Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
metastable
دارای ثبات مختصر
Other Matches
paired registers
دو ثبات پایه با اندازه کلمه که با هم به عنوان یک ثبات با طول زیاد به کار می روند.
precise
مختصر کردن مختصر
arithmetic register
ثبات حسابی ثبات محاسباتی
air stability
وضعیت ثبات جوی در طبقات مختلف وضع ثبات جوی
succinct
<adj.>
مختصر
short
<adj.>
مختصر
fleeting
<adj.>
مختصر
curt
<adj.>
مختصر
short term
مختصر
laconically
مختصر گو
viz
مختصر
laconic
مختصر گو
terse
مختصر
terser
مختصر
briefest
مختصر
briefer
مختصر
shortest
مختصر
shorter
مختصر
short
مختصر
incomprehensive
مختصر
succinct
مختصر
febricula
تب مختصر
synoptic
مختصر
abridged
مختصر
brief
مختصر
briefed
مختصر
sum
مختصر
tersest
مختصر
epitome
مختصر
abstracted
مختصر
little
مختصر
concise
<adj.>
مختصر
abbreviated
مختصر
gnomical
مختصر
compend
مختصر
grammalogue
مختصر
summary
مختصر
summaries
مختصر
tis
مختصر ti is
partial
مختصر
sums
مختصر
concise
مختصر
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
summaries
خلاصه مختصر
snacks
خوراک مختصر
my initials are s.h
امضای مختصر من
curtail
مختصر نمودن
contracted
مختصر محدود
tendencies
علاقه مختصر
tendency
علاقه مختصر
summary
خلاصه مختصر
abridge
مختصر کردن
paraph
امضای مختصر
velitation
جنگ مختصر
synopses
اجمال مختصر
squabbling
نزا مختصر
squabbles
نزا مختصر
curtailed
مختصر نمودن
curtailing
مختصر نمودن
curtails
مختصر نمودن
squabbled
نزا مختصر
shorthand
مختصر نویسی
brachygraphy
مختصر نویسی
handlist
فهرست مختصر
scumble
مالش مختصر
tiffin
ناهار مختصر
brief
کوتاه مختصر
synopsis
اجمال مختصر
briefed
کوتاه مختصر
grind out
پیشروی مختصر
telegraphic
تلگرافی مختصر
briefer
کوتاه مختصر
snack
خوراک مختصر
briefest
کوتاه مختصر
squabble
نزا مختصر
nodding acquaintance
آشنایی مختصر
pithy
مختصر ومفید
briefly speaking
مختصر کنیم
apercu
خلاصه مختصر
simplifier
مختصر کننده
flashed
روشنایی مختصر
flashes
روشنایی مختصر
shortener
مختصر کننده
compendium
مختصر کوتاهی
tots
یادداشت مختصر
tot
یادداشت مختصر
short and sweet
<idiom>
مختصر ومفید
let us be brief
مختصر کنیم
potluck
غذای مختصر
clicks
صدای مختصر
comedietta
کمدی مختصر
petit mal
صرع مختصر
click
صدای مختصر
inking
اطلاع مختصر
flash
روشنایی مختصر
lacanic
مختصر و مفید
concisely
بطور مختصر
cheep
اشاره مختصر
clicked
صدای مختصر
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
bywords
اشاره یانگاه مختصر
spot
زمان مختصر لحظه
blockhouse
بنای استحکامی مختصر
compendious
موجز مختصر ومفید
prospectus
شرح حال مختصر
spots
زمان مختصر لحظه
byword
اشاره یانگاه مختصر
simplifications
تسهیل مختصر سازی
prospectuses
شرح حال مختصر
bowing acquaintance
آشنایی مختصر سلامی و بس
in a nutshell
بطور خیلی مختصر
curtly
<adv.>
بصورت مختصر و مفید
compendiously
<adv.>
بصورت مختصر و مفید
pocket expenses
هزینه مختصر شخصی
briefly
<adv.>
بصورت مختصر و مفید
shorten
مختصر کردن کاستن
abbreviate
مختصر یا مفید کردن
pittance
کمک هزینه مختصر
abbreviates
مختصر یا مفید کردن
pulls
برتری جزئی و مختصر
pull
برتری جزئی و مختصر
abbreviating
مختصر یا مفید کردن
feather
فشار مختصر به گاز
shortened
مختصر کردن کاستن
abriviated addressing
ادرس مختصر شده
simplification
تسهیل مختصر سازی
look in
دیدن کردن مختصر
shortens
مختصر کردن کاستن
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
smacked
چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
simplification
ساده گردانی مختصر سازی
simplifications
ساده گردانی مختصر سازی
blinks
نادیده گرفته نگاه مختصر
smacks
چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
blinked
نادیده گرفته نگاه مختصر
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
blink
نادیده گرفته نگاه مختصر
smack
چشیدن مختصر باصدا غذاخوردن
multocular
مختصر و مفید کوتاه و سودمند
simplifcation
ساده گردانی مختصر سازی
billets
ورقه جیره یادداشت مختصر
billeting
ورقه جیره یادداشت مختصر
billeted
ورقه جیره یادداشت مختصر
billet
ورقه جیره یادداشت مختصر
step in
بازدید مختصر وکوتاهی کردن
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
nuances
اختلاف مختصر نکات دقیق وفریف
nuance
اختلاف مختصر نکات دقیق وفریف
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
flashes
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
flashed
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flash
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
luncheonette
رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
luncheonettes
رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
to run in to a person
دیدنی مختصر از کسی کردن بکسی سرزدن
That is it in a nutshell.
موضوع به طور خیلی مختصر اینطوری است.
absorption representation
[حذف یا مختصر سازی جزییات در ترسیم ساختمان یا مناظر آن]
action architecture
[معماری با طرح های دقیق و مختصر و استفاده از مواد آماده]
mnemonic
حامت مختصر کلمه یا تابع که برای یادآوری کمک میکند.
sclaff
تماس چوگان بازمین قبل از خوردن به توپ ضربت مختصر
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
shakier
بی ثبات
persistency
ثبات
staunchness
ثبات
indissolubility
ثبات
abidance
ثبات
indelibility
ثبات
instable
بی ثبات
slippery
بی ثبات
shaky
بی ثبات
shakiest
بی ثبات
inconstant
بی ثبات
recorder
ثبات
stability
ثبات
p register
ثبات P
metastable
کم ثبات
unstable
بی ثبات
variables
بی ثبات
variable
بی ثبات
feeble minded
بی ثبات
feeble-minded
بی ثبات
recorders
ثبات
inalterability
ثبات
lastingness
ثبات
mutable
بی ثبات
stables
با ثبات
stable
با ثبات
registering
ثبات
changeful
بی ثبات
document register
ثبات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com