Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
fluidal
مانندجسم سیال یامایع وابسته به جسم سیال
Other Matches
fluidic
مایع مانند جسم سیال یامایع
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
fluidic
وابسته بجسم سیال
transport stream
ستون سیال خودروهای حمل و نقل خط سیال خودروهای حمل و نقل
fluids
سیال
fluid
سیال
unthickened
سیال
fulidal
سیال
working fluid
سیال عامل
superfluid
ابر سیال
fluids
جسم سیال
ideal fluid
سیال ایده ال
effluents
سیال خروجی
mobiles
روان سیال
mobiles
سیال تغییرپذیر
mobile
روان سیال
mobile
سیال تغییرپذیر
intransit stock
اماد سیال
working fluid
سیال متحرک
electric fluid
سیال برقی
floating reserve
احتیاط سیال
effluent
سیال خروجی
floating
سیال مواج
fluid centre
مرکز سیال
fluid intelligence
هوش سیال
fluid resistance
مقاومت سیال
real fluid
سیال واقعی
fluid
جسم سیال
fluid capital
سرمایه سیال
influent
سیال ورودی
perfect fluid
سیال کامل
intransit strenth
پرسنل سیال
brain storming
سیال سازی ذهن
maintenance float
شارژ انبار سیال
viscous stress
تنش برش سیال
visualization
مرئی ساختن سیال
bleeds
فرار کردن یک سیال
bleed
فرار کردن یک سیال
working lead fluid
سیال متحرک یا عامل
fluid bed polymerization
بسپارش در بستر سیال
fluid bed vulcanization
وولکانش در بستر سیال
fluor
قاعدگی زنان سیال
baffles
منحرف کننده جریان سیال
baffled
منحرف کننده جریان سیال
vapor lock
قطع کامل جریان سیال
baffle
منحرف کننده جریان سیال
fluid adjustment screw
پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
supercritical fluid chromatography
کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
baffling
منحرف کننده جریان سیال
whirls
چرخش یا دوران جریان سیال
whirl
چرخش یا دوران جریان سیال
whirling
چرخش یا دوران جریان سیال
whirled
چرخش یا دوران جریان سیال
vorticity
میزان برداری دوران موضعی سیال
floatation
اضافی بودن سطح سیال اماد
circulations
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulation
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
coanda effect
گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
prill
بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
underway
در جریان در راه عملیات لجستیکی سیال دریایی
s.f.c
chromatography supercriticalfluid کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
vortex flow
جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
vortex sheet
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
reynolds stress
تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
notch
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
reynolds number
مهمترین ضریب بدون دیمانسیون در نمایش اشل جریان سیال
supercritical fluid chromatography/mass
spectrometry کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
notches
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
head pessure
فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
velocity gradiant
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
hydraulic fluid
سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
viscosity valve
شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
s.f.c/m.s
mass/fluidchromatography spectrometrysupercritical کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
coffins
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
reed valve
شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
coffin
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
pitot tube
لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
cross flow
دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
polar motion
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
real stagnation point
نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
venturi
کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
vortex tube
وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
mobile warfare
جنگ سیال جنگی که در ان طرفین بامبادله اتش و کاربرد مانورو استفاده از زمین ابتکارعملیات را به دست گرفته وحفظ می نمایند
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
cold test
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
cold thrust
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
fluidify
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
compensating port
مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
transonic
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
throttled
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttling
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttles
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttle
پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
superfluid
جسم یامایع دارای قدرت هدایت فوق العاده
boost rocket
موتور راکت با سوخت جامد یامایع برای به حرکت دراوردن یک رسانگر
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
Neanderthal
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associating
وابسته وابسته کردن
associates
وابسته وابسته کردن
associate
وابسته وابسته کردن
associated
وابسته وابسته کردن
physico chemical
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
riverrine
وابسته به
affiliating
وابسته
febile
وابسته به تب
aquatic
وابسته به اب
thereof
وابسته به ان
of kin
وابسته
germane
وابسته
pertinent
وابسته
elysian
وابسته به
related
وابسته
affiliated
وابسته
comprador
وابسته
attache
وابسته
attributable
وابسته به
attendant
وابسته
attendants
وابسته
affiliate
وابسته
affiliates
وابسته
congenerous
وابسته
tuitionary
وابسته به
diphtheric
وابسته به
interdependent
وابسته
pertaining
وابسته
belonging
وابسته ها
sexual organs
وابسته به
akin
وابسته
hanger on
وابسته
plantar
وابسته به کف پا
adjective
وابسته
federate
وابسته
federated
وابسته
federates
وابسته
pertianing
وابسته
relative
وابسته
syncop
وابسته به غش
federating
وابسته
dependent
وابسته
elfin
وابسته به جن
adjectives
وابسته
subordinating
وابسته
carpal
وابسته به مچ
thereof=of that
وابسته به ان
cantabrigian
وابسته به
contingents
وابسته
subordinates
وابسته
cephalic
وابسته به سر
subordinated
وابسته
contingent
وابسته
levitical
وابسته به
pyretic
وابسته به تب
pyrexial
وابسته به تب
dependant
وابسته
pyrexic
وابسته به تب
monitorial
وابسته به
subordinate
وابسته
correspondents
وابسته
correspondent
وابسته
attached
وابسته
dependants
وابسته
israelitish
وابسته به
relevant
وابسته
messianic
وابسته به
wedded
وابسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com