English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English Persian
internalization of costs داخلی کردن هزینه ها
Other Matches
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
incretion ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawked مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
squawk مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal sort جور کردن داخلی
inverse chill سرد کردن داخلی
integrade [طبقه بندی داخلی کردن]
internalize باطنی ساختن داخلی کردن
internalized باطنی ساختن داخلی کردن
internalising باطنی ساختن داخلی کردن
internalizing باطنی ساختن داخلی کردن
intergrade طبقه بندی داخلی کردن
internalises باطنی ساختن داخلی کردن
internalizes باطنی ساختن داخلی کردن
internalised باطنی ساختن داخلی کردن
cost minimization حداقل کردن هزینه
to live in a small way با هزینه کم و بی سر وصدازندگی کردن
cost allocation سرشکن کردن هزینه
overcharge اضافی هزینه کردن
overcharged اضافی هزینه کردن
overcharges اضافی هزینه کردن
overcharging اضافی هزینه کردن
cost هزینه بهاگذاری کردن
expended مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expends مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expending مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expend مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
lighterage هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
replacement cost هزینه جایگزین کردن چیزی
to indemnify any one's expense هزینه کسیرا جبران کردن
shell out هزینه چیزی را قبول کردن
costing مشخص کردن هزینه عملیات
to recoup oneself هزینه خود را جبران کردن
to reduce an establishment کارمندان یا هزینه بنگاهی راکم کردن
reimbursed جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimburses جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimburse جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
reimbursing جبران کردن هزینه کسی یا چیزی راپرداختن
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
inhibiting اغشتن سطوح داخلی دستگاه یاماشین با ماده ضدخوردگی قبل از انبار کردن ان
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
sifting روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
apportionment افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
applied هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
economic of scale کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
cost contract قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
carriage بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriages بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
internal door در داخلی
endogenous داخلی
domestic داخلی
intramural داخلی
inner داخلی
interior داخلی
ben داخلی
anie داخلی
territorial داخلی
inside داخلی
insides داخلی
innate داخلی
municipal داخلی
indoor داخلی
in- داخلی
in داخلی
internal medicine طب داخلی
internal داخلی
esoteric داخلی
interiors داخلی
inferior conjunction مقارنه داخلی
intercommunication ارتباط داخلی
internal friction اصطکاک داخلی
internal brake ترمز داخلی
internal furnace کوره داخلی
internal structure سازه داخلی
ductless gland غددمترشح داخلی
internal bus گذرگاه داخلی
internal bus مسیر داخلی
internal ear گوش داخلی
internal boffles تیغههای داخلی
indoor درونی داخلی
internal ruling نظامنامه داخلی
internal energy انرژی داخلی
domestic emergencies بحرانهای داخلی
internal armature ارمیچر داخلی
stability ثبات داخلی
by low نظامنامه داخلی
internal erosion فرسایش داخلی
domestic economy اقتصاد داخلی
internal electrolysis الکترولیز داخلی
internal force نیروی داخلی
internal electrode الکترود داخلی
civil داخلی حقوقی
marketing audit کنترل داخلی
territorial sea دریای داخلی
internal efficiency راندمان داخلی
internal angle زاویه ی داخلی
indoor antenna انتن داخلی
interlan angle زاویه داخلی
domestic products محصولات داخلی
interior guard نگهبان داخلی
domestic trade بازرگانی داخلی
domestic dualism دوگانگی داخلی
internal conductor سیم داخلی
domestic disturbances اختلافات داخلی
domestic disturbances اغتشاشات داخلی
internal connection اتصال داخلی
interior ballistics بالیستیک داخلی
municipal law حقوق داخلی
internal consistency سازگاری داخلی
internal conductance اندوکتیویته ی داخلی
internal conductance اندوکتانس داخلی
internal commerce تجارت داخلی
domestic market بازار داخلی
interior wall دیوار داخلی
civil disturbances اغتشاشات داخلی
domestic industry صنعت داخلی
interior span دهانه داخلی
domestic emergencies موادضروری داخلی
internal circuit حلقه داخلی
internal clock ساعت داخلی
local subscriber مشترک داخلی
internal combustion احتراق داخلی
internal consumption مصرف داخلی
municipal court دادگاه داخلی
interior architecture معماری داخلی
endoparasite انگل داخلی
incoming message cassette نوارپیغام داخلی
internal development رشد داخلی
internal development توسعه داخلی
interference drag پسای داخلی
internal discharge تخلیه داخلی
endosmosis حلول داخلی
interconnection اتصالی داخلی
internal diseconomies زیانهای داخلی
intermediate structure ساختمان داخلی
endogenous variable متغیر داخلی
local currency پول داخلی
internal defense دفاع داخلی
interior affairs امور داخلی
internal crack ترک داخلی
domestic tariff تعرفه داخلی
internal circuit مدار داخلی
bush پوسته داخلی
internal current جریان داخلی
internal damping میرایی داخلی
internal attack تک داخلی یا تک از داخل
interion architecture معماری داخلی
internal heating گرمایش داخلی
internal revenue درامد داخلی
internal storage انباره داخلی
ashi noko قسمت داخلی کف پا
inner harbor بندر داخلی
inner bottom جدار داخلی
inferior planets سیارههای داخلی
autonomy استقلال داخلی
internal stress تنش داخلی
internal structure ساختار داخلی
internal supercharger سوپرشارژر داخلی
bushes پوسته داخلی
home made ساخت داخلی
rules of procedure نظامنامه داخلی
inner liner روکش داخلی
Inland Revenue درامد داخلی
internal security امنیت داخلی
internal shield غلاف داخلی
inner planets سیارات داخلی
internal short circuit کوتهمداری داخلی
home consumption مصرف داخلی
inward داخلی باطنی
inner loop حلقه داخلی
internal storage حافظه ی داخلی
home currency پول داخلی
internal storage حافظه داخلی
in-fighting جنگ داخلی
inland waterway ابراه داخلی
insides تو اعضای داخلی
insides قسمت داخلی
interphone مخابرات داخلی
inboard aileron شهپر داخلی
inside تو اعضای داخلی
inside قسمت داخلی
intrados قوس داخلی
home market بازار داخلی
home product محصولات داخلی
home rule حکومت داخلی
insiders کارمند داخلی
insider کارمند داخلی
imside dimension اندازه داخلی
internal trade بازرگانی داخلی
internal trade تجارت داخلی
internal transactions معاملات داخلی
inland rules قوانین داخلی
inland duty گمرک داخلی
internal voltage ولتاژ داخلی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com