shaft
محور مفصلی
axis of symmery
محور تقارن
symmetry axis
محور تقارن
axis of symmetry
محور تقارن
forelock
میخ محور
forelocks
میخ محور
tang of file
محور سوهان
megneto crank
محور میگر
steering shaft
محور فرمان
camshafts
محور بادامک
camshaft
محور کنترل
camshaft
محور بادامک
autocentric
خود محور
solid shaft
محور توپر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com