English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English Persian
antimateriel agent عامل مخصوص فاسد کردن اماد
Other Matches
deteriorating supplies اماد فاسد شدنی
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
antimateriel agent عامل فساد اماد
advice code کد قراردادی مخصوص ارسال اماد
spoils فاسد کردن فاسد شدن
spoiling فاسد کردن فاسد شدن
spoiled فاسد کردن فاسد شدن
spoil فاسد کردن فاسد شدن
to be corrupt to the bones <idiom> تا مغز استخوان فاسد بودن [کسی که ذاتا فاسد است]
civilian supply امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
attribute مشخصه مخصوص یک فایل که توسط سیستم عامل استفاده میشود و فایل از کاربر پنهان است
attributes مشخصه مخصوص یک فایل که توسط سیستم عامل استفاده میشود و فایل از کاربر پنهان است
attributing مشخصه مخصوص یک فایل که توسط سیستم عامل استفاده میشود و فایل از کاربر پنهان است
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
coordinated procurement عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
vitiate فاسد کردن
spoiled فاسد کردن
spoil فاسد کردن
spoils فاسد کردن
ruin فاسد کردن
vitiated فاسد کردن
addle فاسد کردن
deprave فاسد کردن
corrupts فاسد کردن
corrupting فاسد کردن
corrupted فاسد کردن
ruining فاسد کردن
ruins فاسد کردن
corrupt فاسد کردن
spoiling فاسد کردن
to be off [British E] فاسد کردن
vitiating فاسد کردن
vitiates فاسد کردن
to be spoiled فاسد کردن
resupply تجدید اماد کردن
inquinate فاسد یا پلید کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
decayed فاسد شدن تنزل کردن
decay فاسد شدن تنزل کردن
decays فاسد شدن تنزل کردن
decaying فاسد شدن تنزل کردن
craft reimbursable supply اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
assignment of space تخصیص جا برای انبار کردن اماد
cyanogen agent عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
actuator محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
taint ملوث کردن فاسد کردن
taints ملوث کردن فاسد کردن
tainting ملوث کردن فاسد کردن
capital intensive goods کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shell نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shells نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
central purchase خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
piggyback سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggybacks سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
class a agent officer افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
blood agent عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
confusion agent عامل گیج کردن دشمن
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
procurement rate نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
cold boot روشن کردن کامپیوتر و بارکردن سیستم عامل به درون ان
reboot بار کردن مجدد سیستم عامل در حین محاسبه
EXE file در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
bolt پیچ مخصوص قفل کردن در
spitton فرف مخصوص تف کردن
blocking سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
MS DOS سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
blender ماشین مخصوص مخلوط کردن
drying furnace کوره مخصوص خشک کردن
blenders ماشین مخصوص مخلوط کردن
drying chamber اطاق مخصوص خشک کردن
unmount برای آگاه کردن سیستم عامل از اینکه دیسک درایو فعال نیست
file brush برس مخصوص پاک کردن سوهان
rougher دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
monitors برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitor برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitored برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
space heater بخاری مخصوص گرم کردن فضای ازاد
jackhammer مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
forklift ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
hackamore مهاریاپوزه بند مخصوص رام کردن اسب
mountee اژیر مخصوص اماده کردن توپهای ناو
crop end saw اره مخصوص قطع کردن بخشهای اضافی شمش
ricer رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
water supply اماد اب
bulk material اماد یک جا
water supplies اماد اب
request درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested درخواست اماد کردن درخواست کردن
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
autos توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
auto توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
reefknot گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
tedder ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
kentledge چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
graving dock اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
lattices خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
tuning pipe نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
lattice خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
reprobatory فاسد
gamey فاسد
reechy فاسد
reprobates فاسد
putrid فاسد
defective فاسد
reprobate فاسد
spoilt فاسد
roue فاسد
sedition فاسد
gamy فاسد
untoward فاسد
perverse فاسد
corrupted فاسد
corrupting فاسد
corrupts فاسد
irregular فاسد
dissolute فاسد
depraved فاسد
villainous فاسد
peccant فاسد
peat زن فاسد
immoral فاسد
rammish فاسد
rantipole فاسد
vicious فاسد
abandoned فاسد
sinister فاسد
rotten فاسد
corrupt فاسد
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
bulk supply اماد با کانتینر
gratuitous issue اماد پیشکشی
level of supply سطح اماد
class iv supplies اماد طبقه 4
class ii supplies اماد طبقه 2
class v supplies اماد طبقه 5
assault supplies اماد هجومی
one day's supply یک روز اماد
mission load اماد عملیاتی
procurement تامین اماد
care of supplies نگهداری اماد
care of supplies مراقبت اماد
class i supplies اماد طبقه 1
general supplies اماد عمومی
category اقلام اماد
materiel management مدیریت اماد
bulk supply اماد عمده
requisition line خط درخواست اماد
trains بنه اماد
reserve stock اماد ذخیره
trained بنه اماد
train بنه اماد
armed جنگ اماد
resupply اماد مجدد
stock اماد ذخیره
condition code کدوضعیت اماد
stocked اماد ذخیره
intransit stock اماد سیال
development order دستوربهبود اماد
supply route اماد راه
shop supply اماد تعمیرگاهی
short supply اماد کم یاب
bulk material اماد حجیم
consigned inventory اماد امانی
commodity command فرماندهی اماد
essential supply اماد ضروری
air landed supply اماد هوانشستی
unit supply اماد یکانی
categories انواع اماد
critical item اماد حساس
air material اماد هوایی
depot supply اماد امادگاهی
stockage ذخیره اماد
supply sergeant گروهبان اماد
supply support پشتیبانی اماد
depot supply اماد دپویی
essential supply اماد حیاتی
supply point نقطه اماد
follow up supply اماد بعدی
follow up supply اماد متعاقب
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com