English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (21 milliseconds)
English Persian
honey comb خانه خانه کردن
Search result with all words
page خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
pages خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
dishouse بی خانه کردن
graticule چهار خانه کردن
houseclean خانه تکانی کردن
houseclean خانه راتمیز کردن
housekeep خانه داری کردن
keep house خانه داری کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
move in به خانه تازه اسباب کشی کردن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
to bring to ruin خانه خراب کردن
to do up خانه خراب کردن
to keep house خانه داری کردن
upholster مبلمان کردن خانه
To rent(lease) a house. خانه ای رااجاره کردن
To collect (pack)the household goods. اسباب خانه را جمع کردن
To vacate a house. خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
have over <idiom> شخصی را به خانه خود دعوت کردن
to go away ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go to ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to repair the roof بام [خانه] را تعمیر کردن
Other Matches
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
range یک خانه یا تعدادی خانه
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
socket خانه
cellulated خانه خانه
lar خانه
lares خانه
pigeon hole خانه
house خانه
houseroom جا در خانه
quarterage خانه
houseless بی خانه
rooms خانه
materfamilias زن خانه
honeycombs خانه خانه
i was under his roof در خانه
dwellings خانه
pied-a-terre خانه
pieds-a-terre خانه
shacks خانه
tersellated خانه خانه
cloisonne خانه خانه
dwelling خانه
shack خانه
checkered خانه خانه
cell خانه
furnace house خانه
double-fronted خانه دو در
cells خانه
housing خانه ها
alveolate خانه خانه
honeycomb خانه خانه
housed خانه
lodges خانه
within doors در خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
home خانه
lodge خانه
homes خانه
roommate هم خانه
cellular خانه خانه
roommates هم خانه
door-to-door خانه به خانه
door to door خانه به خانه
lodged خانه
room خانه
houses خانه
sockets خانه
domiciles خانه
domicile خانه
her house خانه اش
her house خانه ان زن
baby house عروسک خانه
housekeepers خانه دار
domiciliate خانه مسکن
panel house جنده خانه
housekeeping خانه داری
statehouses خانه ملت
statehouse خانه ملت
farmhouses خانه رعیتی
builders خانه ساز
door lock کلید خانه
farmhouse خانه رعیتی
housekeeper خانه دار
wanigan خانه سیار
to leave word in the house در خانه سپردن
farm house خانه رعیتی
bordel فاحشه خانه
domiciliary مربوط به خانه
wash house رختشوی خانه
active cell خانه کاری
bindery صحاف خانه
squared خانه شطرنج
morgues مرده خانه
builder خانه ساز
domiciles مقر خانه
trays جعبه دو خانه
tray جعبه دو خانه
morgue مرده خانه
squares خانه شطرنج
to get the key of the street بی خانه بودن
squaring خانه شطرنج
domicil مقر خانه
bookbindery صحاف خانه
domatophobia خانه هراسی
bawdy house جنده خانه
bawdy house فاحشه خانه
domicile مقر خانه
square خانه شطرنج
thrift خانه داری
manageress زن خانه دار
registries دفتر خانه
mansion house خانه ارباب
roof بام خانه
materfamilas بانوی خانه
department وزارت خانه
mobile homes خانه متحرک
materfamilias بانوی خانه
villas خانه ییلاقی
villa خانه ییلاقی
luft خانه فرار
roofs بام خانه
mistress of the house بانوی خانه
mobile home خانه متحرک
lupanar فاحشه خانه
departments وزارت خانه
maisonette خانه کوچک
maisonettes خانه کوچک
majordomo بزرگتر خانه
registry دفتر خانه
toft خانه یا ملحقات ان
grange خانه ابرومندرعیتی
grange خانه ییلاقی
granges خانه ابرومندرعیتی
granges خانه ییلاقی
lupanar جنده خانه
manor خانه بزرگ
manors خانه بزرگ
powerhouses موتور خانه
powerhouse موتور خانه
housecoats لباس خانه
housecoat لباس خانه
onstead خانه رعیتی
onstead خانه با متعلقات
town house خانه شهری
opposite the house روبروی خانه
opposite the house مقابل خانه
serfs خانه زاد
serf خانه زاد
opposite to the house روبروی خانه
town houses خانه شهری
orphan asylum یتیم خانه
orphon a یتیم خانه
armory اسلحه خانه
household مستخدمین خانه
toll house راهدار خانه
tower house خانه برجی
earth house خانه زیرزمینی
notbility خانه داری
dwelling house خانه مسکونی
dwelling construction خانه سازی
alveolus شش خانه حبابچه
vegetable soil خانه باغی
dovecote خانه کبوتران
dovecotes خانه کبوتران
dovecots خانه کبوتران
households مستخدمین خانه
manageresses زن خانه دار
systems house خانه سیستم ها
householder خانه دار
householder مالک خانه
custom house گمرک خانه
colombarium کبوتر خانه
householders خانه دار
householders مالک خانه
darkroom تاریک خانه
darkrooms تاریک خانه
houseman مرد خانه
houseman اهل خانه
houseman مستخدم خانه
housemen اهل خانه
housemen مستخدم خانه
housewife زن خانه دار
housewife خانم خانه
housewives زن خانه دار
digging خانه منزل
dispensary نقاهت خانه
dispensaries نقاهت خانه
summer house خانه تابستانی
steading خانه رعیتی
steading خانه با متعلقات
stay at home خانه نشین
convalescent home نقاهت خانه
almshouse یتیم خانه
spinsterhood خانه ماندگی
spense ابدار خانه
spence ابدار خانه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com