English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
overhead cover حفاظ بالای سر
Other Matches
overhead clearance حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead cover پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pops برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
bleakly بی حفاظ
bleakest بی حفاظ
disposed بی حفاظ
shelter حفاظ
sheltered حفاظ
shelters حفاظ
covers حفاظ
coverings حفاظ
cover حفاظ
bleaker بی حفاظ
bleak بی حفاظ
sheltering حفاظ
protected در حفاظ
safeguarding حفاظ
safeguarded حفاظ
safeguard حفاظ
shelterless بی حفاظ
awnings حفاظ
mantelet حفاظ
coverture حفاظ
awning حفاظ
sconce حفاظ
safeguards حفاظ
umbrella حفاظ
umbrellas حفاظ
unsheltered <adj.> بی حفاظ
transom پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
fender نرده حفاظ
metal conduit لوله حفاظ
defilade حفاظ مانع
dunnage حفاظ کالاها
exposing بی حفاظ گذاردن
exposes بی حفاظ گذاردن
shelterer دارای حفاظ
heat shield حفاظ حرارتی
magnetic shield حفاظ مغناطیسی
sight defilade حفاظ مگسک
magnetic screen حفاظ مغناطیسی
keeper of magnet حفاظ اهنربا
shielding حفاظ کشیدن
snow fence حفاظ برف
spillway apron فرش حفاظ
magnet keeper حفاظ اهنربا
take cover حفاظ گرفتن
guardrail سیم حفاظ
expose بی حفاظ گذاردن
biological shield حفاظ زیستی
soft missile base سکوی بی حفاظ
protective cover روپوش حفاظ
hangar پناهنگاه حفاظ
conduits لوله حفاظ
conduit لوله حفاظ
hangars پناهنگاه حفاظ
protective plating حفاظ فلزی
screening, screenings دیوار تخته حفاظ
screened دیوار تخته حفاظ
scabbard حفاظ غلاف کردن
scabbards حفاظ غلاف کردن
screens دیوار تخته حفاظ
armor plate حفاظ یا پوشش زرهی
goggles عینک حفاظ دار
magnetic screening effect اثر حفاظ مغناطیسی
screen دیوار تخته حفاظ
shelling عامل محافظ حفاظ
shells عامل محافظ حفاظ
depth charge armor حفاظ بمب زیرابی
conduit elbow زانویی لوله حفاظ
shield حفاظ پوشش محافظ
fiber conduit لوله حفاظ فیبری
flexible conduit لوله حفاظ نرم
rigid metal conduit لوله حفاظ سخت
flexible metal conduit لوله حفاظ خرطومی
shell عامل محافظ حفاظ
conduit bushing adapter تبدیل لوله حفاظ
conduit bushing بوش لوله حفاظ
hull down بدنه پشت حفاظ
roadstead لنگرگاه بدون حفاظ
shield حفاظ پیدا کردن
shields حفاظ پیدا کردن
hang up <idiom> حفاظ ،محکم کردن
facadism حفاظ جلو ساختمان
shields حفاظ پوشش محافظ
protected در پشت حفاظ دارای جان پناه
soft missile base سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
hull defilade تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
instrument for electrostatic screening دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
instrument with magnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
haul defilade تابرجک پشت حفاظ قرار گرفتن
hull down قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
guarded output خروجی حفاظ دار [مهندسی برق] [الکترونیک]
uncover برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovers برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovering برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
above بالای
atop of در بالای
atop of بالای
at the top of در بالای
overhead بالای سر
overhead در بالای سر
above بالای سر
into the bargain بالای ان
upping بالای
outreach بالای سر
upped بالای
oer بالای
over- بالای
over- بالای سر
over بالای سر
over بالای
up بالای
over the horizon از بالای افق
over the horizon بالای افق
oer بالای سر روی سر
plunging fire اتش بالای سر
ridge tree کش بالای شیروانی
ridge piece کش بالای شیروانی
uptown بالای شهر
knap بالای تپه
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
in بالای روی
in- بالای روی
above the earth بالای زمین
fanlights پنجره بالای در
crow's nest بالای بلندی
on بالای در باره
ridge pole کش بالای شیروانی
fanlight پنجره بالای در
aloft در بالای زمین
mean high water اب بالای میانگین
fan light پنجره بالای در
overhead forehand فورهند از بالای سر
rooftop بالای بام
mantel board در بالای بخاری
overhead backhand بک هند از بالای سر
rooftops بالای بام
crowns بالای هرچیزی
roof tree کش بالای شیروانی
It passed over my head. از بالای سرم رد شد
overhead stroke ضربه از بالای سر
crown بالای هرچیزی
run over <idiom> حرکت از بالای
upstream بالای رودخانه
up the street بالای خیابان
overhead pass پاس با دو دست از بالای سر
overwrite بالای محلی نوشتن
bed moulding گچبری بالای کتیبه
bartizan کنگره بالای برج
aboveground در بالای سطح زمین
trucked کلاهک بالای دکل
exoatmosphere ترکش اتمی بالای جو
truck کلاهک بالای دکل
chimney-head [بالای دودکش کوره ای]
aerospace projection operations بالای منطقه عملیات
trucking کلاهک بالای دکل
on station پروازهواپیما بالای هدف
high rate of interest نرخ بالای بهره
headlines در بالای صفحه ریسمان
headline در بالای صفحه ریسمان
referees داور بالای والیبال
spike over the block ابشار از بالای دفاع
aloft سطوح بالا در بالای
trucks کلاهک بالای دکل
intercepting ditch ابرو بالای خاکبرداری
pulpit بالای منبر رفتن
refereeing داور بالای والیبال
flews قسمت اویخته لب بالای سگ
penthouse اطاقک بالای بام
tree house خانه بالای درخت
the sky is above us آسمان بالای سر ماست
superlunary واقع بر بالای ماه
refereed داور بالای والیبال
head water بالای رودخانه بالارود
referee داور بالای والیبال
rain water head طشتک بالای ناودان
penthouses اطاقک بالای بام
pulpits بالای منبر رفتن
dome light چراغ بالای طاق خودرو
high beam نور بالای چراغ اتومبیل
on station اماده باش بالای هدف
foretoppsail بادبان بالای شراع صدر
choir-loft [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
fleche میل بالای مناره مارپیچ
cimborio [برجک نورگیر بالای بام]
lunette نعل اسب پنجره بالای در
high frequency region of a spectrum ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
Hertfordshire spike [میل بالای مناره مارپیچ]
epigastrium فوق المعده بالای شکم
to crset a hill به بالای تپه ایی رسیدن
gatehouse اطاق یازندان بالای دروازه
top ضربه به بالای توپ بیلیارد
tapes نوار پهن بالای تور
taped نوار پهن بالای تور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com