English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
impark در پارک یا جنگل محصور کردن
Other Matches
deforesting درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforests درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforest درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
reforesting مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforested مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforest مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
reforests مجددا درخت کاری کردن جنگل تازه اجداث کردن احیای جنگل کردن
purlieu زمینی که وقتی جزو جنگل بوده و هنوزمشمول قانون جنگل ها میباشد
mure محصور کردن
wall محصور کردن
ensphere محصور کردن
walls محصور کردن
impark محصور کردن
enwind محصور کردن
embay محصور کردن
parking پارک کردن
lock up در محلی محصور کردن
ensheathe درغلاف محصور کردن
locked up در محلی محصور کردن
to limit something چیزی را محصور کردن
to restrict something چیزی را محصور کردن
to confine something to something چیزی را محصور کردن
double-parks دوردیفه پارک کردن
double park دوردیفه پارک کردن
double-parked دوردیفه پارک کردن
double-park دوردیفه پارک کردن
to park پارک کردن [دستگاهی]
parking محوطه پارک کردن
double-parking دوردیفه پارک کردن
paddock منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
paddocks منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
bind محصور کردن بهم پیوستن
binds محصور کردن بهم پیوستن
garrisons محصور کردن حصار کشیدن
embank با خاک یا سنگ محصور کردن
garrison محصور کردن حصار کشیدن
caged storage انبار کردن به طریقه محصور
parking plan طرح پارک کردن هواپیماها
agrosylvopastoral system سیستم کشت و جنگل و مرتع سازگان کشت و چرا و جنگل
immure در چهار دیوار نگاهداشتن محصور کردن
circumvallate باسنگریابارو محصور شده سنگربندی کردن
parking پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
entangle باسیم خاردارمحصور کردن محصور کردن
forest تبدیل به جنگل کردن
forests تبدیل به جنگل کردن
compass جهت کردن محصور کردن
physical motor pool پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
afforest تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
disforest ازحال جنگلی بیرون امدن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
disafforest ازحال جنگلی بیرون اوردن ازرعایت قانون جنگل هامعاف کردن
walled محصور
closed محصور
pent محصور
restricted محصور
pent up محصور
fenced محصور
parked پارک
vivary پارک
parks پارک
park پارک
paradise پارک
closest جای محصور
landlocked محصور درخشکی
close جای محصور
closer جای محصور
closes جای محصور
snowbound محصور در برف
courtyard محوطه محصور
cooped up محصور و محبوس
populated مسکون محصور
landlocked محصور در خشکی
collective goods پارک و غیره
amusement park پارک تفریحی
motor pool پارک موتوری
amusement parks پارک تفریحی
natinal park پارک ملی
carriage drive خیابان پارک
park bench نیمکت پارک
car park جای پارک
pooled پارک موتوری
parkland زمین پارک
bosket پارک یا باغ
pool پارک موتوری
bosquet پارک یا باغ
NO PARKING پارک نکنید!
pools پارک موتوری
seagirt محصور بوسیله دریا
pale ناحیه محصور قلمروحدود
parked شکارگاه محصور مرتع
paler ناحیه محصور قلمروحدود
palest ناحیه محصور قلمروحدود
parks شکارگاه محصور مرتع
park شکارگاه محصور مرتع
inbound محصور در حدود معینی
hoosegow محبس محل محصور
pool equipment وسایل پارک موتوری
entanglements محصور با شبکه سیم خاردار
entanglement محصور با شبکه سیم خاردار
Where can I park? کجا می توانم پارک کنم؟
english garden پارک انگلیسی [قرن هجدهم]
laager پدافنددور محل پارک هواپیما
scaling ladder نردبان برای بالارفتن از جاهای محصور
degagement [حریم محصور بین راهرو و دهلیز]
Where can I park my car? کجا اتومبیلم را میتوانم پارک کنم؟
How long can I park here? چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
May I park there? ممکن است اینجا پارک کنم؟
closures رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
closure رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
drylot محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
wire entanglement با سیم خاردار محصور کردن حصار سیم خاردار
He parked the car right in front of the garage. درست جلوی گاراژ اتومبیل را پارک کرد
field شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
fields شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
ring محوطهای باطناب محصور شده به اندازه 6 متر مربع
fielded شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
timberland جنگل
woodland جنگل
surcharge of common یا جنگل
weald جنگل
forests جنگل
silviculture جنگل
sylviculture جنگل
jungle جنگل
woodlands جنگل
jungles جنگل
forest جنگل
greenwood جنگل
poundage وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
silvicolous ساکن جنگل
dryad عروس جنگل
silviculture پرورش جنگل
mangrove forest جنگل ماندابی
clearing of jungle پاکسازی جنگل
ranger جنگل بان
nemoral جنگل نشین
mangrove forest جنگل مردابی
rangers جنگل بان
sylvan ساکن جنگل
silvicolous جنگل نشین
afforestment جنگل سازی
silenus الهه جنگل
jungly جنگل دار
jungled جنگل دار
afforestation جنگل سازی
sylviculture احداث جنگل
silvics جنگل شناسی
pinetum جنگل کاج
wood جنگل چوبی
afforestation احداث جنگل
silviculture احداث جنگل
foresters جنگل نشین
woodman جنگل نشین
woody جنگل دار
woodless بی درخت بی جنگل
wood nymph حوری جنگل
forest laws قوانین جنگل
forestation احداث جنگل
forestation وسعت جنگل
wildwood جنگل خودرو
forester جنگل نشین
steppe forest جنگل جلگهای
rainforest جنگل بارانی
rainforests جنگل بارانی
deforestation جنگل زدایی
reforestation احیای جنگل
wildwood جنگل طبیعی
xyloid جنگل دار
afforestation جنگل کاری
woodsy ساکن جنگل
woodsy مربوط به جنگل
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
hard stand بارانداز داخل فرودگاه محل پارک اسفالت شده برای خودروها
timberland جنگل چوب الواری
glade فضای میان جنگل
glades سبزه میان جنگل
forestry احداث جنگل جنگلداری
tropical rainforest جنگل بارانی گرمسیری
cloud forest جنگل بلند مه الود
glade سبزه میان جنگل
tropical rain forest جنگل بارانهای استوایی
woodnote صدای حیوانات جنگل
glades فضای میان جنگل
silviculturist ویژه گر پرورش جنگل
selva جنگل بارانی گرمسیری
conifer forest جنگل سوزنی برگ
bushwacking در جنگل از بیراهه رفتن
silvicultural وابسته بپرورش جنگل
vert گیاه سبز در جنگل
smokechaser مامور اتش نشانی جنگل
pinery جنگل کاج گرمخانه اناناس
glade خیابان یا کوچه جنگل درختستان
wood craft جنگل شناسی از لحاظ شکار
glades خیابان یا کوچه جنگل درختستان
boreal forest جنگل سوزنی برگ شمالی
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com