English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
To rent(lease) a house. خانه ای رااجاره کردن
Other Matches
To let (rent out) a house. خانه ای رااجاره دادن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honey comb خانه خانه کردن
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
dishouse بی خانه کردن
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
keep house خانه داری کردن
housekeep خانه داری کردن
houseclean خانه راتمیز کردن
upholster مبلمان کردن خانه
to keep house خانه داری کردن
houseclean خانه تکانی کردن
graticule چهار خانه کردن
to do up خانه خراب کردن
to bring to ruin خانه خراب کردن
To collect (pack)the household goods. اسباب خانه را جمع کردن
pages خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
to repair the roof بام [خانه] را تعمیر کردن
paged خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
page خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
move in به خانه تازه اسباب کشی کردن
have over <idiom> شخصی را به خانه خود دعوت کردن
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
To vacate a house. خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
to go away ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go to ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
pigeon hole خانه
houseroom جا در خانه
lares خانه
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
cellulated خانه خانه
socket خانه
house خانه
housed خانه
houseless بی خانه
quarterage خانه
materfamilias زن خانه
double-fronted خانه دو در
shack خانه
cell خانه
checkered خانه خانه
cloisonne خانه خانه
dwellings خانه
tersellated خانه خانه
pieds-a-terre خانه
dwelling خانه
furnace house خانه
i was under his roof در خانه
honeycombs خانه خانه
alveolate خانه خانه
honeycomb خانه خانه
shacks خانه
housing خانه ها
cells خانه
pied-a-terre خانه
lodge خانه
within doors در خانه
rooms خانه
home خانه
roommate هم خانه
her house خانه اش
roommates هم خانه
homes خانه
her house خانه ان زن
lodged خانه
lodges خانه
room خانه
door to door خانه به خانه
door-to-door خانه به خانه
domicile خانه
lar خانه
houses خانه
cellular خانه خانه
domiciles خانه
sockets خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
builders خانه ساز
farmhouses خانه رعیتی
bordel فاحشه خانه
housekeepers خانه دار
manageress زن خانه دار
housekeeping خانه داری
statehouses خانه ملت
housekeeper خانه دار
panel house جنده خانه
door lock کلید خانه
domiciliate خانه مسکن
baby house عروسک خانه
farm house خانه رعیتی
farmhouse خانه رعیتی
wash house رختشوی خانه
to leave word in the house در خانه سپردن
statehouse خانه ملت
domiciliary مربوط به خانه
squares خانه شطرنج
builder خانه ساز
active cell خانه کاری
trays جعبه دو خانه
squared خانه شطرنج
domiciles مقر خانه
tray جعبه دو خانه
bindery صحاف خانه
grange خانه ییلاقی
morgue مرده خانه
to get the key of the street بی خانه بودن
morgues مرده خانه
domicil مقر خانه
domatophobia خانه هراسی
bookbindery صحاف خانه
bawdy house جنده خانه
thrift خانه داری
bawdy house فاحشه خانه
domicile مقر خانه
squaring خانه شطرنج
square خانه شطرنج
registries دفتر خانه
manors خانه بزرگ
luft خانه فرار
mansion house خانه ارباب
registry دفتر خانه
materfamilas بانوی خانه
roofs بام خانه
materfamilias بانوی خانه
villas خانه ییلاقی
villa خانه ییلاقی
toll house راهدار خانه
tower house خانه برجی
mobile homes خانه متحرک
manor خانه بزرگ
department وزارت خانه
toft خانه یا ملحقات ان
departments وزارت خانه
maisonette خانه کوچک
maisonettes خانه کوچک
majordomo بزرگتر خانه
lupanar جنده خانه
lupanar فاحشه خانه
mobile home خانه متحرک
grange خانه ابرومندرعیتی
granges خانه ابرومندرعیتی
granges خانه ییلاقی
roof بام خانه
mistress of the house بانوی خانه
powerhouses موتور خانه
powerhouse موتور خانه
onstead خانه رعیتی
onstead خانه با متعلقات
town house خانه شهری
opposite the house روبروی خانه
opposite the house مقابل خانه
serfs خانه زاد
serf خانه زاد
opposite to the house روبروی خانه
town houses خانه شهری
orphan asylum یتیم خانه
orphon a یتیم خانه
wanigan خانه سیار
housecoat لباس خانه
housecoats لباس خانه
vegetable soil خانه باغی
earth house خانه زیرزمینی
notbility خانه داری
dwelling house خانه مسکونی
dwelling construction خانه سازی
alveolus شش خانه حبابچه
dovecote خانه کبوتران
dovecotes خانه کبوتران
dovecots خانه کبوتران
households مستخدمین خانه
household مستخدمین خانه
armory اسلحه خانه
manageresses زن خانه دار
systems house خانه سیستم ها
householder خانه دار
householder مالک خانه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com