English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
splint خرد وقطعه قطعه کردن
Other Matches
segments قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segment قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segmentation تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
anatomize قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
fragmenting قطعه قطعه کردن
segment قطعه قطعه کردن
segments قطعه قطعه کردن
fragment قطعه قطعه کردن
fragments قطعه قطعه کردن
fritter قطعه قطعه کردن
fritters قطعه قطعه کردن
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
fasted قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
time slicing قطعه کردن زمان
mated جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
mate جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
mates جفت کردن دو قطعه یک سیستم با هم
to perform a piece of music قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
mammock ریزه کردن قطعه کردن
shadow RAM روش بهبود کارایی PC با کپی کردن محتوای قطعه
shadow RAM ROM به یک قطعه RAMسریع تر در هنگام روشن کردن کامپیوتر
powering خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
fragmentation قطعه قطعه شدن
sectional قطعه قطعه بخشی
mainland قطعه اصلی قطعه
label مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
selects خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
labelled مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labels مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
select خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
selected خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
labeling مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
shim واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
fan بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
replication 1-قطعه یدکی درسیستم درصورت بروزخطا یا خرابی . 2-کپی کردن دکورد یا داده درمحل دیگری
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
link اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
microcomputer کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
segments قطعه
components قطعه
item قطعه
line segment قطعه خط
items قطعه
calligraph قطعه
plots قطعه
plotted قطعه
plot قطعه
stretched قطعه
stretches قطعه
plank قطعه
panes قطعه
piece قطعه
stretch قطعه
pieces قطعه
blocks قطعه
blocked قطعه
pane قطعه
block قطعه
scale قطعه
sections قطعه
section قطعه
segment قطعه
internode قطعه
panels قطعه
panel قطعه
copyslip قطعه
bloc قطعه
blocs قطعه
nugget قطعه
nuggets قطعه
tract قطعه
tracts قطعه
members قطعه
member قطعه
doit قطعه
component قطعه
goblet قطعه
morceau قطعه
trilobation سه قطعه
smidgen قطعه
chunks قطعه
chunk قطعه
fragments قطعه
small scale integration قطعه
slab قطعه
extent قطعه
slabs قطعه
smidgin قطعه
lobe قطعه
lobes قطعه
very large scale integration قطعه
smidgeon قطعه
snippy قطعه
goblets قطعه
snipped قطعه
fragment قطعه
fragmenting قطعه
segmental قطعه قطعه
wodges قطعه
snip قطعه
snipping قطعه
part قطعه
wodge قطعه
piece part قطعه یک پارچه
pericope قطعه منتخب
replacement تعویض قطعه
icicles یخ پاره قطعه یخ
equulei قطعه الفرس
dab قطعه تکه
resident segment قطعه مقیم
root segment قطعه ریشهای
partitura قطعه کامل
plat قطعه نقشه
equuleus قطعه الفرس
icicle یخ پاره قطعه یخ
dabbed قطعه تکه
dabs قطعه تکه
frontal lobe قطعه پیشانی
segmentation قطعه سازی
hexastich قطعه شش فردی
replacement part قطعه یدکی
segmentation قطعه بندی
sett قطعه سنگفرش
program segment قطعه برنامه
replacement part قطعه جایگزینی
partitur قطعه کامل
part number شماره قطعه
fragments قطعه باقیمانده
work قطعه کار
worked قطعه کار
temporal lobe قطعه گیجگاهی
tension member قطعه کششی
item قطعه خبری
items قطعه خبری
major assembly قطعه عمده
magnetic component قطعه مغناطیسی
fragmenting قطعه باقیمانده
passages تصویب قطعه
fragment قطعه باقیمانده
mechanism قطعه ماشینی
passage تصویب قطعه
lobectomy قطعه برداری
lobule قطعه کوچک
theme song قطعه تکراری
handset تلفن در یک قطعه
handsets تلفن در یک قطعه
parietal lobe قطعه اهیانهای
overlay segment قطعه جایگذاشت
time slice قطعه زمان
in sections د رچند قطعه
quad قطعه سربی
quads قطعه سربی
strip قطعه باریک
occipital lobe قطعه پس سری
stull قطعه بزرگ
subassembly یک قطعه جزء
midsection قطعه میانی
replacements تعویض قطعه
mechanisms قطعه ماشینی
electric component قطعه الکتریکی
fitting قطعه اتصال
clearing block قطعه بازدارنده
part قطعه یدکی
concerto قطعه موسیقی
versicle قطعه کوچک
gussets قطعه اتصال
pickling قطعه شویی
casting قطعه ریخته گی
workholder نگهدارنده قطعه
work part قطعه کار
opuses قطعه موسیقی
opus قطعه موسیقی
gusset قطعه اتصال
concertos قطعه موسیقی
vlsi قطعه روی یک IC
unit assembly یک قطعه مجزا
block قطعه زمین
lot پارچه قطعه
cannibalization قطعه برداری
lobotomies قطعه بری
stiffeners قطعه تقویتی
blocked قطعه زمین
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com