English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
island محل میخکوبی شده وسط خیابان و میدان وغیره
islands محل میخکوبی شده وسط خیابان و میدان وغیره
Other Matches
crosswalk محل میخکوبی شده یا خط کشی شده عرض خیابان مخصوص عبور پیاده
fielder بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
staking میخکوبی
setting out میخکوبی
bystreet خیابان کناری خیابان فرعی
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
coursed میدان تیر میدان
courses میدان تیر میدان
course میدان تیر میدان
pavements کف خیابان
avenuse خیابان
pavement کف خیابان
roads خیابان
road bridge پل خیابان
lanes خیابان
lane خیابان
roadbed کف خیابان
street خیابان
avenues خیابان
avenue خیابان
St خیابان
SS خیابان
road خیابان
streets خیابان
parkway خیابان مشجر
parkway خیابان درختدار
avenue خیابان اصلی
drive way جاده خیابان
avenues خیابان اصلی
asphaltum قیر خیابان
asphalt قیر خیابان
carriage drive خیابان پارک
slums خیابان پرجمعیت
runways خیابان پرواز
road طریق خیابان
street lighting روشنایی خیابان
the open of a street دهنه خیابان
alleyways خیابان کوچک
alleys خیابان کوچک
alley خیابان کوچک
stop street خیابان فرعی
Fleet Street خیابان فلیت
Downing Street خیابان داونینگ
up the street بالای خیابان
roadways وسط خیابان
slum خیابان پرجمعیت
roadway وسط خیابان
roads طریق خیابان
At the end of the street. درته خیابان
runway خیابان پرواز
crossroads تقاطعدر جاده یا خیابان
road side کنار جاده یا خیابان
toby خیابان جاده اصلی
kennels جوی مجرای اب خیابان
The store across the street. فروشگاه آنطرف خیابان
road traffic رفت و امد خیابان
road traffic امد وشد خیابان
lay out نقشه خیابان بندی
street lightning روشنی راه و خیابان
kennel جوی مجرای اب خیابان
to lay out خیابان بندی کردن
main drag <idiom> مهمترین خیابان شهر
a low-traffic road خیابان کم رفت و آمد
cardo خیابان اصلی [در رم باستان]
orderly bin صندوق زباله در خیابان
to stroll through the streets در خیابان ها قدم زدن
bituminous road جاده یا خیابان اسفالت
in normal situations on public roads در ترافیک معمولی خیابان
It's one-way street. آن خیابان یک طرفه است.
trolley [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
trolleycar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
tramcar [British E] قطار برقی خیابان
tram [British E] قطار برقی خیابان
streetcar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
Where does this street lead on to ? این خیابان یکجا می خورد ؟
street gutter نهر کنار خیابان و راه
to pave the street with stone خیابان را سنگ فرش کردن
roadways وسط خیابان زمین جاده
roadway وسط خیابان زمین جاده
The cab neared [approached] 20th Street. تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
avenuse خیابان وسیع راهرو باغ
curbstone سنگ جدول پیاده رو خیابان
macadam سنگ فرش کردن خیابان
I was standing at the street corner . درگوشه خیابان ایستاده بودم
i walked a cross the street از این سر خیابان قدم زدم به ان سر
glades خیابان یا کوچه جنگل درختستان
glade خیابان یا کوچه جنگل درختستان
street traffic رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
traffic on public roads رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
sagfety island بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
jaywalk با بی توجهی از وسط خیابان راه رفتن
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
double-park نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
drinking fountain محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
safety zone بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
drinking fountains محل عمومی در خیابان برای اب نوشیدن
double-parked نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-parking نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
double-parks نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
erfuge پناهگاه روی زمینی در وسط خیابان
double park نگاهداشتن اتومبیل در دوردیف در کنار خیابان
traffic island بلندی وسط خیابان مخصوص توقف پیاده رو
boulevard خیابان پهنی که دراطراف ان درخت باشد بولوارد
boulevards خیابان پهنی که دراطراف ان درخت باشد بولوارد
blacktop موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
safety island سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
hasty breaching نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
street offences اعمالی که هر گاه در خیابان صورت پذیرد جرم است
And so on and so forth. Etcetera et cetera . وغیره وغیره
etcaetera وغیره
et cetera وغیره
jaywalker پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
jaywalkers پیاده ایکه از وسط مناطق ممنوعه خیابان عبور میکند
pile پرزقالی وغیره
snaps قفلکیف وغیره
snapping قفلکیف وغیره
dale خلیج وغیره
dales خلیج وغیره
snap قفلکیف وغیره
piled پرزقالی وغیره
snapped قفلکیف وغیره
sheeting ملافه وغیره
tubes لوله خمیرریش وغیره
coronal هاله خورشید وغیره
curlicue تزئینات خطاطی وغیره
tube لوله خمیرریش وغیره
stations ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed ایستگاه اتوبوس وغیره
station ایستگاه اتوبوس وغیره
coronel هاله خورشید وغیره
tamp سوراخی را با شن وغیره پرکردن
sashes حمایل نظامی وغیره
trap زانویی مستراح وغیره
seance جلسه احضارارواح وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
dower لانه خرگوش وغیره
dossel پشتی صندلی وغیره
subsidence تخفیف درد وغیره
dossal پشتی صندلی وغیره
sash حمایل نظامی وغیره
frontlet پیشانی اسب وغیره
coequal درشان ومقام وغیره
snouts لوله کتری وغیره
furnaces تون حمام وغیره
ratoon نهال موز وغیره
propeller پروانه هواپیماوکشتی وغیره
shells پوست فندق وغیره
shelling پوست فندق وغیره
vase گلدان نقره وغیره
vases گلدان نقره وغیره
propellor پروانه هواپیماوکشتی وغیره
shell پوست فندق وغیره
furnace تون حمام وغیره
pillbox قوطی حب دارو وغیره
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
dollops دسته علف وغیره
dollop دسته علف وغیره
To score a goal . گل زدن ( درفوتبال وغیره )
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
snout لوله کتری وغیره
clop لنگی اسب وغیره
hob با دندانه ماشین وغیره بریدن
hobs با دندانه ماشین وغیره بریدن
hide پوست خام گاووگوسفند وغیره
To be decorated . نشان گرفتن ( مدال وغیره )
barns انبار کاه و جو وکنف وغیره
hides پوست خام گاووگوسفند وغیره
loge جای ویژه در تاتر وغیره
The kI'lled and the wounded. کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
lysis زوال وفساد سلول وغیره
horologe ساعت مچی ودیواری وغیره
To turn over the pages . ورق زدن ( کتاب وغیره )
Please pay the bearer . دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
eversion برگرداندن پلک چشم وغیره
sick bay بهداری کشتی ودانشکده وغیره
stancher بند اور خون وغیره
cess سرازیری کنار رودخانه وغیره
barn انبار کاه و جو وکنف وغیره
blear تاری حاصل از اشک وغیره
tailpiece ارایش ته فصل کتاب وغیره
tank farm محوطه مخازن نفت وغیره
bisk ماهی وغیره درست میکنند
skyrocket ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrocketed ازدیاد سریع قیمت وغیره
To hit a wining streak. شانس آوردن ( درقمار وغیره )
skyrocketing ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrockets ازدیاد سریع قیمت وغیره
nephew پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
choreography رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
nephews پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
Known and unknown . معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
My hair stood on end . مو بر بدنم راست شد ( از وحشت وغیره )
wreckage لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com