Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (34 milliseconds)
English
Persian
cloister
صومعه گوشه نشینی کردن
cloisters
صومعه گوشه نشینی کردن
Other Matches
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
eremitism
گوشه نشینی
solitariness
گوشه نشینی
eremitic life
گوشه نشینی
reclvsion
گوشه نشینی
seclusion
گوشه نشینی
sequestered life
گوشه نشینی
retreat
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
inclusus
گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
corner
گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
cornering
گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
corners
گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
to burn the midnight oil
شب نشینی کردن
to burn the midnighoil
شب نشینی کردن
ruralize
ده نشینی کردن
retreating
عقب نشینی کردن
give ground
<idiom>
عقب نشینی کردن
to fall back
عقب نشینی کردن
drop back
<idiom>
عقب نشینی کردن
pull away
عقب نشینی کردن
retreat
عقب نشینی کردن
retreated
عقب نشینی کردن
to give ground
عقب نشینی کردن
retreats
عقب نشینی کردن
to beat a retreat
عقب نشینی کردن
withdraw
عقب نشینی کردن
withdraws
عقب نشینی کردن
To retreat. To withdraw.
عقب نشینی کردن
to lose ground
عقب نشینی کردن
recoil
عقب نشینی کردن توپ
hightail
باسرعت عقب نشینی کردن
recoils
عقب نشینی کردن توپ
to have a knock back
عقب نشینی کردن
[در موقعیتی]
crawfish
ازموضعی عقب نشینی کردن
recoiling
عقب نشینی کردن توپ
recoiled
عقب نشینی کردن توپ
acute angle
گوشه تیز گوشه تند
eremitic
گوشه نشینانه گوشه گیر
mninster
صومعه
convents
صومعه
monastery
صومعه
monasteries
صومعه
nunnery
صومعه
convent
صومعه
nunneries
صومعه
abbeys
صومعه
abbey
صومعه
retire
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retires
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenched
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
ambulatory
رواق صومعه
prioress
رئیسه صومعه
friar
راهب صومعه
cenobite
صومعه نشین
prior
رئیس صومعه
cloistral
وابسته به صومعه
friars
راهب صومعه
friary
صومعه خانقاه
common-house
نشیمنگاه صومعه
portress
زن دربان صومعه
porteress
زن دربان صومعه
backpedal
عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawals
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
To draw in ones houns . Toback down . To retreat.
ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
calefactory
[اتاق گرم صومعه]
laura
صومعه کلیسای شرقی
abbess
رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
claustral
صومعه نشین وابسته بدیر یاصومعه
abbesses
رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
miter
گوشه 09 درجه را نصف کردن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
t mitre the square
گوشه نودزینه را نیم کردن
pull over
<idiom>
متوقف کردن ماشین گوشه جاده
to be in the pouts
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
to have the pout
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
variable recoil
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
rifle
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
fall back
تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
cls
در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
wakes
شب نشینی
wake
شب نشینی
illuviation
ته نشینی
deposits
ته نشینی
deposit
ته نشینی
precipitation
ته نشینی
nightlife
شب نشینی
sedinentation
ته نشینی
sedimentary
ته نشینی
recoil
پی نشینی
waked
شب نشینی
recoiled
پی نشینی
adsorption
رو نشینی
sedimentation
ته نشینی
retrocedence
پس نشینی
recoils
پی نشینی
an eveing party
شب نشینی
evening party
شب نشینی
subsidence
ته نشینی
sedimentation
ته نشینی
soirees
شب نشینی
soiree
شب نشینی
soirTes
شب نشینی
settling
ته نشینی
recoiling
پی نشینی
urbanism
شهر نشینی
sanctuaries
حق بست نشینی
nomadism
کوچ نشینی
urbanization
شهر نشینی
sanctuary
حق بست نشینی
electrostatic procipitation
ته نشینی الکترواستاتیک
break ground
عقب نشینی
recoiled
عقب نشینی
settlement
ته نشینی مسکن
sedimentation pond
حوضچه ته نشینی
settlements
ته نشینی مسکن
hutment
کلبه نشینی
hypostatic
ناشی از ته نشینی
retrocession
عقب نشینی
recoils
عقب نشینی
retrocedence
عقب نشینی
line of retreat
خط عقب نشینی
suburbia
حومه نشینی
recoil
عقب نشینی
recess
عقب نشینی
cotenancy
هم اجاره نشینی
retreating
عقب نشینی
tenantry
اجاره نشینی
retreats
عقب نشینی
recesses
عقب نشینی
silting
رسوب ته نشینی
retreat
عقب نشینی
recoiling
عقب نشینی
retreated
عقب نشینی
katabasis
عقب نشینی
fallback
عقب نشینی
long recoil
عقب نشینی طولانی
scuttling
عقب نشینی روزنه
urbanist
وابسته بشهر نشینی
sedimentation analysis
تجزیه بروش ته نشینی
to sound the retreat
شیپورعقب نشینی زدن
scuttled
عقب نشینی روزنه
scuttles
عقب نشینی روزنه
short recoil
عقب نشینی کوتاه
to beat a retreat
کوس عقب نشینی
subornation
زیر پا نشینی اغواء
colonial
معماری کوچ نشینی
ebb current
عقب نشینی اب دریا
setback
فشار عقب نشینی
scuttle
عقب نشینی روزنه
recoil mechanism
مکانیسم عقب نشینی
recoil mechanism
دستگاه عقب نشینی
retirement
عقب نشینی اختیاری
setbacks
فشار عقب نشینی
companionship
مصاحبت پهلو نشینی
urbanistic
وابسته بشهر نشینی
sinks
ته نشینی حفره یاگودال
rocket propulsion
فشارعقب نشینی موشک
sink
ته نشینی حفره یاگودال
backblast
شعله عقب نشینی
blowback
عقب نشینی خودکار
blowback
ضربه عقب نشینی
back pressure
فشار عقب نشینی
forced withrawal
عقب نشینی اجباری
backblast
موج عقب نشینی
setbacks
نیروی عقب نشینی توپ
counter recoil
برگشتن لوله پس از عقب نشینی
alluvial
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
setback
نیروی عقب نشینی توپ
obmutescence
خاموش نشینی سکوت عمدی
straddles
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddle
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
retreats
عقب نشینی اجباری بازگشتن
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
retreats
عقب نشینی کناره گیری
breakdown
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
variable slide
طول عقب نشینی متغیر
recoil operated
مجهز به دستگاه عقب نشینی
to sound the retire
شیپور عقب نشینی زدن
to sound a retreat
شیپور عقب نشینی زدن
breakdowns
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
retreat
عقب نشینی کناره گیری
insula
دستگاه عمارت اجاره نشینی
retreat
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreated
عقب نشینی کناره گیری
retreated
عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreating
عقب نشینی کناره گیری
retreating
عقب نشینی اجباری بازگشتن
hermitic
وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
recoil system
سیستم عقب نشینی توپ
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com