English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
English Persian
reception قدرت پذیرش پذیرایی کردن
receptions قدرت پذیرش پذیرایی کردن
Other Matches
receptivity قدرت پذیرش
empowering صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
entertained پذیرایی کردن
entertains پذیرایی کردن
lodged پذیرایی کردن
receive پذیرایی کردن از
receives پذیرایی کردن از
lodges پذیرایی کردن
lodge پذیرایی کردن
entertain پذیرایی کردن
to keep open house ازهرکس پذیرایی کردن
entertainments تفریحات پذیرایی کردن
wait on (someone) hand and foot <idiom> به هر نحوی پذیرایی کردن
to serve oneself از خود پذیرایی کردن
entertainment تفریحات پذیرایی کردن
roll out the red carpet <idiom> حسابی پذیرایی کردن
welcoming خوشامد گفتن پذیرایی کردن
do the honors <idiom> مثل یک مهماندا پذیرایی کردن
welcome خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcomes خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcomed خوشامد گفتن پذیرایی کردن
sensate اماده پذیرش حس احساس کردن
to refuse somebody admittance to something پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
creativeness قدرت خلاقه قدرت ابداع
benumb بی قدرت کردن
dictatorship of proletariat اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
entertainments پذیرایی
entertainment پذیرایی
receptions پذیرایی
reception پذیرایی
qualify تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
qualifies تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
diffusion کم کردن از قدرت تخلیه فشار
traction قدرت کشش بکسل کردن
reception rooms اتاق پذیرایی
accessible آماده پذیرایی
receptors پذیرایی کننده
receptor پذیرایی کننده
drawing room سالن پذیرایی
levee مجلس پذیرایی
open house پذیرایی از مهمان
drawing room اطاق پذیرایی
reception room اتاق پذیرایی
parlors اطاق پذیرایی
parlours اطاق پذیرایی
palor اطاق پذیرایی
drawing rooms اطاق پذیرایی
parlour اطاق پذیرایی
parlor اطاق پذیرایی
drawing rooms سالن پذیرایی
image degradation کم کردن قدرت تصویربرداری یک دستگاه رادار
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
at someone's beck and call <idiom> همیشه آماده پذیرایی
red carpet علامت پذیرایی مخصوص
at home پذیرایی در ساعت معین
accessibility امادگی برای پذیرایی
presence chamber اطاق بار یا پذیرایی
amusement فریب خوردگی پذیرایی
amusements فریب خوردگی پذیرایی
one's d. روز پذیرایی شخص درهفته
hospitalization پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
valhalla سالن پذیرایی خدای اودین
parlormaid کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
board and lodging خوابگاه با پذیرایی غذا [در مهمانسرا یا هتل]
new دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new- دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
admittance پذیرش
acceptances پذیرش
intake پذیرش
inductions پذیرش
acceptance limit حد پذیرش
acceptation پذیرش
induction پذیرش
patients پذیرش
patient پذیرش
acceptance پذیرش
intakes پذیرش
admission پذیرش
admissions پذیرش
assent پذیرش
assented پذیرش
adoption پذیرش
assenting پذیرش
assents پذیرش
receptions پذیرش
reception پذیرش
good [sufficient] <adj.> قابل پذیرش
adequate <adj.> قابل پذیرش
acceptable <adj.> قابل پذیرش
admission of liability پذیرش تعهدات
acceptance test آزمون پذیرش
imprimatur تصویب پذیرش
satisfactory <adj.> قابل پذیرش
sufficient <adj.> قابل پذیرش
social acceptance پذیرش اجتماعی
group acceptance پذیرش گروهی
selective admission پذیرش انتخابی
Reception پذیرش هتل
receptionist متصدی پذیرش
admission پذیرش به بیمارستان
face the music <idiom> پذیرش نسخه
cry uncle <idiom> پذیرش شکست
induction station مرکز پذیرش
sufficiently <adv.> قابل پذیرش
adequately [sufficiently] <adv.> قابل پذیرش
sufficing <adj.> قابل پذیرش
admission port دریچه پذیرش
admission rate میزان پذیرش
admission requirements شرایط پذیرش
acceptable قابل پذیرش
refuse عدم پذیرش
acceptance of offer پذیرش پیشنهاد
refused عدم پذیرش
refuses عدم پذیرش
refusing عدم پذیرش
magnetic susceptibility پذیرش مغناطیسی
reception دریافت پذیرش
rejection عدم پذیرش
receptions دریافت پذیرش
tolerability قابلیت پذیرش
repulsion عدم پذیرش
receive پذیرش داده از یک خط ارتباطی
susceptive پذیرنده اماده پذیرش
readiness to accept آمادگی برای پذیرش
rejected عدم پذیرش چیزی
rejecting عدم پذیرش چیزی
susceptible حساس مستعد پذیرش
bankable قابل پذیرش در بانک
receptee افراد مورد پذیرش
rejects عدم پذیرش چیزی
take a back seat <idiom> پذیرش پستترین مقام
hire out <idiom> پذیرش برای شغل
reject عدم پذیرش چیزی
application study بررسی پذیرش اماد
denials عدم پذیرش حاشا
receives پذیرش داده از یک خط ارتباطی
acceptability قابلیت پذیرش پسندیدگی
denial عدم پذیرش حاشا
college admission tests آزمونهای پذیرش دانشجو
impassablility غیر قابل پذیرش
hearing of evidence پذیرش سند و گواهی [حقوق]
declaration of intention افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
taking of evidence پذیرش سند و گواهی [حقوق]
market acceptance پذیرش کالا توسط بازار
ksr کلمه کلیدی ارسال-پذیرش
keyboard send receive صفحه کلید ارسال- پذیرش
take one's own medicine <idiom> پذیرش محاکمه بدون شکایت
emergency admission پذیرش اضطراری [در بیمارستان] [پزشکی]
acceptance sampling پذیرش کالاپس از نمونه برداری
americanization پذیرش اخلاق و اداب امریکایی
write off <idiom> پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
throw up one's hands <idiom> توقف تلاش ،پذیرش موفق نشدن
freeload <idiom> پذیرش غذا وخانه باهزینه دیگری
interactive برنامه کامپیوتری قادر به پذیرش داده از عملوند
accept سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
accepting سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
accepts سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
to go down [in a particular way] with somebody برای کسی [به سبک ویژه ای] قابل پذیرش بودن
legal عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
focussed پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focus پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focused پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focuses پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussing پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
mediums رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
form utility در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
medium رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
dos نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
framing error خطایی که در اثر عدم موفقیت و خرابی دستگاه پذیرش دربازشناسی صحت بیتهایی که تشکیل یک کاراکتر را میدهندپیش می اید
powering قدرت
power قدرت
powered قدرت
force قدرت
tensions قدرت
vigor قدرت
vim قدرت
vis قدرت
tension قدرت
power takeoff قدرت
commanding با قدرت
abilities قدرت
forces قدرت
forcing قدرت
sovereignty قدرت
authority قدرت
ability قدرت
will power <idiom> قدرت
zing قدرت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com