Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English
Persian
to panel a wall
دیواری را تخته کوبی کردن
Other Matches
roof boarding
سطح توفال کوبی شده یا تخته کوبی شده زیر پوشش بام
wainscoting
تخته کوبی
boarding
تخته کوبی
wainscot
تخته کوبی
wainscots
تخته کوبی
shingle
تخته کوبی
furring
تخته کوبی
lath work
تخته کوبی
panel work
تخته کوبی
lathing
تخته کوبی تراشکاری
dwarf wainscoting
تخته کوبی کوتاه
clap-board
[تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
colonial siding
[روکش کوبی با تخته عریض]
weather board
تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
stomped
لگد کوبی کردن
stomping
لگد کوبی کردن
lath
توفال کوبی کردن
stomps
لگد کوبی کردن
stomp
لگد کوبی کردن
to stake off
مساحتی را میخچه کوبی کردن
inoculated
مایه کوبی کردن اغشتن
inoculating
مایه کوبی کردن اغشتن
inoculate
مایه کوبی کردن اغشتن
inoculates
مایه کوبی کردن اغشتن
wallpapers
با کاغذ دیواری تزئین کردن
wallpaper
با کاغذ دیواری تزئین کردن
threshing
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshes
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
thresh
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshed
از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
to peck down a wall
دیواری را با الت نوک تیزخراب کردن
combining
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combine
ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
plank
تخته تخته کردن
hanging
[فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
multi board computer
کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
stopboard
تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
lee board
تخته یا تخته هایی که به پهلوی کشتی ته پهن نصب میکنندکه دراب پائین رفته
boarded
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
board
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
daughter board
تخته جانبی که به تخته اصلی سیستم وصل میشود
board
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
boarded
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
shingle
توفال چوبی یاسیمانی وغیره توفال کوبی کردن
plywood
تخته لایی تخته چند لا
planking
تخته پوشی تخته بندی
notice board
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
bare board
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
board
جلد کردن تخته
board
تخته پوش کردن
lagvt
تخته پوش کردن
boarded
جلد کردن تخته
plank
تخته پوش کردن
boarded
تخته پوش کردن
ceil
تخته پوش کردن
to play at d.
تخته نرد بازی کردن
to put a notice up
آگهیی را به تخته ای
[ستونی]
آویزان کردن
board
هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
boarded
هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
trims
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
scaffold
سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
trimmest
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trim
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
wall-to-wall
[مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
scaffolds
سکوب یا چهار چوب تخته بندی کردن
stall out
کند کردن سرعت تخته موج تاموج بگذرد
walls
دیواری
parietal
دیواری
murals
دیواری
mural
دیواری
wall
دیواری
tattoos
خال کوبی
hip
شیروانی کوبی
lathing
توفال کوبی
hammer-beam
خرپا کوبی
tattooing
خال کوبی
studding
توفال کوبی
lath work
توفال کوبی
flail mower
ماشینگندم کوبی
thrash
کوزل کوبی
staking
میخچه کوبی
inoculations
مایه کوبی
lath
توفال کوبی
inoculation
مایه کوبی
inoculation of vaccine
ابله کوبی
variolation
ابله کوبی
tatoo
خال کوبی
thrashes
کوزل کوبی
thrashed
کوزل کوبی
juck work
میخ کوبی
vaccination
ابله کوبی
lining of the ceiling
لمبه کوبی
tattoo
خال کوبی
picoid
دار کوبی
tattooed
خال کوبی
piling
شمع کوبی
rabbet
جفت کردن نر ومادگی یاکام و زبانه لبه تخته و امثال ان
vaccination card
دفترچه مایه کوبی
vaccine point
سوزن ابله کوبی
threshing machine
ماشین خرمن کوبی
vaccination cards
دفترچه های مایه کوبی
threshing floor
زمین خرمن کوبی
stamping mill
اسیاب سنگ کوبی
dancing
پای کوبی رقص
stamp mill
اسیاب سنگ کوبی
grated
بخاری تو دیواری
hangings
کاغذ دیواری
covered forge
کوره دیواری
bank
کرانه دیواری
outlet box
جعبه دیواری
electrical outlet
پریز دیواری
point
[wall socket]
[British]
پریز دیواری
grates
بخاری تو دیواری
fire grate
اجاق دیواری
fire place
بخاری دیواری
fresco
نقاشی دیواری
frescoes
نقاشی دیواری
paper hangings
کاغذ دیواری
chimney
بخاری دیواری
fire side
بخاری دیواری
rung
پله ی دیواری
murals
نقش دیواری
wall mounted switch
کلید دیواری
murals
نقاشی دیواری
chimneys
بخاری دیواری
mural
نقش دیواری
banks
کرانه دیواری
grate
بخاری تو دیواری
mural
نقاشی دیواری
transparency
اسلاید دیواری
extra-mural
فرا دیواری
wall painting
نقاشی دیواری
wall paper
کاغذ دیواری
sconce mirror
ایینه دیواری
wallpapers
کاغذ دیواری
wall socket
پریز دیواری
wallpaper
کاغذ دیواری
transparencies
اسلاید دیواری
power outlet
پریز دیواری
side board
میز پا دیواری
wall hanging
تزئینات دیواری
socket
[wall socket]
پریز دیواری
affiche
اعلان دیواری
wall clock
ساعت دیواری
wall mounting cabinet
قفسه دیواری
intermural
میان دیواری
wall tie
بست دیواری
NIC
تخته جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. تخته داده کامپیوتر را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند که در امتداد در کابل شبکه ارسال خواهد شد
nagasan concrete
بتن قابل میخ کوبی
tat
[American E]
خال کوبی
[اصطلاح روزمره]
picketing of aligment
میخ کوبی مسیر کار
embossed sculpture
برجسته سازی با چکش کوبی
tack hammer
چکش میخ کوبی کوچک
immunization
واکسن زدن مایه کوبی
tatt
خال کوبی
[اصطلاح روزمره]
paper stainer
سازنده کاغذهای دیواری
lean-to proof
بام سینه دیواری
fractable
[کتیبه دیواری سنتوری]
wall sockets
پریز های دیواری
inclosure
چهار دیواری حصار
paper hanger
کاغذ دیواری چسبان
lean to roof
بام سینه دیواری
pitch and toss
بازی بیخ دیواری
to batter awall
کوبیدن یافروریختن دیواری
tablature
نقاشی دیواری یا سقفی
electric sockets
پریز های دیواری
witch hazel
موچسب پیچک دیواری
wallpaper adhesive
چسب کاغذ دیواری
electrical outlets
پریز های دیواری
power outlets
پریز های دیواری
The clock has stopped.
ساعت دیواری خوابیده است
countermure
دیواری که برای پشتیبان دیواردیگربسازند
gas bracket
لوله دیواری که دارای گازسوزباشد
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
framework
استخوان بندی قالب چهار دیواری
dykes
دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
The clock is fast (gaining).
ساعت دیواری تند کار می کند
krantz
خاره هایی که دیواری ازانهادرست شود
frameworks
استخوان بندی قالب چهار دیواری
dikes
دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
dyke
دیواری که برای جلوگیری از اب دریا می سازند
pasteurism
مایه کوبی پاستوری جلوگیری از ترش شدن شیر
inoculum
مادهای که برای مایه کوبی وتلقیح بکار میرود
Does this clock keep good time?
این ساعت دیواری درست کار می کند ؟
cuckoo clocks
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
branch cutoff
دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
This is a self - winding clock .
این ساعت دیواری کوک لازم ندارد ( اتو ماتیک است )
parpen
سنگ تراشی مه از توی دیواری گذر کرده و ازدوسوی ان نمایان باشد
cuckoo clock
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
surfboard
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
surfboards
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
partial pressure
[فشار اولیه و جزئی که در اثر شانه کوبی و یا کشیدن تار در چله کشی به نخ های تار وارد می شود.]
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
three ply board
تخته سه لا
skids
تخته پل
lumber
تخته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com