Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
mistress of cooking
زنی که در اشپزی دست دارد
Other Matches
cookery
اشپزی
cookery instructor
اموزگار اشپزی
cookbook
کتاب اشپزی
cookbooks
کتاب اشپزی
cuisine
روش اشپزی خوراک
chuck wagon
واگن اشپزخانه و وسایل اشپزی ترن
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
he is ill with fever
تب دارد
has
دارد
hast
او دارد
he has a rage for money
دارد
are there any remarks?
دارد
chain
دارد.
chains
دارد.
heavy fighting is in progress
دارد
he has worms
دارد
there is a time for everything
دارد
he has an axe to grind
غرض دارد
he is 0 years old
او ده سال دارد
he has a spite against me
بامن لج دارد
he has an a. to grind
مقصود دارد
he is fifty
تمام دارد
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
he speaks to the purpose
قصدی دارد
he tops .0 metres
یک مترونیم قد دارد
it has sides
سه پهلو دارد
He has a day off.
او مرخصی دارد.
what matter?
چه اهمیت دارد
walls have ears
گوش دارد
Windows GDI
بیتی دارد
There is something wrong with the ...
... عیب دارد.
there is a rumour that
شهرت دارد که
the reason is two fold
دودلیل دارد
the reason is manifold
چنددلیل دارد
the probability is
احتمال دارد
multungulate
که بیش از دو سم دارد
But one leg to the fowl.
<proverb>
مرغ یک پا دارد .
god is
خداوجود دارد
I owe him a dept of gratitude.
حق بگردنم دارد
it depends
[on]
بستگی دارد
[به]
he has a maggot in his head
وسواس دارد
what the odds
چه اهمیت دارد
not a patch on
چه دخلی دارد
it is sufficiently stamped
کسرتمبر دارد
There is a knack in it .
یک فنی دارد
it is usual with him
عادت دارد
virus
وجود دارد
what hurt is there in that
چه زیانی دارد
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
our library is well stocked
خوبی دارد
Buttonhole
کتی که در دو طرف دکمه دارد
viruses
وجود دارد
length
خط با طول جر حرف دارد
Every flow must have its ebb.
<proverb>
هر فرازى نشیبى دارد.
bass
کسی که صدای بم دارد
the cat has nine lives
سگ هفت جان دارد
biased
آنچه اریب دارد
basses
کسی که صدای بم دارد
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
There are ticks in every trade .
<proverb>
هر کار لمى دارد .
There are two sides to every question .
<proverb>
هر مساله ای دو جنبه دارد.
He takes my advice. He listens to me.
از من حرف شنوایی دارد
The kettel is boiling.
قوری دارد می جوشد
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
She has a lovely ( nice ) voice.
صدای قشنگه دارد
back
که یک باتری پشتیبان دارد
tea is preferable to water
چایی بر اب ترجیح دارد
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
that word is obsolescent
ان واژه کم کم دارد مهجور
likelihood
احتمال کلی دارد
double decker
هرچیزیکه دو لایه دارد
She has a lovely (nice) voice.
صدای قشنگه دارد
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
there removred revolution
شورشی که شهرت دارد
to bring grist to the mill
نان دراب دارد
She has a subtle charm.
جذابیت ظریفی دارد
and there an end.
و پایان وجود دارد.
what is wrong with that?
مگراین چه عیبی دارد
he has Roman nose
او بینی عقابی دارد
what is that to you
به شما جه دخلی دارد
well and good
باشد چه ضرر دارد
lengths
خط با طول جر حرف دارد
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
delectus
برای ترجمه دارد
How long is the ticket valid?
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
He is against
[opposed to]
me .
با من ضد است.
[ضدیت دارد]
significance
معنای مخصوص دارد
the switch is on
برق جریان دارد
the work is in full swing
کاربخوبی جریان دارد
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
bigamist
زنی که دوشوهر دارد
bigamists
زنی که دوشوهر دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
what does it meant
یعنی چه چه معنی دارد
He is distantly related to us .
نسبت دوری با ما دارد
He has influential contacts everywhere.
همه جا دست دارد
he is in a hurry to go
عجله دارد برفتن
it is wringing
خیلی تراست یا اب دارد
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
it is worth 0 rials
ده ریال ارزش دارد
he is f. of money
پول فراوان دارد
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
She has engaging manners .
رفتار گیرایی دارد
he is in the know
اطلاع ویژه دارد
in all like
احتمال کلی دارد
rubrician
کتاب نماز دارد
the export of ... is granted the premium.
صدور ... جایزه دارد.
it needs to be done carefully
اینکارتوجه لازم دارد
he must needs go
بیخوداصرار دارد برفتن
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
it speaks well for him
بامن نظرمساعد دارد
it stand well with him
بامن نظرمساعدی دارد
(not to be) sneezed at
<idiom>
ارزش داشتن را دارد
he keeps my a
حساب مراونگه می دارد
he is rightly named
اسم بامسمائی دارد
it is very important
بسیار اهمیت دارد
There is always a right way of doing everything.
هرکاری راهی دارد
he insists on going
اصرار دارد برفتن
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand .
خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
With his foul temper.
با اخلاق سگه که دارد
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
it askes for attention
توجه لازم دارد
He writes well . he wields a formidable pen .
قلم خوبی دارد
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
There is only one condition attached to it .
فقط یک شرط دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
My hair is falling.
موهایم دارد می ریزد
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
Somebody is beating at (upon)the door.
یک کسی دارد در می زند
he bears out his name
اسم بامسمایی دارد
he has a loose tongue
دهان لقی دارد
it is of frequent
خیلی مورد دارد
ex-directory
شخصی که چنین شمارهای را دارد
Our food supply is getting low.
ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
He is distantly related to me .
بامن نسبت دوری دارد
He takes ( heels) much interest in politics.
به سیاست خیلی علاقه دارد
There is a mountain of difficulties .
کوهی از مشکلات وجود دارد
Has he gone nust ? Is he out of his mind ?
مگر مغزش عیب دارد؟
A cat has nine lives .
<proverb>
گربه هفت جان دارد .
Advanced Technology Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
request
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
He has a ready pen.
قلم شیوا وروانی دارد
AT Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
accessor
شخصی که به داده دسترسی دارد
She has a warm heart.
قلب گرم ومهربانی دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
faulted
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
She is beginning to lose her looks .
قیافه اش را دارد از دست می دهد
requested
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requesting
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
It lookes like rain.
هوا خیال باریدن دارد
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed.
شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
requests
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
fault
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
The child is going to go to bed.
بچه دارد می رود بخواب
Blood circulates in the body.
خون در بدن جریان دارد
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
Is there electricity?
آیا برق وجود دارد؟
He is a man with a kind heart.
قلب مهربان ورئوفی دارد
He has a glib(persuasive)tongue.
زبان چرب ونرمی دارد
faults
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
He must have a hand in it.
حتما" دراینکار دست دارد
He is bound to come.
احتمال زیادی دارد که بیاید
She is too damned fussy
خیلی ادا واطوار دارد
It is going from bad to worse .
وضع دارد بد ترهم می شود
My hair is growing.
موهایم دارد بلند می شود
She is stuffy and conceited.
دماغش باد دارد ( پر افاده )
Is there a television?
آیا تلویزیون وجود دارد؟
It all depends on how things develop.
بستگی دارد چه پیش بیاید
One could be taken up on ones offer.
تعارف آمد نیامد دارد
He has a good permanent job.
شغل ثابت خوبی دارد
What a lovely tall figure she has .
چه قد وبا لای قشنگه دارد
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
chaplains
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
gigs
درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
gig
درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
A big head has a big ache.
<proverb>
سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
the odds are that he will doit
احتمال دارد که انکار را بکند
sexagenarian
کسی که از 06 تا96 سال دارد
he has a small p in shimran
او ملک کوچکی درشمیران دارد
he has a spite against me
بامن کینه یاعداوت دارد
he is an influence in politics
فلانی نفوذ سیاسی دارد
groove
[فاصله ای که بین هر رج وجود دارد.]
he is rather i. than sick
بهم خوردگی یاساکت دارد
What's up with him?
مگر او
[مرد]
چه عیبی دارد؟
What's in it for me?
<idiom>
این چه سودی برای من دارد؟
The bus to ... stops here.
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
he has a fine p in the town
اوخانه خوبی در شهر دارد
the cow parts the hoofs
گاو سمهای شکافته دارد
the battle still rages
جنگ هنوز شدت دارد
tea has an adour p to itself
چای بوی ویژهای دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com