Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English
Persian
building sand
خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
Other Matches
masonry sand
ماسه بنایی
to puddle clay and sand
ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
quicksand
ماسه روان ماسه دانه نچسبیده
quicksand
ماسه ناپای ماسه غلطان
batch
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
core binder
ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود
dry pack
مخلوطی از سیمان و ماسه که برای مرمت ترکهای بتن بکار میرود
batches
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batcher
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
coffin
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffins
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
old red sandstone
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
crushed stone sand
ماسه
yield of cdoncrete
ماسه
gravel
ماسه
sands
ماسه
grit
ماسه
sand
ماسه
ballast
ماسه
gritting
ماسه
gritted
ماسه
green sand
ماسه تر
gritted
ماسه درشت
quarrying
معدن شن و ماسه
quarry
معدن شن و ماسه
quarries
معدن شن و ماسه
uniform sand
ماسه یکدست
uniform sand
ماسه یکنواخت
sandstone
سنگ ماسه
sandstone
ماسه سنگ
quicksand
ماسه متحرک
quicksand
ماسه بادی
he was neat
بی ماسه خالص
sand stone
ماسه سنگ
running sand
ماسه بادی
sanbar
کران ماسه
pit sand
ماسه معدنی
sand dressing
ماسه پاشی
heap of sand
توده ماسه
detritic sand
ماسه فرسایهای
sanding
ماسه گذاری
sanded
ماسه دار
sand clay
رس ماسه دار
sand blasting
ماسه پاشی
sand equivalent
همسنگ ماسه
greensand
ماسه سبز
magazine
مخزن ماسه
sand layer
لایه ماسه
gritting
ماسه درشت
quick sand
ماسه روان
sands
ماسه ریختن شن
magazines
مخزن ماسه
sandbanks
کرانه ماسه
sandbank
کرانه ماسه
sand store
انبار ماسه
sand trap
ماسه گیر
sandrock
ماسه سنگ
sandstorm
ماسه باد
sandstorms
ماسه باد
sandblasting
ماسه پرانی
sandband
کران ماسه
masonry sand
ماسه ملاتی
arenaceous
ماسه وار
sandblast
باپاشیدن ماسه
grit
ماسه درشت
sand
ماسه ریختن شن
marine sand
ماسه دریایی
sand pile
توده ماسه
desilter
ماسه گیر
sand filling
ماسه گرفتگی
dune sand
ماسه بادی
marine sand
ماسه بادی
fine sand
ماسه ریز
body sand
ماسه پر کننده
gritting
خاک ماسه سنگ
sabulous
ریگزار ماسه دار
sandblast machine
ماشین ماسه پاش
sand blast nozzle
شیپوره ماسه پاشی
explosion shot
ضربه چوب به ماسه
gritting
درشت ماسه سنگ
foundry sand
ماسه ی ریخته گری
feldspathic sandstone
ماسه سنگ فلدسپاتی
calcareous sandstone
ماسه سنگ اهکی
gritted
درشت ماسه سنگ
sandy earth
زمین ماسه دار
core sand
ماسه ریخته گری
sand mix
ماسه اغشته سرد
grit
خاک ماسه سنگ
aggradation
فراسازی ماسه گرفتگی
sand blasting practice
عملیات ماسه پاشی
backing sand
ماسه پشت قالب
molding sand
ماسه قالب گیری
grit
درشت ماسه سنگ
sand pit
گود ماسه برداری
sand lime brick
اجر ماسه اهکی
gritted
خاک ماسه سنگ
pipe sand trap
ماسه گیر لولهای
sandy soil
زمین ماسه زار
sand dredger
ماشین مکنده ماسه
siliceous sandstone
ماسه سنگ سیلیس
sand cone method
طریقه جابجایی ماسه
micaceous sandstone
ماسه سنگ میکادار
sand blast unit
واحد ماسه پاشی
send yaghting
مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
blast grit
ماسه هوا داده شده
brownstone
[ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
sand asphalt
ماسه اغشته گرم یا سرد
chalky sandstone
ماسه سنگ نرم اهکی
loamy sandstone
ماسه سنگ خاک رسی
argillaceous sand stone
ماسه سنگ خاک رسی
mottled sandstone
ماسه سنگ رگه دار
sandy limestone
سنگ اهک ماسه دار
molasse
سنگ ماسه اهکی رسدار
flukes
قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
molding sand preparation plant
واحد تهیه ماسه قالب گیری
sandpit
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
sand box
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
fluke
قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
Dry sand absorbs water.
ماسه خشک آبرا جذب می کند
send sailing
مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
sandbox
[British]
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
sand trap
قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
stone work
ساختمان سنگی بنایی با سنگ
proportioning
توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
wet classifler
سرندی که باان شن و ماسه را جهت دانه بندی شستشومیدهند
binder
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
alluviation
رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
binders
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
accretion
هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
ballast
هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
puddle
ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
puddles
ایجاد یک قشر غیر قابل نفوذ در داخل توده خاک به وسیله مخلوطی از رس و ماسه
admixtures
موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
aggregate
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregates
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
shut up
<idiom>
بستن دروپنجره ساختمان برای مدتی
ground landlord
کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
blockhouse
ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
wet wing
بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
offsets
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
brick work
بنایی
masonery
بنایی
masonry
بنایی
mason's board
ماله بنایی
spatula
ماله بنایی
brick workers tool
ابزار بنایی
brick trowel
ماله بنایی
level
تراز بنایی
brick
اجر بنایی
bricks
اجر بنایی
masonry dam
سد با مصالح بنایی
builder level
تراز بنایی
plumb
شاغول بنایی
levels
تراز بنایی
levelled
تراز بنایی
leveled
تراز بنایی
spatulas
ماله بنایی
masonry weir
شادروان بنایی
angle-post
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
limit state
حالت خاص یک ساختمان که دیگر وفیفه خودرا انجام نمیدهد و یا شرایطی که برای ان طرح شده است جایز نمیباشد
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
mason hammer
تیشه یا چکش بنایی
mason's scaffold
چوب بست بنایی
masonery bond
بست مصالح بنایی
uncoursed rubble masonery
بنایی سنگ لاشه در هم
masonry weir
بند بنایی وزنی
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
box beam wing
نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
chaines
[عناصر بنایی شبیه پایه]
basket weave pattern
طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
civil engineering contractor
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
enterprise network
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
rotunda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotundas
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
constructional feature
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
rotonda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
blocage
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
embassies
سفیرکبیر و اعضای سفارتخانه شهر محل اقامت سفیر بنایی که سفیر در ان اقامت دارد
embassy
سفیرکبیر و اعضای سفارتخانه شهر محل اقامت سفیر بنایی که سفیر در ان اقامت دارد
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com