Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
English
Persian
outside
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
Other Matches
outside
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outsides
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
shovelling
لبه منحنی اسکی
shoveling
لبه منحنی اسکی
shovels
لبه منحنی اسکی
shoveled
لبه منحنی اسکی
shovel
لبه منحنی اسکی
shovelled
لبه منحنی اسکی
stem turn
چرخش خارجی اسکی باز
apophyge
منحنی خارجی
apophysis
منحنی خارجی
apothesis
منحنی خارجی
tailed
قسمت عقب اسکی
tail
قسمت عقب اسکی
tails
قسمت عقب اسکی
surfboards
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
surfboard
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
ski
اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
skis
اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
skied
اسکی کردن سرخوردن با اسکی روی برف
shankpiece
چرم زیر قسمت منحنی پا
binding
وسیله حفظ پاروی اسکی روی اب قسمت نواردار نیزه
bindings
وسیله حفظ پاروی اسکی روی اب قسمت نواردار نیزه
exosphere
قسمت خارجی جو
actine
قسمت خارجی
outfield
قسمت خارجی میدان
dermatome
قسمت خارجی یک موجود
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
epicardium
قسمت خارجی عضله قلب
proctodaeum
قسمت خارجی پوسته مقعدومجرای مقعد
epicarp
پوسته خارجی قسمت نرم میوه
imposition
[بار اضافی در قسمت خارجی ساختمان]
trick ski
اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
telemark
پیچ اسکی بجلو وجلو بردن ان از اسکی دیگر
glm
روش اموزش اسکی به بزرگسالان با اسکی کوتاه
dogger
اسکی باز ماهر در هات داگ اسکی
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
diagonal
اسکی تورینگ و اسکی صحرانوردی
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
curvilineal
دارای خطوط منحنی محدودبخطوط منحنی
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
cross refer
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
skis
اسکی بازی کردن
ski
اسکی بازی کردن
skied
اسکی بازی کردن
ice-skate
روی یخ اسکی کردن
ice skate
روی یخ اسکی کردن
ice-skates
روی یخ اسکی کردن
snow farming
اماده کردن پیست اسکی
alpine
اسکی کردن در سراشیبی کوه
phillips curve
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
groom
اماده کردن شیب برای اسکی مهتر
waxing cork
چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
grooms
اماده کردن شیب برای اسکی مهتر
cambers
منحنی کردن
camber
منحنی کردن
evolute
بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
inflecting
منحنی کردن گرداندن
inflects
منحنی کردن گرداندن
inflected
منحنی کردن گرداندن
inflect
منحنی کردن گرداندن
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
rounding
با منحنی کردن گوشههای تیز
lead curve
خط منحنی گرفتن سبقت درتیراندازی منحنی سبقت توپ
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
externalizes
خارجی کردن
externalizing
خارجی کردن
externalising
خارجی کردن
externalize
خارجی کردن
externalized
خارجی کردن
externalised
خارجی کردن
externalization
خارجی کردن
externalises
خارجی کردن
hot dog skiing
اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
curve
خط منحنی منحنی مسیر
curving
خط منحنی منحنی مسیر
curves
خط منحنی منحنی مسیر
external sort
جور کردن خارجی
externalsorting
جور کردن خارجی
slaloms
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slalom
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
deported
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
outflanks
ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflanking
ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
outflank
ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
deports
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deporting
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deport
تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
substantialize
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
outflanked
ازجناح خارجی بدشمن حمله کردن
iso product curve
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
shift of a demand curve
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
To perfect oneself in a foreign language .
معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
objectify
بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
dither
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithers
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
partitions
قسمت کردن
whack up
قسمت کردن
sects
قسمت کردن
pouf
قسمت پف کردن
divide
قسمت کردن
partition
قسمت کردن
sect
قسمت کردن
divides
قسمت کردن
auxiliary contours
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
exchange control
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
departmentalize
بچند قسمت کردن
tierce
به سه قسمت تقسیم کردن
partitioning
قسمت بندی کردن
subdevice
قسمت کردن مجدد
quarter
به چهار قسمت مساوی تقسیم کردن
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
trimmest
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trims
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
head down
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
trim
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
head off
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
peregrinate
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
ascii
اسکی
skied
اسکی
ski
اسکی
skis
اسکی
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
depth contour
خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
tipping
نوعی اسکی
ski jump
پرش با اسکی
ice-skate
اسکی روی یخ
ice-skates
اسکی روی یخ
ice skate
اسکی روی یخ
tip
نوعی اسکی
turtlenecks
یقه اسکی
turtleneck
یقه اسکی
skiing
اسکی بازی
langlauf
اسکی صحرانوردی
ski boot
چکمه اسکی
ski boot
کفس اسکی
ski lift
تله اسکی
bindings
فیکساتور اسکی
ski lifts
تله اسکی
ascii file
فایل اسکی
wax
واکس اسکی
ascii code
رمز اسکی
waxed
واکس اسکی
waxes
واکس اسکی
aquaplaning
اسکی روی اب
airplane turn
اسکی کوهی
hydro ski
اسکی روی اب
hydro ski
اسکی ابی
skis
چوب اسکی
ski jumps
پرش با اسکی
cross county
اسکی صحرانوردی
skiing
ورزش اسکی
binding
فیکساتور اسکی
piste
پیست اسکی
downhill
اسکی سرعت
touring ski
اسکی تورینگ
water-skied
اسکی ابی
uphill
اسکی سرعت
water-ski
اسکی ابی
skier
اسکی باز
skiers
اسکی باز
ski tow
تله اسکی
water ski
اسکی ابی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com