Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English
Persian
admix
مخلوط شدن امیزش کردن
Other Matches
incrossbreed
تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
admix
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
admix
امیزش کردن
intercommon
امیزش کردن
intercommunicate
امیزش کردن
converses
مذاکره کردن امیزش
conversing
مذاکره کردن امیزش
converse
مذاکره کردن امیزش
to keep company
باهم امیزش کردن
rub shoulders with others
با مردم امیزش کردن
conversed
مذاکره کردن امیزش
outcross
امیزش کردن دو جنس مختلف با هم
auto rich
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
associating
امیزش کردن معاشرت کردن
associates
امیزش کردن معاشرت کردن
associated
امیزش کردن معاشرت کردن
associate
امیزش کردن معاشرت کردن
mixing
مخلوط کردن
meddles
مخلوط کردن
interlard
مخلوط کردن
melt
مخلوط کردن
intermeddle
مخلوط کردن
admix
مخلوط کردن
melts
مخلوط کردن
blend
مخلوط کردن
mell
مخلوط کردن
blends
مخلوط کردن
meddle
مخلوط کردن
hash
مخلوط کردن
intermingles
با هم مخلوط کردن
intermingle
با هم مخلوط کردن
puddles
مخلوط کردن
intermingled
با هم مخلوط کردن
puddle
مخلوط کردن
confect
مخلوط کردن
intermingling
با هم مخلوط کردن
mingling
مخلوط کردن
mingle
مخلوط کردن
mingles
مخلوط کردن
commix
مخلوط کردن
mingled
مخلوط کردن
meddled
مخلوط کردن
syncrasy
مخلوط کردن
mix
امیختن مخلوط کردن
intermix
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
shuffling
بهم مخلوط کردن
tempers
مخلوط کردن مزاج
mix
مخلوط کردن ترکیب
mixes
امیختن مخلوط کردن
mixes
مخلوط کردن ترکیب
shuffles
بهم مخلوط کردن
shuffled
بهم مخلوط کردن
tempered
مخلوط کردن مزاج
temper
مخلوط کردن مزاج
shuffle
بهم مخلوط کردن
brandy
با کنیاک مخلوط کردن
cross loading
مخلوط کردن بارها
etherize
بااتر مخلوط کردن
ethylate
بااتیل مخلوط کردن
brandies
با کنیاک مخلوط کردن
souse
با ترشی مخلوط کردن
burden
مخلوط کردن بار
burdens
مخلوط کردن بار
commingle
بهم مخلوط کردن
turn the mortar
مخلوط کردن ملات
agitation
مخلوط کردن اشفتگی
blenders
ماشین مخصوص مخلوط کردن
roil
مخلوط کردن سرگردان شدن
blender
ماشین مخصوص مخلوط کردن
immingle
بهم امیختن مخلوط کردن
gradate
درجه بندی کردن مخلوط کردن
truck mixing
مخلوط کردن بتن روی کامیون
platinize
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
sugars
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
sugar
ماده قندی با شکر مخلوط کردن
association
امیزش
associations
امیزش
haunt
امیزش
haunts
امیزش
combination
امیزش
amalgamation
امیزش
intercommunion
امیزش
intercourse
امیزش
mixing
امیزش
farrago
امیزش
blunders
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundered
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blundering
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
blunder
دست پاچه شدن وبهم مخلوط کردن
premix
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
immiscible
امیزش ناپذیر
mixture
ترکیب امیزش
sexual intercourse
امیزش جنسی
incommunicatively
بطور کم امیزش
incommunicative
بی معاشرت و بی امیزش
insociable
غیرقابل امیزش
conviviality
قابلیت امیزش
immix
امیزش یافتن
miscible
امیزش پذیر
mixtures
ترکیب امیزش
mixing valve
دریچه امیزش
oxygenation
امیزش با اکسیژن
chiasma
امیزش ازمیان یا از پهنا
immiscibly
بطور امیزش ناپذیر
dry ginger
نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود
blends
مخلوط کردن رقیق کردن
blend
مخلوط کردن رقیق کردن
ming
ذکر کردن مخلوط کردن
speech synthesis
ترکیب کلام امیزش سخن
batch
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
hash
گوشت وسبزههای پخته که باهم بیامیزند امیزش
nitrosulphuric
ساخته شده از امیزش تیزاب و جوهر گوگرد
incross
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
p sexual relations
امیزش جنسی بطورهرج مرج وبدون رعایت ائین عروسی
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
blend
مخلوط
composite
مخلوط
confused
مخلوط
blends
مخلوط
hash
مخلوط
blent
مخلوط شد
macedoine
مخلوط
mixed
مخلوط
mixtures
مخلوط
blending
مخلوط
mixture
مخلوط
mixers
مخلوط کن
anti freeze mixture
مخلوط ضد یخ
blender
مخلوط کن
blenders
مخلوط کن
admixtion
مخلوط
admixture
مخلوط
compost
مخلوط
mixer
مخلوط کن
mixable
امیزش پذیر امتزاج پذیر
mixing in place
امیختن در جا مخلوط در جا
heterogeneous mixture
مخلوط ناهمگن
mixed semiconductor
نیمرسانای مخلوط
mixed gas
گاز مخلوط
mixed crystal
کریستال مخلوط
mixed glue
چسب مخلوط
laudanum
مخلوط افیون
solid solution
کریستال مخلوط
powder mixer
گرد مخلوط کن
mixer
مخلوط کننده
terpenoid
مخلوط باترپن
blend
مخلوط امیختگی
gas mixture
مخلوط گاز
proportioner
مخلوط کن شیمیایی
weak mixture
مخلوط ضعیف
pug mill
اسیای گل مخلوط کن
mixtures
بتن مخلوط کن
duplex pressure proportioner
مخلوط کن دو فشاری
mixture control
کنترل مخلوط
homogeneous mixture
مخلوط همگن
unadulterated
مخلوط نشده
blends
مخلوط امیختگی
mix
مخلوط ترکیبی
cryogen
مخلوط سرمازا
blent
مخلوط کرد
mixers
مخلوط کننده
concrete mix
مخلوط بتن
mix
امیزه مخلوط
immiscible
مخلوط نشدنی
mixes
مخلوط ترکیبی
intercarrier buzz
وزوز مخلوط
intercarrier beat
زنه مخلوط
crab cocktail
مخلوط خرچنگ
mixes
امیزه مخلوط
azeotropic mixture
مخلوط همجوش
azeotropic mixture
مخلوط ازئوتروپ
staff
مخلوط سیمان و گچ
ternary mixture
مخلوط سه تایی
hot mixer
مخلوط کننده
porridge
چیز مخلوط
batch mixer
مخلوط کن ضربهای
staffs
مخلوط سیمان و گچ
mixture
بتن مخلوط کن
unscourced wool
پشم مخلوط
melange
مخلوط امیختگی
lean mixture
مخلوط رقیق
rich mix
مخلوط پر مایه
staffed
مخلوط سیمان و گچ
miscible
مخلوط شدنی
frequency mixer
مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
miscible
مخلوط شدنی امیزنده
organic silt
مخلوط بامواد الی
olio
مخلوط چیزدرهم ریخته
rotary drum mixer
مخلوط کننده طبلکی
ready mixed paints
رنگهای مخلوط اماده
fuel oil mixture
مخلوط روغن و سوخت
hc mixture
مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
unalloyed
غیر مخلوط خالص
complexly
بطور پیچیده یا مخلوط
continous mixer
مخلوط کننده دائمی
composite lightweight concrete
بتن سبک مخلوط
detrital cone
مخلوط افکنه واریزهای
gas air mixture
مخلوط بنزین و هوا
dry blending
مخلوط سازی خشک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com